متا پلتفرمز، که قبلاً با نام فیسبوک شناخته میشد، در سال ۲۰۰۰ یک شرکت عمومی نبود. این شرکت در سال ۲۰۰۴ تأسیس شد و عرضه اولیه سهام آن (IPO) بسیار دیرتر، در ۱۸ مه ۲۰۱۲ انجام شد. بنابراین، هرگونه بحث در مورد قیمت سهام متا در سال ۲۰۰۰ نادرست است، زیرا در آن زمان اصلاً وجود نداشت.
چشمانداز سرمایهگذاری در سال ۲۰۰۰: پیش از متا و ظهور داراییهای دیجیتال
این پرسش که آیا سهام شرکت «متا پلتفرمز» (Meta Platforms) در سال ۲۰۰۰ قابل معامله بود یا خیر، ما را مستقیماً به درکی بنیادین از چرخههای حیات شرکتها، بازارهای عمومی و تحول چشمگیر فناوری و فرصتهای سرمایهگذاری در دو دهه گذشته رهنمون میسازد. به زبان ساده، خیر؛ سهام متا در سال ۲۰۰۰ در دسترس نبود. این یک نکته کلیدی است که به عنوان سکوی پرتابی برای بررسی تفاوتهای فاحش دنیای سرمایهگذاری در هزاره جدید نسبت به اکوسیستم در حال رشد داراییهای دیجیتال امروزی عمل میکند.
شرکت متا که تا سال ۲۰۲۱ در سطح جهانی با نام فیسبوک شناخته میشد، در سال ۲۰۰۰ حتی یک ایده اولیه هم نبود. این شرکت در سال ۲۰۰۴ توسط مارک زاکربرگ و هماتاقیهای دانشگاهیاش، ابتدا با نام "Thefacebook" به عنوان یک شبکه اجتماعی برای دانشجویان دانشگاه هاروارد تأسیس شد. مسیر حرکت آن از یک پروژه خوابگاهی تا تبدیل شدن به یک غول فناوری جهانی، شامل چندین مرحله جذب سرمایه خصوصی پیش از عرضه سهام به عموم بود. عرضه عمومی اولیه (IPO) بسیار منتظر فیسبوک در ۱۸ مه ۲۰۱۲ رخ داد. این رویداد نشاندهنده گذار آن از یک نهاد خصوصی به یک شرکت سهامی عام در بورس نزدک (NASDAQ) بود که سهام آن را در دسترس سرمایهگذاران خرد و نهادی قرار داد.
در سال ۲۰۰۰، اینترنت هنوز در مراحل اولیه تجاریسازی خود بود و اواخر دوران ترکیدن حباب بدنام «دات-کام» را پشت سر میگذاشت. سرمایهگذاریها بر شرکتهای تثبیتشده یا معدود شرکتهای اینترنتی متمرکز بود که از آن تصفیه بازار جان سالم به در برده بودند و معمولاً از طریق بورسهای سنتی فعالیت میکردند. مفهوم «رسانههای اجتماعی» به شکلی که امروز میشناسیم، چه رسد به شرکتی با ارزش صدها میلیارد یا تریلیون دلار که حول آن ساخته شده باشد، فراتر از تخیل جمعی سرمایهگذاران جریان اصلی بود.
فضای سرمایهگذاری در سال ۲۰۰۰: دنیای پیش از داراییهای دیجیتال
برای درک واقعی اهمیت عدم وجود متا در بازار سهام سال ۲۰۰۰، درک چشمانداز سرمایهگذاری آن دوران ضروری است.
- سلطه بازارهای بورس سنتی: سهام، اوراق قرضه، صندوقهای سرمایهگذاری مشترک و املاک، ابزارهای اصلی سرمایهگذاری بودند. دسترسی به این بازارها عمدتاً از طریق شرکتهای کارگزاری و اغلب با تعامل انسانی صورت میگرفت.
- پیامدهای دات-کام: اواخر دهه ۱۹۹۰ شاهد انفجار شرکتهای مبتنی بر اینترنت بود که بسیاری از آنها برنامههای بلندپروازانه اما سود کمی داشتند. تا سال ۲۰۰۰-۲۰۰۱، این حباب ترکید و منجر به زیانهای سنگین برای بسیاری از سرمایهگذاران و اتخاذ رویکردی محتاطانهتر نسبت به سهام فناوری شد.
- نفوذ نوپای اینترنت: اگرچه اینترنت در حال رشد بود، اما هنوز به ابزاری همهگیر و همیشه متصل مانند امروز تبدیل نشده بود. پذیرش اینترنت پهنباند (Broadband) هنوز محدود بود و اینترنت موبایل در مراحل ابتدایی قرار داشت. این مسئله دقیقاً مدلهای کسبوکاری را که شرکتهایی مانند فیسبوک بعدها بر پایه آنها شکوفا شدند، محدود میکرد.
- فقدان ارزهای دیجیتال: ارزهای دیجیتال به سادگی وجود نداشتند. وایتپیپر (سپیدنامه) جریانساز بیتکوین با عنوان «بیتکوین: یک سیستم پولی الکترونیکی همتا به همتا» تا اکتبر ۲۰۰۸ توسط شخص ناشناسی به نام ساتوشی ناکاموتو منتشر نشد و بلاکِ پیدایش (Genesis Block) این شبکه نیز در ژانویه ۲۰۰۹ استخراج گردید.
این بافت تاریخی، دنیایی را نشان میدهد که به طور بنیادی با اقتصاد دیجیتال امروز متفاوت است. نبود سهام متا در سال ۲۰۰۰ صرفاً یک پاورقی تاریخی نیست؛ بلکه بر تغییر دراماتیک در نحوه خلق، مبادله و سرمایهگذاری ارزش در عصر مدرن، به ویژه با ظهور ارزهای دیجیتال و فناوری بلاک چین تأکید میکند.
پیدایش یک مرز دیجیتال جدید: ظهور ارزهای دیجیتال
دوره پس از سال ۲۰۰۰، به ویژه در اواخر آن دهه، شاهد مفهومسازی و تولد یک کلاس دارایی کاملاً جدید بود: ارزهای دیجیتال (Cryptocurrencies). در حالی که متا (فیسبوک آن زمان) مشغول ساختن امپراتوری شبکه اجتماعی خود بر پایه اصول وب ۲ (کنترل متمرکز و مالکیت دادهها) بود، جنبشی موازی در حال شکلگیری بود که از تمرکززدایی، شفافیت و قدرت بخشیدن به کاربر حمایت میکرد.
نقاط عطف کلیدی در تاریخ اولیه کریپتو:
- ۲۰۰۸: انتشار وایتپیپر بیتکوین. ساتوشی ناکاموتو مفهوم یک ارز دیجیتال غیرمتمرکز را معرفی کرد که توسط رمزنگاری و یک دفتر کل توزیعشده (بلاک چین)، مستقل از بانکهای مرکزی یا نهادهای مالی، ایمن میشود.
- ۲۰۰۹: راهاندازی شبکه بیتکوین. اولین بلاک از بلاک چین بیتکوین استخراج شد که آغاز عصر ارزهای دیجیتال بود. پذیرندگان اولیه و «سایفرپانکها» شروع به آزمایش این شکل نوین از پول دیجیتال کردند.
- ۲۰۱۰: اولین تراکنش واقعی با بیتکوین. لازلو هانیچ دو پیتزا را در ازای ۱۰,۰۰۰ بیتکوین خریداری کرد؛ رویدادی که اکنون با نام «روز پیتزای بیتکوین» جشن گرفته میشود و پتانسیل آن را به عنوان یک واسطه مبادله نشان داد.
- ۲۰۱۱-۲۰۱۳: ظهور «آلتکوینها». اولین ارزهای دیجیتال جایگزین مانند لایتکوین و ریپل ظاهر شدند و با الگوریتمها، سرعت تراکنش یا کاربردهای متفاوت شروع به آزمایش کردند. مفهوم «عرضه اولیه کوین» (ICO) نیز شروع به شکلگیری کرد و به پروژهها اجازه داد با صدور توکنهای جدید مستقیماً از عموم مردم سرمایه جذب کنند.
- ۲۰۱۵: راهاندازی اتریوم. ویتالیک بوترین و بنیانگذاران دیگر، اتریوم را راهاندازی کردند؛ یک پلتفرم بلاک چینی پیشگام که «قراردادهای هوشمند» را معرفی کرد. این نوآوری فناوری بلاک چین را فراتر از پول دیجیتال ساده برد و امکان ایجاد اپلیکیشنهای غیرمتمرکز (dApps)، امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) و توکنهای غیرمثلی (NFTs) را فراهم کرد.
این خط زمانی تضاد شدیدی با مسیر متا دارد. در حالی که متا ارزش خود را با متمرکز کردن دادههای کاربران و ایجاد یک «باغ محصور» (Walled Garden) ساخت، ارزهای دیجیتال به دنبال برچیدن چنین ساختارهای متمرکزی بودند و چشماندازی از سیستمهای مالی باز، بدون نیاز به مجوز و مقاوم در برابر سانسور و مالکیت دیجیتال را ارائه دادند.
فراتر از بیتکوین: اکوسیستم رو به گسترش کریپتو و تمایز آن با سهام سنتی
موفقیت اولیه بیتکوین، زنده بودن ارز دیجیتال غیرمتمرکز را ثابت کرد. سپس اتریوم افقها را گسترش داد و نشان داد که بلاک چین میتواند پلتفرمی برای اپلیکیشنهای پیچیده و برنامهنویسیپذیر باشد. این امر راه را برای انفجار خلاقیت و نوآوری هموار کرد و منجر به ایجاد یک اکوسیستم متنوع کریپتویی شد که به طور بنیادی با بازارهای بورس سنتی تفاوت دارد.
تفاوت ارزهای دیجیتال با سهام سنتی:
-
دارایی زیربنایی:
- سهام: نشاندهنده سهم مالکیت در یک شرکت متمرکز است. ارزش آن به سودآوری، داراییها و چشمانداز رشد آتی شرکت بستگی دارد.
- ارزهای دیجیتال: میتوانند نشاندهنده موارد مختلفی باشند:
- ذخیره ارزش: مانند بیتکوین که به عنوان طلای دیجیتال عمل میکند.
- توکنهای کاربردی (Utility Tokens): اجازه دسترسی به خدمات در یک شبکه غیرمتمرکز را میدهند (مثلاً پرداخت کارمزد تراکنشها).
- توکنهای حاکمیتی (Governance Tokens): به دارندگان حق رأی در یک سازمان خودگردان غیرمتمرکز (DAO) میدهند.
- استیبلکوینها: به یک ارز فیات یا دارایی دیگر متصل هستند تا ارزش ثابتی داشته باشند.
- داراییهای بومی بلاک چین: برای عملکرد و امنیت یک بلاک چین ضروری هستند (مانند اتر در اتریوم).
-
تمرکزگرایی در مقابل تمرکززدایی:
- سهام: در بورسهای متمرکز معامله میشوند و مشمول حاکمیت شرکتی، مقررات ملی و سیاستهای بانک مرکزی هستند.
- ارزهای دیجیتال: بسیاری برای غیرمتمرکز بودن طراحی شدهاند و روی شبکههای توزیعشده بدون یک نقطه کنترل واحد عمل میکنند. تراکنشها توسط شبکهای از شرکتکنندگان تأیید میشوند، نه یک نهاد مرکزی.
-
صدور و عرضه:
- سهام: توسط شرکتها از طریق IPO یا عرضههای ثانویه صادر میشوند و عرضه آنها توسط شرکت کنترل و توسط نهادهای مالی تنظیم میشود.
- ارزهای دیجیتال: اغلب دارای یک برنامه عرضه از پیش تعیینشده، شفاف و گاهی محدود هستند که در کد آنها تعبیه شده است (مانند سقف ۲۱ میلیونی بیتکوین). توکنهای جدید معمولاً از طریق استخراج (Mining)، استیکینگ (Staking) یا فرآیندهای الگوریتمی ایجاد میشوند.
-
ساعات معامله و دسترسی جهانی:
- سهام: عمدتاً در ساعات مشخصی از بازار، معمولاً دوشنبه تا جمعه معامله میشوند و میتوانند محدودیتهای جغرافیایی داشته باشند.
- ارزهای دیجیتال: به صورت ۲۴ ساعته در ۷ روز هفته در صرافیهای جهانی معامله میشوند و برای هر کسی که به اینترنت دسترسی دارد در دسترس هستند که نقدینگی مداوم را تقویت میکند.
-
مقررات:
- سهام: به شدت توسط نهادهای دولتی (مانند SEC در آمریکا) تنظیم میشوند تا از سرمایهگذاران محافظت کرده و یکپارچگی بازار را تضمین کنند.
- ارزهای دیجیتال: مقررات هنوز در حال تکامل است و در حوزههای قضایی مختلف تفاوت چشمگیری دارد که اغلب مجموعهای پیچیده از قوانین و تفاسیر را ارائه میدهد.
گذار از سرمایهگذاری در یک شرکت سنتی مانند متا (پس از ۲۰۱۲) به سرمایهگذاری در توکن یک شبکه غیرمتمرکز، نشاندهنده تغییر بنیادین در فلسفه سرمایهگذاری است؛ تغییری از مالکیت در یک شرکت به مشارکت در یک اکوسیستم دیجیتال.
امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) و بازسازی خدمات مالی
ماهیت برنامهنویسیپذیر بلاک چینها، به ویژه قابلیتهای قرارداد هوشمند اتریوم، موجی از نوآوری به نام امور مالی غیرمتمرکز یا «دیفای» (DeFi) را به راه انداخت. هدف دیفای بازسازی خدمات مالی سنتی – وامدهی، وامگیری، معاملات، بیمه – با استفاده از فناوری بلاک چین، حذف واسطهها و ارائه شفافیت و دسترسی بیشتر است.
اجزا و مفاهیم کلیدی دیفای:
- قراردادهای هوشمند: قراردادهای خوداجرا که شرایط آنها مستقیماً در کد نوشته شده است. آنها تراکنشها و توافقها را خودکار کرده و نیاز به شخص ثالث را از بین میبرند.
- صرافیهای غیرمتمرکز (DEXs): پلتفرمهایی مانند Uniswap یا SushiSwap به کاربران اجازه میدهند ارزهای دیجیتال را مستقیماً و به صورت همتا به همتا با یکدیگر مبادله کنند، بدون اینکه نیازی به یک صرافی متمرکز برای نگهداری داراییها باشد.
- پروتکلهای وامدهی و وامگیری: پلتفرمهایی مانند Aave یا Compound کاربران را قادر میسازند تا داراییهای دیجیتال خود را برای کسب سود وام دهند یا با ارائه وثیقه، وام دریافت کنند؛ تمام این فرآیند توسط قراردادهای هوشمند مدیریت میشود.
- کشت سود (Yield Farming): عمل استیکینگ یا قرض دادن داراییهای دیجیتال در پروتکلهای مختلف دیفای برای کسب بازدهی یا پاداش بالا.
- استیبلکوینها: این ارزها که برای دیفای حیاتی هستند، به داراییهای پایدار مانند دلار آمریکا متصلاند و نوسانات سایر ارزهای دیجیتال را کاهش داده و به عنوان پلی بین ارز فیات و کریپتو عمل میکنند.
دیفای جایگزینی برای سیستم مالی سنتی (TradFi) ارائه میدهد و خدمات مالیای را فراهم میکند که اغلب بدون نیاز به مجوز، جهانی و کارآمدتر هستند. در حالی که متا (و سایر غولهای فناوری) با متمرکز کردن خدمات، صنایع را متحول کردند، دیفای قصد دارد با غیرمتمرکز کردن امور مالی، این حوزه را دگرگون کند که تضاد آشکاری در رویکردهای نوآوری دیجیتال نشان میدهد.
توکنهای غیرمثلی (NFTs) و انقلاب مالکیت دیجیتال
نوآوری پیشگامانه دیگری که توسط فناوری بلاک چین، به ویژه اتریوم ممکن شد، توکن غیرمثلی یا «انافتی» (NFT) است. برخلاف ارزهای دیجیتال سنتی (که مثلی یا Fungible هستند، به این معنی که هر واحد با واحد دیگر یکسان و قابل تعویض است، مانند اسکناسهای دلار)، انافتیها داراییهای دیجیتال منحصربهفردی هستند. هر انافتی دارای هویت متمایزی است که در بلاک چین ثبت شده و مالکیت یگانه و اصالت آن را اثبات میکند.
اهمیت انافتیها:
- کمیابی و اصالت دیجیتال: انافتیها مالکیت قابل تأیید اقلام دیجیتال را ممکن میسازند و کمیابی را به حوزهای میآورند که پیش از این با تکثیر بیپایان شناخته میشد. این امر پیامدهای عمیقی برای هنر دیجیتال، اقلام کلکسیونی و بازیها دارد.
- کاربردهای متنوع:
- هنر دیجیتال: انافتیها به هنرمندان اجازه میدهند آثار دیجیتال منحصربهفرد خود را مستقیماً به کلکسیونرها بفروشند و از بازفروشهای آتی حق امتیاز (Royalty) دریافت کنند.
- اقلام کلکسیونی: از CryptoPunks تا Bored Apes، انافتیها دسته جدیدی از کلکسیونهای دیجیتال با جوامع پرشور ایجاد کردهاند.
- بازی: در بازیهای مبتنی بر بلاک چین، بازیکنان میتوانند واقعاً مالک داراییهای درون بازی (شخصیتها، آیتمها، زمینهای مجازی) به صورت انافتی باشند و آنها را خارج از اکوسیستم بازی معامله کنند.
- زمین مجازی: انافتیها نشاندهنده مالکیت قطعات زمین مجازی در پلتفرمهای متاورسی هستند.
- هویت دیجیتال و بلیتفروشی: انافتیها میتوانند به عنوان شناسههای منحصربهفرد، بلیت رویدادها یا کارتهای عضویت عمل کنند.
- اجزای سازنده متاورس: انافتیها برای ایجاد اقتصادهای دیجیتال در دنیای مجازی حیاتی هستند. آنها مکانیسمی برای مالکیت داراییهای مجازی، زمین و حتی آواتارها در متاورس در حال ظهور فراهم میکنند.
متاورس: جایی که فناوری سنتی و کریپتو به هم میرسند (یا از هم جدا میشوند)
مفهوم «متاورس» – یک دنیای مجازی پایدار و متصل به هم – به ویژه پس از تغییر نام تجاری «متا پلتفرمز» برای انعکاس تمرکز بر این چشمانداز آینده، شتاب زیادی گرفته است. با این حال، رویکرد ساخت متاورس بین غولهای فناوری متمرکز و پروژههای غیرمتمرکز کریپتویی به شدت متفاوت است.
چشمانداز متاورس متمرکزِ متا:
متا پلتفرمز متاورسی را متصور است که حول اکوسیستم موجودش ساخته شده و کاربران در آن در یک محیط مجازی که اغلب توسط شرکت کنترل و نظارت میشود، تعامل دارند. در حالی که آنها نیاز به همکاریپذیری (Interoperability) را تأیید میکنند، مدل آنها عموماً سطحی از قدرت مرکزی را بر دادههای کاربر، محتوا و فعالیتهای اقتصادی حفظ میکند؛ مشابه پلتفرمهای رسانههای اجتماعی فعلی آنها.
متاورس غیرمتمرکز و بومیِ کریپتو:
در مقابل، بسیاری از پروژههای متاورسی بومی کریپتو (مانند Decentraland، The Sandbox یا Somnium Space) با هدف ساخت دنیای مجازی باز، بدون نیاز به مجوز و متعلق به کاربر فعالیت میکنند. در این محیطها:
- مالکیت: زمینهای مجازی و داراییهای درون بازی به عنوان انافتی در اختیار کاربران است، نه خالقان پلتفرم.
- حاکمیت: اغلب توسط دائو (DAO) مدیریت میشوند که در آن دارندگان توکن درباره تصمیمات کلیدی رأی میدهند و به کاربران در توسعه آینده متاورس حق اظهارنظر میدهند.
- اقتصاد: قدرت گرفته از ارزهای دیجیتال و انافتیها که امکان تجارت همتا به همتا و ایجاد اقتصادهای تولیدشده توسط کاربر را بدون واسطههای متمرکز فراهم میکند.
- همکاریپذیری: اگرچه هنوز در مراحل اولیه است، اما هدف این است که داراییها و هویتها به طور یکپارچه بین دنیاهای مجازی مختلف که توسط استانداردهای بلاک چین فعال شدهاند، جابهجا شوند.
این تمایز، یک شکاف ایدئولوژیک بنیادی را برجسته میکند: مدل متمرکز و پلتفرممحور وب ۲ (که در ریشههای فیسبوک/متا مشهود است) در مقابل پارادایم غیرمتمرکز و کاربرمحور وب ۳ که به طور ذاتی با ارزهای دیجیتال و فناوری بلاک چین پیوند خورده است. متاورس میدان نبردی برای این دو فلسفه است.
ناوبری در چشمانداز سرمایهگذاری دیجیتال: ریسکها و پاداشها
مسیر حرکت از بازار بورس سنتی سال ۲۰۰۰ به چشمانداز پیچیده امروزی از سهام و داراییهای دیجیتال، شامل تغییرات اساسی در پارادایمهای سرمایهگذاری است. هم سهام فناوری اولیه (مانند فیسبوک/متا پس از عرضه عمومی) و هم ارزهای دیجیتال، فرصتها و چالشهای منحصربهفردی را پیش روی سرمایهگذاران قرار دادهاند.
اشتراکات در ریسک:
- نوسان: هم سهام فناوری در مراحل اولیه و هم ارزهای دیجیتال مستعد نوسانات شدید قیمت ناشی از سفتهبازی، احساسات بازار و رویدادهای خبری هستند.
- عدم قطعیت مقرراتی: چارچوبهای قانونی برای شرکتهای فناوری تکامل یافته است و کریپتو نیز با عدم قطعیت مداوم در حوزههای قضایی مختلف روبروست.
- ریسک فناوری: موفقیت هر دو به پذیرش، مقیاسپذیری و امنیت فناوری زیربنایی بستگی دارد.
- نگرانیهای امنیتی: هم پلتفرمهای سنتی و هم صرافیهای کریپتو میتوانند در برابر حملات سایبری آسیبپذیر باشند که منجر به از دست رفتن داراییها یا نشت دادهها میشود.
ریسکهای خاص کریپتو:
- ریسک نقدینگی: برخی ارزهای دیجیتال کوچکتر ممکن است حجم معاملات کمی داشته باشند که خرید یا فروش مقادیر زیاد را بدون تأثیر بر قیمت دشوار میکند.
- ریسک قرارداد هوشمند: نقص در کد قراردادهای هوشمند میتواند منجر به آسیبپذیریهایی شود که پتانسیل از دست رفتن سرمایه را به همراه دارد.
- ریسک پذیرش: ارزش بلندمدت یک ارز دیجیتال اغلب به پذیرش و کاربرد آن در اکوسیستم مربوطه بستگی دارد.
- کلاهبرداری و تقلب: ماهیت غیرمتمرکز و کمتر تنظیمشده فضای کریپتو متأسفانه طرحهای کلاهبرداری مختلفی را به خود جذب کرده است.
تحقیق و بررسی (Due Diligence) حیاتی است:
صرفنظر از کلاس دارایی، تحقیق کامل ضروری است. برای سهام، این به معنای تحلیل صورتهای مالی، تیمهای مدیریتی و جایگاه بازار است. برای ارزهای دیجیتال، به معنای درک فناوری بلاک چین زیربنایی، وایتپیپر پروژه، توکنومیک (Tokenomics)، تیم توسعه، حمایت جامعه و کاربرد واقعی آن است.
تکامل سرمایهگذاری: از عصر دات-کام تا داراییهای دیجیتال
سال ۲۰۰۰ دوران متفاوتی بود؛ زمانی که ایده سرمایهگذاری در شرکتی مانند متا (یا پیشسلف آن، فیسبوک) سالها با تحقق فاصله داشت و مفهوم ارز دیجیتال غیرمتمرکز هنوز متولد نشده بود. مسیر آن دوره تا امروز، تکامل مداوم فرصتهای سرمایهگذاری را نشان میدهد که توسط نوآوریهای تکنولوژیک و تغییرات اجتماعی هدایت شده است.
- اوایل دهه ۲۰۰۰: تمرکز بر بازیابی از حباب دات-کام، با داراییهای سنتی و شرکتهای تثبیتشده که پایه و اساس سبدهای سهام را تشکیل میدادند.
- اواسط تا اواخر دهه ۲۰۰۰: ظهور غولهای وب ۲ مانند فیسبوک، توییتر و گوگل که پتانسیل عظیم خلق ارزش در پلتفرمهای مبتنی بر اینترنت را نشان دادند. این دوره همچنین شاهد تولد بیتکوین بود که در سکوت، پایه و اساس یک پارادایم مالی جدید را بنا کرد.
- دهه ۲۰۱۰: بلوغ وب ۲ با عرضههای عمومی اولیه (IPO) فناوری که به رویدادهای بزرگ تبدیل شدند. در کنار آن، بیتکوین مقبولیت پیدا کرد و اتریوم راهاندازی شد که عصر قراردادهای هوشمند و بلاک چین برنامهنویسیپذیر را آغاز کرد.
- اوایل دهه ۲۰۲۰: انفجار دیفای و انافتیها که امور مالی غیرمتمرکز و مالکیت دیجیتال را به خط مقدم آورد. مفهوم متاورس برجسته شد و مرزهای بین اقتصادهای فیزیکی و دیجیتال را بیش از پیش کمرنگ کرد که اغلب ارزهای دیجیتال و انافتیها در هسته آن قرار دارند.
داستان متا پلتفرمز، از تأسیس تا عرضه عمومی، گواهی بر قدرت نوآوری متمرکز در عصر وب ۲ است. به طور همزمان، ظهور ارزهای دیجیتال، از بیتکوین تا چشمانداز وسیع دیفای و انافتی، نشاندهنده چشمانداز جسورانه نوآوری غیرمتمرکز و قدرت بخشیدن به کاربران در عصر نوپای وب ۳ است. اگرچه سهام متا قطعاً در سال ۲۰۰۰ در دسترس نبود، اما درک چرای آن و آنچه از آن زمان ظهور کرده است، بافت ارزشمندی را برای ناوبری در دنیای پیچیده و به سرعت در حال تکامل سرمایهگذاریهای دیجیتال فراهم میکند. چشمانداز سرمایهگذاری آینده بدون شک همچنان تحت تأثیر تعامل بین این نیروهای قدرتمند و اغلب متضاد پیشرفت تکنولوژیک خواهد بود.