برییکس در حال بررسی یک ارز ذخیره «واحد» جدید است که ممکن است توسط ارزهای اعضا و طلا پشتیبانی شود تا تجارت را تسهیل کرده و وابستگی به دلار آمریکا را کاهش دهد. بحثها همچنین شامل اتصال CBDCهای اعضا برای پرداختهای مرزی هماهنگتر است. جداگانه، پروژه رمزارز مستقل «زنجیره برییکس» از بلاکچین برای توکنسازی داراییها استفاده میکند و ادعا میکند که دارای پیوند ۱:۱ با «ارز برییکس» است.
چشمانداز در حال تحول مالی جهانی و جاهطلبیهای بریکس (BRICS)
سیستم مالی جهانی که مدتها تحت سلطه دلار ایالات متحده بوده است، دورهای از بازنگری اساسی و تحول بالقوه را سپری میکند. در این میان، سازمان بیندولتی بریکس (BRICS) — متشکل از برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی، که اخیراً مصر، اتیوپی، ایران، عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز به آن پیوستهاند — به عنوان یکی از حامیان اصلی یک معماری مالی چندقطبی ظهور کرده است. گفتگوهای این بلوک اغلب حول محور کاهش وابستگی به سیستمهای مالی غربی و تقویت استقلال اقتصادی بیشتر در میان اعضا میچرخد. این جاهطلبیها باعث شده تا کاوش در نوآوریهای مالی مختلف شدت بگیرد؛ موضوعی که اغلب در گفتمان عمومی منجر به خلط مبحث میان چندین پیشنهاد متمایز میشود. هدف این مقاله، تفکیک سه محور اصلی این بحثها است: مفهوم «واحد» ارز ذخیره بریکس، یکپارچهسازی ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDCs) در میان کشورهای عضو و پروژه کاملاً جداگانه و مستقل ارز دیجیتال موسوم به «بریکسچین» (BRICS Chain).
«واحد» ارز ذخیره بریکس: تلاشی برای چندقطبیگرایی
یکی از مهمترین و پرتکرارترین ابتکارات مطرح شده در بریکس، بررسی یک ارز ذخیره یا واحد محاسباتی جدید است. این مفهوم صرفاً به معنای ایجاد یک ابزار مبادله جدید نیست، بلکه نشاندهنده یک حرکت استراتژیک به سوی بازتعادل قدرت اقتصادی جهانی است.
مفهوم و انگیزه
یک ارز ذخیره چندین وظیفه حیاتی را در اقتصاد جهانی ایفا میکند:
- ذخیره ارزش: دارایی پایداری که بانکهای مرکزی و نهادهای مالی میتوانند برای محافظت در برابر عدم قطعیتهای اقتصادی نگهداری کنند.
- واسطه مبادله: ارزی که به طور گسترده برای تجارت بینالمللی و تراکنشهای مالی پذیرفته شده است.
- واحد محاسباتی: ابزاری که برای قیمتگذاریهای بینالمللی، قراردادها و ابزارهای مالی استفاده میشود.
دلار آمریکا از زمان توافق برتون وودز این موقعیت مسلط را در اختیار داشته و از بازارهای مالی عمیق و نقدشونده، ثبات اقتصاد ایالات متحده و گستره جهانی نهادهای خود بهرهمند شده است. با این حال، کشورهای بریکس به دلایل متعددی تمایل خود را برای کاهش وابستگی به دلار ابراز کردهاند:
- کاهش خطر تحریمها: نگرانی در مورد استفاده ابزاری (سلاحسازی) از سیستم مالی مبتنی بر دلار از طریق تحریمها، که به ویژه پس از رویدادهای ژئوپلیتیک اخیر اهمیت بیشتری یافته است.
- کاهش نوسانات نرخ ارز: نوسانات دلار میتواند بر هزینه واردات و صادرات کشورهای غیرآمریکایی تأثیر گذاشته و ثبات اقتصادی آنها را مختل کند.
- تسهیل تجارت درونبلوکی: یک ارز یا واحد مشترک میتواند تسویه حسابهای تجاری میان اعضای بریکس را سادهتر کرده و واسطههای سنتی و هزینههای مرتبط را حذف کند.
- تثبیت حاکمیت اقتصادی: گامی نمادین و عملی به سوی استقلال مالی بیشتر و نظم جهانی چندقطبی.
ساختار پیشنهادی و پشتوانه
در حالی که جزئیات هنوز در حد مفاهیم تئوریک هستند، پیشنهاد اصلی برای ارز ذخیره بریکس، آن را بیشتر به عنوان یک «واحد» در نظر میگیرد تا یک ارز فیزیکی. این واحد احتمالاً دارای ویژگیهای زیر خواهد بود:
- پشتوانهای از سبد ارزهای ملی: مشابه حق برداشت مخصوص (SDR) صندوق بینالمللی پول، ارزش این واحد از میانگین وزنی ارزهای ملی کشورهای عضو (مانند یوان چین، روپیه هند، روبل روسیه، رئال برزیل، رند آفریقای جنوبی و احتمالاً ارزهای اعضای جدید) مشتق خواهد شد. وزندهی به هر ارز احتمالاً بازتابدهنده حجم اقتصاد و تجارت هر کشور عضو خواهد بود.
- احتمال پشتوانه طلا: بحثهایی نیز در مورد امکان گنجاندن طلا در مکانیسم پشتوانه صورت گرفته است. از لحاظ تاریخی، طلا به عنوان یک ذخیره ارزش جهانی و مانعی در برابر تورم و کاهش ارزش پول عمل کرده است. داشتن پشتوانه جزئی طلا میتواند ثبات و اعتمادپذیری درک شده از این واحد جدید را افزایش دهد و برای کشورهایی که در عصر گسترش ارزهای فیات به دنبال یک لنگر دارایی ملموس هستند، جذاب باشد.
«واحد» پیشنهادی در درجه اول به عنوان یک واحد حسابداری برای تسویه ناترازیهای تجاری بینالمللی و تسهیل پرداختها عمل خواهد کرد، نه اینکه به صورت پول نقد فیزیکی در گردش باشد. این واحد در ابتدا به عنوان یک دارایی غیرفیزیکی برای تسویه حسابهای بین بانکهای مرکزی و شاید تراکنشهای تجاری در مقیاس بزرگ بین کشورهای عضو استفاده خواهد شد.
چالشها و موانع
توسعه و پذیرش یک ارز ذخیره جدید، اقدامی پر از چالشهای پیچیده است:
- اجماع میان اقتصادهای متنوع: کشورهای بریکس دارای ساختارهای اقتصادی، سیستمهای سیاسی و منافع ملی بسیار متفاوتی هستند. دستیابی به اجماع بر سر وزندهی ارزها، حاکمیت و مکانیسمهای عملیاتی، وظیفهای طاقتفرسا است.
- اعتماد، نقدینگی و قابلیت تبدیل: یک ارز ذخیره به بازارهای عمیق و نقدشونده برای اجزای خود و درجه بالایی از اعتماد به ثبات اقتصادی و حاکمیت قانون صادرکننده نیاز دارد. ایجاد چنین اعتمادی برای یک واحد نوپای بریکس، به ویژه در شرایط ناپایدار ژئوپلیتیک، زمان بر بوده و نیازمند سیاستگذاریهای مستمر است.
- فقدان بازارهای مالی عمیق: در حال حاضر هیچیک از بازارهای مالی کشورهای بریکس به تنهایی عمق، نقدینگی و باز بودن بازار اوراق قرضه خزانهداری ایالات متحده را ندارند؛ عاملی که زیربنای وضعیت ذخیره دلار است.
- اراده سیاسی و نگرانیهای حاکمیتی: کشورهای عضو باید بخشی از خودمختاری مالی خود را به یک مکانیسم جمعی واگذار کنند که میتواند موضوعی حساس باشد.
- چارچوب نهادی: ایجاد یک نهاد قدرتمند، مستقل و مورد اعتماد برای مدیریت این واحد ذخیره، مشابه فدرال رزرو یا بانک مرکزی اروپا، ضروری خواهد بود.
ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDCs) و چشمانداز پرداختهای فرامرزی بریکس
جدا از مفهوم ارز ذخیره، کشورهای بریکس به طور فعال در حال بررسی این موضوع هستند که چگونه ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDCs) میتوانند برای تسهیل پرداختهای فرامرزی به کار گرفته شوند.
درک مفهوم CBDC
یک CBDC شکل دیجیتالی ارز فیات یک کشور است که توسط بانک مرکزی آن صادر و پشتیبانی میشود. این مفهوم با موارد زیر متفاوت است:
- ارزهای دیجیتال (مانند بیتکوین): که غیرمتمرکز هستند، معمولاً توسط هیچ دولتی پشتیبانی نمیشوند و ارزش آنها توسط نیروهای بازار تعیین میشود.
- استیبلکوینها (مانند USDT): که ارزهای دیجیتال صادر شده توسط بخش خصوصی هستند و به یک ارز فیات یا داراییهای دیگر وابسته شدهاند، اما همچنان برای پشتوانه و صدور به نهادهای خصوصی متکی هستند.
ویژگیهای کلیدی CBDCها عبارتند از:
- پشتیبانی بانک مرکزی: فراهم کردن اعتماد و ثبات نهایی، مشابه پول نقد فیزیکی.
- فرم دیجیتال: امکان انجام تراکنشهای الکترونیکی فوری و کارآمد.
- قابلیت برنامهنویسی: پتانسیل عملکردهای قرارداد هوشمند که پرداختهای خودکار را بر اساس شرایط خاص ممکن میسازد.
- قطعیت و کاهش ریسک: تسویه حسابها میتواند تقریباً آنی باشد و ریسک طرف مقابل را کاهش دهد.
بسیاری از کشورهای بریکس در مراحل مختلف توسعه CBDC هستند. یوان دیجیتال چین (e-CNY) یکی از پیشرفتهترینهاست، در حالی که هند پایلوت روپیه دیجیتال خود را آغاز کرده و روسیه در حال پیشرفت با روبل دیجیتال است.
رویکرد بریکس برای یکپارچهسازی CBDC
هدف اصلی از پیوند دادن CBDCهای بریکس، ایجاد سیستمی کارآمدتر و ارزانتر برای پرداختهای بینالمللی در داخل این بلوک است.
- سادهسازی پرداختهای فرامرزی: پرداختهای فرامرزی سنتی اغلب شامل چندین بانک واسطه، پیامهای سوئیفت و روابط بانکداری کارگزار است که منجر به تأخیر، هزینههای بالا و عدم شفافیت میشود. یکپارچهسازی CBDC به دنبال حذف این ناکارآمدیها است.
- کاهش اصطکاک و هزینهها: با اجازه دادن به انتقال مستقیم یا تقریباً مستقیم بین CBDCهای ملی، هزینههای تراکنش میتواند به طور قابل توجهی کاهش یابد و زمان تسویه از چند روز به چند دقیقه یا حتی ثانیه برسد.
- مدلهای بالقوه:
- پیوندهای دوجانبه: اتصالات مستقیم بین سیستمهای CBDC دو کشور عضو بریکس.
- پلتفرمهای چندجانبه: توسعه یک پلتفرم یا شبکه مشترک، مشابه ابتکاراتی مانند پروژه mBridge (یک پلتفرم چند-CBDC برای پرداختهای فرامرزی شامل بانکهای مرکزی چین، هنگکنگ، تایلند و امارات)، که میتواند میزبان چندین CBDC بریکس باشد.
- لایه تسویه مشترک: یک لایه تکنولوژیکی مشترک که در آن تراکنشها بین CBDCهای ملی مختلف قابل پایاپای و تسویه باشند.
موانع اجرا
در حالی که این مسیر امیدوارکننده است، یکپارچهسازی CBDCها در چندین کشور با چالشهای خاص خود روبروست:
- هماهنگی مقرراتی: هر کشور مقررات مالی، قوانین حریم خصوصی دادهها و چارچوبهای مبارزه با پولشویی (AML) خاص خود را دارد. دستیابی به تعاملپذیری مستلزم همسویی مقرراتی قابل توجه است.
- استانداردها و پروتکلهای فنی: طراحیهای مختلف CBDC (مثلاً مبتنی بر حساب در مقابل مبتنی بر توکن) برای ارتباط بدون نقص به استانداردها و پروتکلهای فنی مشترک نیاز دارند.
- حریم خصوصی و امنیت دادهها: تضمین حریم خصوصی تراکنشهای فرامرزی در حین حفظ امنیت در برابر تهدیدات سایبری و تأمین مالی غیرقانونی، یک توازن حیاتی است.
- پیچیدگیهای ژئوپلیتیک: اعتماد و همکاری در اینجا حرف اول را میزند. تنشهای سیاسی یا تضاد منافع استراتژیک میتواند مانع از یکپارچگی کامل شود.
بریکسچین (BRICS Chain): یک سرمایهگذاری مستقل در حوزه رمزارز
به موازات گفتگوهای رسمی دولتی، یک پروژه ارز دیجیتال مستقل به نام «بریکسچین» ظاهر شده است که لایه دیگری از پیچیدگی و گاهی سردرگمی را به این گفتمان اضافه کرده است.
کالبدشکافی مفهوم «بریکسچین»
بسیار مهم است که تأکید شود «بریکسچین» یک ابتکار رسمی از سوی سازمان بیندولتی بریکس یا بانکهای مرکزی کشورهای عضو آن نیست. این یک پروژه ارز دیجیتال خصوصی و مستقل است که از فناوری بلاکچین برای اهداف مختلف، به ویژه توکنسازی داراییها (Asset Tokenization) استفاده میکند.
- فناوری بلاکچین: در هسته خود، بریکسچین از فناوری دفتر کل توزیع شده برای ثبت تراکنشها به شیوهای غیرمتمرکز و تغییرناپذیر استفاده میکند. این امر شفافیت و امنیت را فراهم میکند، اما حاکمیت و پشتوانه آن اساساً با ارزهای صادر شده توسط دولت متفاوت است.
- توکنسازی داراییها: این پروژه مدعی است که توکنسازی داراییهای دنیای واقعی را تسهیل میکند. این فرآیند ارزش یا حقوق مالکیت یک دارایی (مانند املاک، کالاها، آثار هنری) را به یک توکن دیجیتال در بلاکچین تبدیل میکند. مزایای این کار شامل مالکیت کسری، افزایش نقدینگی و سهولت در انتقال است.
ادعای پیوند ۱:۱ با یک «ارز بریکس»
یکی از ادعاهای کلیدی پروژه بریکسچین، پیوند (Peg) یکبهیک مفروض آن با یک «ارز بریکس» است. این ادعا ابهامات قابل توجهی را ایجاد میکند:
- فقدان ارز رسمی بریکس: همانطور که بحث شد، یک واحد یا ارز ذخیره رسمی بریکس هنوز در مراحل مفهومی و توسعه است. چنین دارایی ملموسی هنوز وجود ندارد که یک ارز دیجیتال بتواند به طور قابل اعتمادی به آن متصل شود.
- مکانیسم پیوند زدن: بدون یک ارز رسمی و مستقر بریکس، مکانیسم حفظ پیوند ۱:۱ نامشخص است. استیبلکوینها معمولاً از طریق ذخایر (فیات، سایر ارزهای دیجیتال یا مکانیسمهای الگوریتمی) به پایداری میرسند. برای یک پروژه غیررسمی، ادعای پیوند با دارایی که هنوز وجود خارجی ندارد، سوالات جدی درباره ثبات و پشتوانه آن ایجاد میکند.
- تفاوت با ابتکارات رسمی: این موضوع بریکسچین را به طور بنیادی از یک واحد ذخیره رسمی بریکس (که توسط داراییهای حاکمیتی پشتیبانی میشود) یا یک CBDC بریکس (که پول فیات دیجیتال دولتی است) متمایز میکند.
ریسکها و ملاحظات
به عنوان یک پروژه رمزارزی غیررسمی و مستقل، بریکسچین حامل ریسکها و ملاحظات ذاتی است:
- عدم قطعیت مقرراتی: ارزهای دیجیتال مستقل در فضایی در حال تحول و اغلب قانونگذاری نشده فعالیت میکنند که آنها را در برابر تغییرات ناگهانی مقررات آسیبپذیر میکند.
- پتانسیل کلاهبرداری / راگپول (Rug Pull): متأسفانه فضای رمزارز مملو از پروژههایی است که وعده سودهای کلان میدهند اما فاقد پشتوانه هستند؛ موضوعی که گاهی منجر به کلاهبرداریهای «راگپول» میشود که در آن توسعهدهندگان پروژه را رها کرده و با داراییهای سرمایهگذاران فرار میکنند.
- فقدان تأیید یا پشتیبانی رسمی: بدون حمایت دولتها یا بانکهای مرکزی بریکس، این پروژه فاقد تضمینهای حاکمیتی است. تداوم، امنیت و کاربرد طولانیمدت آن کاملاً به توسعهدهندگان خصوصی و جامعه آن بستگی دارد.
- نوسان و نقدینگی: ارزش چنین توکنی تحت تأثیر گمانهزنیهای بازار خواهد بود و نقدینگی آن میتواند محدود باشد، به ویژه اگر پیوند ادعا شده به طور شفاف حسابرسی نشود.
- برندینگ گمراهکننده: استفاده از نام «BRICS» در عنوان پروژه میتواند برداشتی نادرست از وابستگی رسمی ایجاد کند و سرمایهگذارانی را که تصور میکنند در یک سرمایهگذاری دولتی شرکت دارند، به اشتباه بیندازد.
تمایز میان ابتکارات
برای شفافیت بیشتر، بیایید تفاوتهای کلیدی بین این سه مفهوم متمایز را ترسیم کنیم:
تفاوتهای کلیدی در یک نگاه
| ویژگی |
«واحد» ارز ذخیره بریکس |
یکپارچهسازی CBDC بریکس |
بریکسچین (رمزارز مستقل) |
| هدف |
کاهش وابستگی به دلار، تسهیل تجارت درونبلوکی. |
پرداختهای فرامرزی کارآمد و کمهزینه. |
توکنسازی داراییها، تراکنشهای مبتنی بر بلاکچین. |
| صادرکننده/مرجع |
مکانیسم پیشنهادی بیندولتی (بلوک بریکس). |
بانکهای مرکزی انفرادی بریکس، احتمالاً متصل به هم. |
توسعهدهندگان خصوصی/جامعه (غیررسمی). |
| پشتوانه |
سبدی از ارزهای ملی، احتمالاً طلا. |
اعتبار و اعتماد کامل بانک مرکزی مربوطه. |
ادعای پیوند ۱:۱ با «ارز بریکس» (اثبات نشده). |
| فناوری |
واحد محاسباتی مفهومی، لزوماً دیجیتال نیست. |
فناوری دفتر کل توزیع شده (DLT) یا مشابه. |
فناوری بلاکچین (مثلاً یک شبکه خاص). |
| وضعیت رسمی |
در حال بحث/توسعه رسمی توسط دولتهای بریکس. |
در حال توسعه رسمی توسط بانکهای مرکزی بریکس. |
پروژه خصوصی مستقل و غیررسمی. |
| شکل |
واحد محاسباتی غیرفیزیکی (مانند SDR). |
ارز فیات دیجیتال. |
توکن ارز دیجیتال. |
| پروفایل ریسک |
ریسک اجرای نهادی/سیاسی. |
ریسک فنی، مقرراتی و همسویی ژئوپلیتیک. |
نوسانات بازار، ریسک مقرراتی و کلاهبرداری (بالا). |
همافزاییها و تضادهای بالقوه
اگرچه این ابتکارات متمایز هستند، اما میتوانند به روشهای مختلفی با هم تعامل داشته باشند:
- ارز ذخیره و CBDC: اگر یک واحد ذخیره رسمی بریکس با موفقیت ایجاد شود، تصور اینکه نسخه دیجیتالی این واحد در نهایت به عنوان شکلی از «CBDC بریکس» برای تسویه مستقیم صادر شود، دور از ذهن نیست.
- رسمی در مقابل خصوصی: ابتکارات رسمی بریکس به دنبال تغییرات سیستمیک و کنترل حاکمیتی هستند. پروژههای خصوصی مانند بریکسچین خارج از این چارچوب عمل میکنند و پتانسیل ایجاد سردرگمی را دارند.
- نوآوری: پیگیری رسمی نوآوری در پرداختهای فرامرزی با CBDCها میتواند در تئوری از پیشرفتهای فضای گستردهتر بلاکچین و رمزارز الهام بگیرد، هرچند با نظارت مقرراتی بسیار دقیقتر.
تضاد اصلی زمانی رخ میدهد که پروژه غیررسمی «بریکسچین» با یک پروژه رسمی دولتی اشتباه گرفته شود؛ امری که منجر به گمراهی کاربران شده و پتانسیل تخریب اعتماد به ابتکارات مشروع آینده را دارد.
پیامدهای گستردهتر برای امور مالی جهانی
تلاشهای بریکس، به ویژه بحثهای رسمی پیرامون واحد ارز ذخیره و یکپارچهسازی CBDC، پیامدهای قابل توجهی برای چشمانداز مالی جهانی دارد.
دلارزدایی و چندقطبیگرایی
این ابتکارات بخشی جداییناپذیر از روند گستردهتر «دلارزدایی» هستند که به دنبال کاهش سلطه قاطع دلار آمریکا در تجارت و مالی بینالمللی است. یک واحد ذخیره موفق بریکس، حتی به عنوان یک مکانیسم محاسباتی، میتواند معیاری جایگزین برای تسویه حسابها فراهم کند، به ویژه برای تجارت میان کشورهای غیرغربی. یکپارچهسازی CBDCها میتواند با ارائه مسیرهای پرداخت کارآمد و بدون نیاز به دلار، این روند را تقویت کند. این امر به ایجاد یک سیستم مالی چندقطبیتر کمک میکند که در آن هیچ ارز یا قدرت مالی واحدی تسلط مطلق ندارد.
نوآوری در پرداختهای فرامرزی
تلاش برای پیوند دادن CBDCهای بریکس نشاندهنده یک فشار جدی برای نوآوری در پرداختهای بینالمللی است. سیستم فعلی کند، گران و غیرشفاف است. با کاوش در معماریهای نوین برای تسویه حسابهای بینالمللی، کشورهای بریکس در حال کمک به یک گفتگوی جهانی درباره نحوه مدرنسازی این شریانهای حیاتی مالی هستند.
چالشهای پذیرش و اعتماد
علیرغم این آرزوها، مسیر دستیابی به پذیرش گسترده و اعتماد برای هر ابزار مالی جدید در بریکس دشوار است.
- تنشهای ژئوپلیتیک: پویاییهای سیاسی جهانی و منافع ملی رقابتی در داخل و خارج از این بلوک میتواند مانع از همکاری و اجماعسازی شود.
- ایجاد اعتماد: یک دارایی ذخیره جدید به دههها، اگر نه قرنها زمان نیاز دارد تا اعتماد عمیق و نقدینگی مشابه ارزهای ذخیره مستقر را ایجاد کند.
- مقیاسپذیری و امنیت: هر سیستم پرداخت دیجیتال جدید یا واحد ذخیره باید سطوح بالایی از مقیاسپذیری را برای مدیریت حجم عظیم تراکنشها و امنیت نفوذناپذیر در برابر حملات سایبری نشان دهد.
نگاه به آینده: تصویری پیچیده و در حال تکامل
ابتکارات بریکس در رابطه با ارز و مالیه دیجیتال چندوجهی و پیچیده هستند. برای ناظران، سرمایهگذاران و سیاستگذاران بسیار مهم است که به وضوح بین بحثهای رسمی و دولتی درباره «واحد» ارز ذخیره و CBDCهای متصل به هم، و پروژههای مستقل و غیررسمی ارز دیجیتال مانند «بریکسچین» تمایز قائل شوند.
تلاشهای رسمی بریکس نشاندهنده یک بازی استراتژیک بلندمدت برای بازپیکربندی مالی جهانی، کاهش وابستگیهای خارجی و تقویت حاکمیت اقتصادی اعضا است. اگرچه این مسیر با چالشهای بزرگی روبروست، موفقیت آنها میتواند عصر جدیدی از قدرت مالی چندقطبی را رقم بزند. در مقابل، پروژههای رمزارزی مستقل در حوزه متفاوتی فعالیت میکنند که اغلب با پروفایلهای ریسک بالاتر و بدون پشتوانه یا نظارت مقرراتی نهادهای حاکمیتی همراه هستند.
سفر به سوی یک معماری مالی جهانی متنوعتر و مستحکمتر تازه آغاز شده است و سهم بلوک بریکس بدون شک عاملی کلیدی در شکل دادن به آینده آن خواهد بود. با این حال، پیشرفت احتمالاً تدریجی و با ترکیبی از نوآوری و موانع قابل توجه سیاسی، اقتصادی و فنی همراه خواهد بود.