لونا، توکن بومی ترا، برای جذب نوسانات قیمت استیبلکوین الگوریتمی ترا یواسدی (UST) طراحی شده بود، که برای حفظ ثبات آن حیاتی بود. در ماه مه ۲۰۲۲، UST از تثبیت خارج شد که باعث سقوط لونا به دلیل نقش ذاتی آن در جذب نوسانات گردید و منجر به از دست رفتن قابل توجهی در ارزش بازار شد.
اکوسیستم ترا (Terra): سمفونی دو توکنی
بلاکچین ترا که در سال ۲۰۱۸ توسط آزمایشگاه Terraform Labs راهاندازی شد، چشماندازی جاهطلبانه برای امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) ارائه داد که حول یک سیستم منحصربهفرد «دو توکنی» متمرکز بود. در هسته این سیستم، TerraUSD (UST) قرار داشت؛ یک استیبلکوین الگوریتمی که برای حفظ برابری ۱:۱ (Peg) با دلار آمریکا طراحی شده بود. در کنار آن، لونا (Luna) به عنوان ارز دیجیتال بومی شبکه قرار داشت که وظیفه آن جذب نوسانات قیمتی UST، تسهیل حاکمیت و امنیت شبکه از طریق استیکینگ (Staking) بود. این طراحی پیچیده با هدف ایجاد یک اقتصاد غیرمتمرکز خودکفا انجام شد تا یک ارز دیجیتال باثبات را بدون تکیه بر وثیقههای سنتی و متمرکز فراهم کند.
TerraUSD (UST): وعده استیبلکوین الگوریتمی
برخلاف استیبلکوینهای وثیقهمحور مانند تتر (USDT) یا یواسدی کوین (USDC) که تلاش میکنند پشتوانه هر توکن را با ارزهای فیات یا داراییهای با نقدینگی بالا تضمین کنند، UST یک استیبلکوین الگوریتمی بود. ثبات آن نه توسط ذخایری از داراییهای واقعی، بلکه از طریق یک مکانیسم پیچیده درونزنجیرهای (On-chain) با همکاری توکن خواهر خود، یعنی لونا، حفظ میشد. وعده بنیادی UST فراهم کردن یک دارایی باثبات، مقیاسپذیر، مقاوم در برابر سانسور و غیرمتمرکز برای اقتصاد کریپتو، بدون ریسکها و ناکارآمدیهای مدیریت متمرکز داراییها بود.
لونا (Luna): جذبکننده نوسانات و توکن حاکمیتی
لونا به عنوان دارایی زیربنایی اکوسیستم ترا طراحی شده بود و چندین عملکرد حیاتی را ایفا میکرد:
- جذب نوسانات: نقش اصلی لونا جذب نوسانات قیمتی UST بود و به عنوان یک وزنه تعادلی پویا برای حفظ پیوند دلاری UST عمل میکرد.
- استیکینگ و امنیت: دارندگان لونا میتوانستند توکنهای خود را برای تایید تراکنشها و تامین امنیت بلاکچین ترا استیک کرده و در مقابل پاداش دریافت کنند.
- حاکمیت: لونا حقوق حاکمیتی را به دارندگانش اعطا میکرد و به آنها اجازه میداد تا در مورد تغییرات پروتکل ترا پیشنهاد داده و رای دهند و بر توسعه آینده و پارامترهای اقتصادی آن تاثیر بگذارند.
- کارمزدهای پروتکل: کارمزد تراکنشها در شبکه ترا با لونا پرداخت میشد که باعث ادغام بیشتر آن در مدل اقتصادی اکوسیستم میگشت.
این رابطه همزیستی به این معنا بود که موفقیت UST به طور ذاتی با سلامت و ارزش لونا گره خورده بود و برعکس. این یک رقص میان دو توکن بود که در آن ثبات یکی تئوریکاً توسط ظرفیت نوسان دیگری تضمین میشد.
مکانیسم تثبیت الگوریتمی: طراحی جاهطلبانه
هسته اصلی مکانیسم ثبات ترا در یک سیستم پیچیده آربیتراژ «ضرب و سوزاندن» (Mint-and-Burn) نهفته بود. این مکانیسم برای تنظیم خودکار عرضه UST و لونا در پاسخ به تقاضای بازار طراحی شده بود تا برابری ۱:۱ UST با دلار حفظ شود.
ضرب و سوزاندن: پیوند چگونه باید حفظ میشد؟
این سیستم بر اساس یک اصل ساده اقتصادی عمل میکرد: عرضه و تقاضا.
این مکانیسم به گونهای طراحی شده بود که مستحکم باشد و با تکیه بر بازیگران اقتصادی عاقل، هرگونه انحراف از پیوند ۱ دلاری را از طریق آربیتراژ از بین ببرد و ثبات UST را صرفاً از طریق ابزارهای الگوریتمی تضمین کند.
آربیتراژ: موتور محرک ثبات (در تئوری)
آربیتراژورها که مدام بازار را رصد میکردند، ستون اصلی این سیستم بودند. تلاش آنها برای کسب سودهای کوچک و بدون ریسک قرار بود همان «دست نامرئی» باشد که UST را به دلار متصل نگه میدارد. کارایی و سرعت این آربیتراژ حیاتی بود؛ هرگونه تاخیر یا شکست در این فرآیند میتوانست باعث انحراف قیمت و ایجاد فرصت برای نوسانات بزرگتر شود.
سیاست پولی غیرمتمرکز: چشماندازی از خودمختاری
چشمانداز پشت این طراحی، ایجاد شکلی واقعاً غیرمتمرکز از پول بود. برخلاف ارزهای فیات که توسط بانکهای مرکزی کنترل میشوند یا استیبلکوینهای وثیقهمحور که اغلب به نهادهای متمرکز برای مدیریت ذخایر متکی هستند، ثبات UST قرار بود کاملاً الگوریتمی و شفاف باشد و به جای صلاحدید انسانی یا حسابرسیهای شخص ثالث، توسط کدها هدایت شود. این نویدبخش آیندهای بود که در آن ارزهای دیجیتال میتوانستند بدون به خطر انداختن غیرمتمرکز بودن، به ثبات برسند.
آسیبپذیریهای ذاتی طراحی: شکاف در پیریزی
طراحی ترا/لونا اگرچه از نظر فکری ظریف بود، اما چندین آسیبپذیری بحرانی داشت که در شرایط سخت بازار، مرگبار بودن خود را نشان دادند. این ضعفها تئوریک نبودند، بلکه با ماهیت مکانیسم تثبیت الگوریتمی عجین شده بودند.
حلقه بازتابندگی (Reflexivity): تیغ دو لبه
شاید بزرگترین نقص طراحی، بازتابندگی ذاتی بین UST و لونا بود. بازتابندگی در بازارهای مالی، یک حلقه بازخورد تقویتکننده را توصیف میکند که در آن نوسان قیمت در یک دارایی، نوسان قیمت در دارایی دیگر را تشدید میکند.
- بازتابندگی مثبت (بازار گاوی): وقتی تقاضا برای UST بالا بود (مثلاً به دلیل فرصتهای سودآوری جذاب در پروتکل انکور - Anchor Protocol)، UST بیشتری ضرب میشد. این امر مستلزم سوزاندن لونا بود که عرضه لونا را کاهش و ارزش آن را افزایش میداد. بالا رفتن قیمت لونا اعتماد به ثبات UST را بیشتر میکرد، سرمایه بیشتری جذب میشد و این چرخه مثبت تداوم مییافت. این موضوع باعث میشد که در دورههای رشد، هر دو توکن بسیار مستحکم به نظر برسند.
- بازتابندگی منفی (بازار خرسی/بحران): خطر در زمان بحران اعتماد یا یک رویداد جدی «دی-پگ» (از دست رفتن پیوند قیمتی) ظاهر میشد. اگر قیمت UST به زیر ۱ دلار سقوط میکرد، آربیتراژورها برای ضرب لونا، UST میسوزاندند. این فرآیند عرضه لونا را افزایش میدهد. اگر این هجوم لونا بزرگتر از تقاضای بازار یا ظرفیت جذب آن باشد، قیمت لونا سقوط میکند. افت قیمت لونا باعث میشود بازخرید UST کمتر جذاب شود و مهمتر از آن، «وثیقه فرضی» پشتوانه UST را کاهش داده و اعتماد به پیوند UST را بیشتر تخریب میکند. این امر منجر به تلاش دارندگان بیشتری برای فروش یا بازخرید UST میشود، دی-پگ را تشدید میکند، منجر به ضرب بیشتر لونا و سقوط شدیدتر قیمت آن میشود. این چرخه مخرب اغلب «مارپیچ مرگ» (Death Spiral) نامیده میشود.
این بازتابندگی به این معنا بود که سیستم در زمان صعود بسیار منعطف، اما در زمان سقوط به شکلی فاجعهبار شکننده بود.
تکیه بر اعتماد بازار: عنصر انسانی
برخلاف استیبلکوینی که پشتوانهاش دلارهای فیزیکی در یک حساب بانکی است، پیوند UST در نهایت به اعتماد مداوم بازار متکی بود. کاربران باید باور میداشتند که همیشه میتوانند ۱ واحد UST را با ۱ دلار لونا، صرفنظر از شرایط بازار، تعویض کنند. به محض اینکه این اعتماد خدشهدار میشد، به ویژه در طول یک رویداد دی-پگ بزرگ، انگیزه آربیتراژ از «حفظ پیوند» به «خروج از سیستم» تغییر مییافت. ترس بر آربیتراژ منطقی غلبه میکرد و منجر به سیل سفارشهای فروش برای UST و تلاشی ناامیدانه برای تبدیل UST به لونا میشد، حتی در حالی که ارزش لونا در حال سقوط آزاد بود.
ریسک مارپیچ مرگ: یک شکنندگی سیستمیک
مارپیچ مرگ صرفاً یک نگرانی تئوریک نبود؛ این یک ریسک ذاتی در طراحی الگوریتمی بود. همانطور که گفته شد، یک دی-پگ مداوم در UST جرقهزننده یک واکنش زنجیرهای بود:
- دی-پگ UST: UST پیوند ۱ دلاری خود را از دست داده و زیر ۱ دلار معامله میشود.
- بازخریدهای انبوه: دارندگان وحشتزده شده و سعی میکنند UST را به لونا تبدیل کنند.
- ابر تورم لونا: پروتکل برای تسهیل این بازخریدها، مقادیر عظیمی لونای جدید ضرب میکند.
- سقوط قیمت لونا: افزایش ناگهانی و عظیم عرضه لونا بازار را اشباع کرده و باعث سقوط قیمت آن میشود.
- تخریب اعتماد: فروپاشی قیمت لونا اعتماد به توانایی UST برای حفظ پیوند خود را بیشتر از بین میبرد، زیرا «وثیقه» (لونا) بیارزش شده است.
- دی-پگ و بازخرید بیشتر: این امر چرخه را تسریع کرده و منجر به دی-پگ بیشتر و بازخریدهای حتی بیشتر میشود.
این حلقه بازخورد، پس از رسیدن فشار فروش به یک آستانه بحرانی، یک شتاب نزولی غیرقابل توقف ایجاد میکرد.
عدم وجود وثیقهگذاری ملکی: تفاوت کلیدی با استیبلکوینهای با پشتوانه فیات
تفاوت بنیادی بین UST و استیبلکوینهای با پشتوانه فیات مثل USDC یا USDT، نبود وثیقه خارجی و ملموس بود. اگرچه سازمان Luna Foundation Guard (LFG) ذخایر قابلتوجهی از بیتکوین را برای عمل به عنوان «پشتیبان» یا «ترمز اضطراری» برای UST جمعآوری کرد، اما این یک اقدام ثانویه و اختیاری بود، نه مکانیسم اصلی الگوریتمی. طراحی اصلی صرفاً بر تعامل بین UST و لونا متکی بود. هنگامی که مکانیسم الگوریتمی شکست خورد، ذخایر LFG با وجود بزرگ بودن، برای مقابله با فشار فروش عظیم و از دست رفتن اعتماد کافی نبودند. ذخایر بیتکوین LFG که قرار بود آخرین خط دفاعی باشند، در تلاشی بیهوده برای حمایت از قیمت به سرعت تخلیه شدند، که نشان داد وثیقه خارجی به طور موثری در مکانیسم اصلی تثبیت قیمت ادغام نشده بود.
تمرکز نقدینگی: نقش پروتکل انکور (Anchor)
اگرچه پروتکل انکور مستقیماً یک نقص طراحی در مکانیسم تثبیت قیمت نبود، اما وابستگی اکوسیستم به آن ریسک سیستمیک را به شدت تقویت کرد. انکور سودهای بسیار بالا و ثابتی (حدود ۲۰٪) روی سپردههای UST ارائه میداد. این موضوع مقدار عظیمی از UST را جذب کرد و بخش بزرگی از عرضه کل آن را در یک پروتکل واحد متمرکز نمود.
این تمرکز یک «نقطه شکست واحد» (Single Point of Failure) ایجاد کرد:
- وابستگی به سود: بخش بزرگی از تقاضا برای UST صرفاً به دلیل سود جذاب بود، نه کاربردهای واقعی. اگر این سود ناپایدار میشد یا ریسکی به نظر میرسید، میتوانست باعث خروج تودهای سرمایه شود.
- تله نقدینگی: زمانی که وحشت حاکم شد، حجم عظیمی از UST در اختیار کاربرانی بود که شاید ریسکهای زیربنایی را درک نکرده بودند یا گزینههای دیگری برای UST خود نداشتند. با از بین رفتن اعتماد، این کاربران به طور همزمان برای برداشت و فروش UST خود اقدام کردند و یک تخلیه نقدینگی ناگهانی و خردکننده ایجاد کردند که مکانیسم ضرب و سوزاندن توان مدیریت آن را نداشت.
پروتکل انکور عملاً مانند یک «هجوم بانکی» (Bank Run) عظیم و متمرکز عمل کرد که در انتظار وقوع بود و سیستم را در برابر از دست رفتن ایمان به وعده سود بالای خود، به شدت آسیبپذیر ساخت.
فروپاشی: مه ۲۰۲۲ و واقعه دی-پگ
آسیبپذیریهای تئوریک طراحی لونا در مه ۲۰۲۲ به شکلی تراژیک به واقعیت پیوست و منجر به یکی از تماشاییترین سقوطها در تاریخ ارزهای دیجیتال شد.
حملات اولیه و وقایع برداشت سرمایه
بحران با برداشتهای گسترده UST از پروتکل انکور و فروشهای بزرگ UST در صرافیها آغاز شد. در حالی که هنوز بر سر عامل اصلی این حملات اولیه بحث است، حجم عظیم فروش UST فشار نزولی شدیدی بر قیمت آن وارد کرد. گزارشها حاکی از آن است که مجموعهای از تراکنشهای بزرگ و هماهنگ شامل میلیاردها دلار UST برای بیثبات کردن پیوند قیمتی استفاده شده است.
دی-پگ UST: وحشت و از دست رفتن اعتماد
با سرازیر شدن سفارشهای فروش بزرگ به بازار، UST شروع به جدا شدن از پیوند دلاری کرد و به ۰.۹۸ دلار، سپس ۰.۹۵ دلار و به سرعت به سطوح پایینتر سقوط کرد. این دی-پگ اولیه، اگرچه کوچک به نظر میرسید، اما اعتماد بازار را در هم شکست. وعده پیوند الگوریتمیِ نشکستنی نقض شد و وحشت گستردهای را برانگیخت.
- رفتار کاربران: دارندگان UST که از ضررهای بیشتر میترسیدند، برای فروش UST خود هجوم بردند؛ یا مستقیماً در صرافیها و یا با بازخرید آن در مقابل لونا از طریق پروتکل.
- شکست آربیتراژ: آربیتراژورهای الگوریتمی به جای تثبیت قیمت، خود تحت فشار قرار گرفتند. انگیزه سوزاندن UST برای لونا با سقوط قیمت لونا کمتر شد و حاشیه سود در میان نوسانات شدید از بین رفت. بسیاری از آربیتراژورها احتمالاً خود به فروشنده تبدیل شدند تا از این کشتی در حال غرق شدن خارج شوند.
مارپیچ ابرتورمی لونا: نقص مرگبار الگوریتم
با وقوع بازخریدهای انبوه UST، مکانیسم الگوریتمی پروتکل ترا با شدت تمام فعال شد. برای حفظ پیوند (یا حداقل تلاش برای آن)، پروتکل شروع به ضرب مقادیر بیسابقهای از لونای جدید کرد.
- انفجار عرضه: عرضه در گردش لونا تنها در عرض چند روز از حدود ۳۴۰ میلیون توکن به بیش از ۶.۵ تریلیون توکن افزایش یافت.
- فروپاشی قیمت: این رویداد ابرتورمی منجر به سقوط آنی و فاجعهبار قیمت لونا شد. ارزش لونا که تنها چند روز قبل حدود ۸۰ دلار بود، به کسری از سنت سقوط کرد.
- وثیقه صفر: با رسیدن ارزش لونا به عملاً صفر، مکانیسم اصلی برای پیوند UST — یعنی توانایی بازخرید آن با ۱ دلار لونا — تبخیر شد. UST عملاً بدون وثیقه ماند و سقوط آزاد آن شتاب گرفت.
تلاشهای Terraform Labs برای مداخله: نبردی بیهوده
در تلاشی ناامیدانه برای نجات اکوسیستم، سازمان LFG که توسط Terraform Labs تاسیس شده بود، ذخایر قابلتوجه بیتکوین خود را به کار گرفت. LFG میلیاردها دلار بیتکوین و داراییهای دیگری مثل AVAX و استیبلکوینها را دقیقاً برای چنین شرایط اضطراری جمعآوری کرده بود. با این حال، حتی این ذخایر هنگفت نیز ناکافی بود.
- توزیع بیتکوین: LFG میلیاردها دلار بیتکوین را در بازار فروخت تا UST بخرد و قیمت آن را تقویت کند.
- بازارِ مغلوب: فشار فروش بیش از حد زیاد بود. هر دلاری که توسط LFG هزینه میشد، با چندین دلار فروش UST توسط کاربران وحشتزده و بازخوردهای الگوریتمی پاسخ داده میشد.
- تخلیه ذخایر: ذخایر LFG به سرعت تخلیه شد و تنها تسکینی موقت و موضعی ایجاد کرد، پیش از آنکه احساسات بازار و مارپیچ مرگ الگوریتمی دوباره چیره شوند.
شکست مداخله LFG نشان داد که وقتی طراحی اصلی الگوریتمی وارد مارپیچ مرگ شود، هیچ مقداری از سرمایه خارجی نمیتواند جلوی جریان را بگیرد. خودِ طراحی معیوب بود و تحت فشار شدید، یک حلقه بازخورد غیرقابل توقف ایجاد میکرد.
درسهای آموخته شده از فروپاشی ترا/لونا
فروپاشی ترا/لونا شوکهایی را در کل صنعت ارزهای دیجیتال ایجاد کرد و به عنوان یک درس سخت و گرانقیمت برای توسعهدهندگان، سرمایهگذاران و قانونگذاران عمل کرد.
خطرات استیبلکوینهای الگوریتمی
واضحترین درس، شکنندگی ذاتی استیبلکوینهای صرفاً الگوریتمی است، به ویژه آنهایی که برای حفظ پیوند خود به یک دارایی واحد و نوسانی متکی هستند. این طرحها با وجود ظرافت تئوریک، اغلب موارد زیر را نادیده میگیرند:
- شرایط سخت بازار: رویدادهای «قوی سیاه» (Black Swan) یا حملات هماهنگ میتوانند حتی الگوریتمهایی با نیت خوب را از پا درآورند.
- اقتصاد رفتاری: وحشت و ذهنیت گلهای میتواند بر انگیزههای منطقی آربیتراژ که این سیستمها به آنها وابستهاند، غلبه کند.
- مشکل آخرین پناهگاه: وقتی «وثیقه» (لونا) خود تحت همان فشارهای استیبلکوین قرار میگیرد، هیچ خط دفاعی واقعی وجود ندارد.
این به معنای محکوم به فنا بودن همه استیبلکوینهای الگوریتمی نیست، اما چالشهای عظیم طراحی مدلهای واقعاً مستحکم بدون وثیقههای قابلتوجه و متنوع را برجسته میکند.
اهمیت تستهای استرس (Stress Testing) مستحکم
رشد سریع اکوسیستم ترا، آسیبپذیریهای زیربنایی آن را پوشانده بود. این فروپاشی نیاز مبرم به موارد زیر را آشکار کرد:
- تست استرس دقیق: پروتکلها باید تحت شبیهسازیهای شدیدی قرار گیرند که سقوط بازار، حملات هماهنگ و فشار فروش مداوم را بازسازی میکنند، نه فقط مدلهای تئوریک ثبات.
- برنامهریزی برای شرایط اضطراری: وجود برنامههای شفاف، عمومی و آزمایششده برای رویدادهای دی-پگ حیاتی است، نه مداخلات لحظهای و بیبرنامه.
- شفافیت ریسک: ریسکهای ذاتی در یک طراحی الگوریتمی باید به وضوح به کاربران ابلاغ شود، نه اینکه زیر سایه سودهای جذاب پنهان بماند.
بازتابندگی بازار و ریسک سیستمیک
سقوط لونا به وضوح خطرات بازتابندگی در سیستمهای مالی را نشان داد. وقتی ارزش وثیقه و ثبات داراییِ پیوندخورده به هم وابسته باشند، یک مارپیچ نزولی میتواند به سرعت غیرقابل توقف شود. این مفهوم فراتر از استیبلکوینها، به دیگر حوزههای DeFi نیز تعمیم مییابد، جایی که پروتکلهای درهمتنیده و موقعیتهای دارای اهرم (Leverage) میتوانند ریسکهای سیستمیکی ایجاد کنند که در کل اکوسیستم پخش میشود.
نظارت قانونگذاران و حفاظت از مصرفکننده
مقیاس خسارات ناشی از فروپاشی ترا/لونا که دهها میلیارد دلار برآورد میشود، بلافاصله توجه قانونگذاران مالی جهانی را جلب کرد.
- افزایش نظارت: قانونگذاران در سراسر جهان بحثها و پیشنهادهایی را برای مقررات سختگیرانهتر بر استیبلکوینها، به ویژه مدلهای الگوریتمی، با هدف محافظت از مصرفکنندگان و حفظ ثبات مالی تسریع کردند.
- آگاهی سرمایهگذار: این رویداد اهمیت حیاتی تحقیق و بررسی کامل (Due Diligence) توسط سرمایهگذاران، درک مکانیسمها و ریسکهای داراییهای دیجیتال و احتیاط در قبال محصولات با سود بالا که ممکن است اقتصاد ناپایداری را پنهان کنند، برجسته کرد.
- نیاز به تعاریف شفاف: این سقوط بر نیاز به تعاریف قانونی دقیق که انواع استیبلکوینها (با پشتوانه فیات، با پشتوانه کریپتو، الگوریتمی) را متمایز کرده و نظارت مناسب برای هر کدام را تعیین میکند، تاکید کرد.
فروپاشی ترا/لونا به عنوان یک داستان عبرتآموز قدرتمند عمل میکند و نشان میدهد که اگرچه تمرکززدایی و مدلهای اقتصادی نوآورانه وعدههای بزرگی میدهند، اما با ریسکهای پیچیدهای همراه هستند که نیازمند طراحی دقیق، ارتباطات شفاف و درک عمیق از پویایی بازار و رفتار انسانی است.