سهام اپل عمدتاً در اختیار سرمایهگذاران نهادی است. گروه ونگارد و بلکراک اینک. در میان بزرگترین سهامداران قرار دارند و درصد قابل توجهی از شرکت را در اختیار دارند. سایر سرمایهگذاران نهادی مهم شامل برکشایر هاثاوی، استیت استریت کورپ و جئود کپیتال منجمنت هستند که نشاندهنده مالکیت گسترده نهادی است.
واکاوی نفوذ نهادی: پلی از اپل به بلاکچین
دنیای مالی، چه در بخش سنتی و چه غیرمتمرکز، بهشدت تحت تأثیر بزرگترین دارندگان سرمایه قرار دارد. در بازارهای سهام سنتی، شرکتهایی مانند اپل (AAPL) نمونههای بارزی از این هستند که چگونه تمرکز مالکیت توسط سرمایهگذاران نهادی میتواند نفوذ قابلتوجهی ایجاد کند. در حالی که بازیگران کلیدی مانند The Vanguard Group، BlackRock Inc.، Berkshire Hathaway، State Street Corp و Geode Capital Management بهعنوان بزرگترین مالکان نهادی اپل شناخته میشوند، این پویایی دریچهای جذاب برای بررسی ساختارهای قدرت مشابه و پیامدهای بالقوه آنها در اکوسیستم نوظهور ارزهای دیجیتال فراهم میکند.
درک اینکه چه کسی بخش قابلتوجهی از یک شرکت بزرگ مانند اپل را در اختیار دارد، صرفاً یک تمرین آکادمیک نیست؛ بلکه بینشهای حیاتی درباره ثبات بازار، حاکمیت و جهتگیری استراتژیک بلندمدت ارائه میدهد. این نهادها اغلب مبالغ هنگفتی از سرمایه را به نمایندگی از میلیونها سرمایهگذار خرد، صندوقهای بازنشستگی و موقوفات مدیریت میکنند و تصمیمات سرمایهگذاری آنها بسیار تأثیرگذار است. در فضای کریپتو، با وجود اینکه اخلاق حاکم بر آن اغلب از تمرکززدایی و قدرتبخشی به فرد حمایت میکند، دارندگان بزرگ — خواه سرمایهگذاران اولیه باشند، خواه بنیادهای پروژه یا بهطور فزایندهای نهادهای مالی سنتی — نقشی بسیار پررنگ ایفا میکنند. این مقاله به بررسی شباهتهای میان این دو دنیا، نحوه تبلور مالکیت متمرکز، تأثیر آن بر پویایی بازار و حاکمیت، و معنای آن برای آینده داراییهای دیجیتال میپردازد.
آناتومی مالکیت نهادی سنتی: درسهایی از اپل
برای درک واقعی تشابهات در دنیای کریپتو، ابتدا باید ماهیت و تأثیر مالکیت نهادی سنتی را با استفاده از اپل بهعنوان معیار خود درک کنیم.
سرمایهگذار نهادی چیست؟
برخلاف سرمایهگذاران خرد، سرمایهگذاران نهادی نهادهایی هستند که پول را از منابع مختلف جمعآوری کرده تا در اوراق بهادار، املاک و مستغلات و سایر داراییها سرمایهگذاری کنند. آنها عبارتند از:
- صندوقهای سرمایهگذاری مشترک و صندوقهای قابل معامله در بورس (ETFها): این ابزارهای سرمایهگذاری پول را از سرمایهگذاران بسیاری جمعآوری کرده و در سبد متنوعی از سهام، اوراق قرضه یا سایر داراییها سرمایهگذاری میکنند. ونگارد (Vanguard) و بلکراک (BlackRock) غولهای این حوزه هستند که تریلیونها دلار را در صندوقهای بیشمار مدیریت میکنند. وقتی سهمی از صندوق شاخص S&P 500 ونگارد را میخرید، بخش کوچکی از پول شما به این صندوق کمک میکند تا سهام شرکتهایی مانند اپل را بخرد.
- صندوقهای بازنشستگی: صندوقهای مدیریتی که داراییها را برای پرداخت مزایای بازنشستگی به کارکنان بازنشسته نگه میدارند. آنها اغلب سرمایهگذارانی بلندمدت و باثبات هستند.
- صندوقهای پوشش ریسک (Hedge Funds): صندوقهای سرمایهگذاری که معمولاً از استراتژیهای پیچیده استفاده کرده و به سرمایهگذاران تایید شده خدمات میدهند. آنها اغلب موقعیتهای بزرگتر و متمرکزتری میگیرند و میتوانند در حاکمیت شرکتی فعال باشند.
- شرکتهای مدیریت دارایی: شرکتهایی که سبدهای سرمایهگذاری را برای مشتریان مدیریت میکنند که میتواند شامل ترکیبی از موارد فوق باشد.
- شرکتهای بیمه: آنها حق بیمه بیمهگذاران را برای ایجاد بازده و پاسخگویی به تعهدات آتی سرمایهگذاری میکنند.
- موقوفات دانشگاهی: صندوقهایی که توسط مؤسسات آکادمیک برای ارائه حمایت مالی بلندمدت ایجاد شدهاند.
آنها چگونه سهام را به دست میآورند و نفوذ خود را اعمال میکنند؟
این نهادها از طریق کانالهای مختلف سهام را تصاحب میکنند:
- سرمایهگذاری شاخصی: بسیاری از آنها مانند ونگارد و بلکراک (از طریق برند iShares خود)، صندوقهای شاخصی غیرفعال (Passive) را مدیریت میکنند که بهطور خودکار شاخصهای بازار (مانند S&P 500) را دنبال میکنند. از آنجایی که اپل یکی از اجزای اصلی این شاخصهاست، این صندوقها ناچارند مقادیر قابلتوجهی از سهام AAPL را برای مطابقت با عملکرد شاخص نگه دارند. این توضیح میدهد که چرا آنها اغلب بزرگترین دارندگان در طیف وسیعی از شرکتهای سهامی عام هستند.
- مدیریت فعال: سایر صندوقها و مدیران بهطور فعال سهامی را انتخاب میکنند که معتقدند عملکرد بهتری نسبت به بازار خواهد داشت. شرکت برکشایر هاتاوی (Berkshire Hathaway) به رهبری وارن بافت، نمونه کلاسیک یک سرمایهگذار فعال است که سهم بزرگ و مبتنی بر اعتقادی در اپل دارد.
- مأموریتهای مشتریان: آنها طبق اهداف خاص و پروفایلهای ریسک مشتریان خود سرمایهگذاری میکنند.
نفوذ این دارندگان بزرگ چندوجهی است:
- حق رأی: هر سهم عادی دارای حق رأی است، معمولاً یک رأی به ازای هر سهم. سرمایهگذاران نهادی این آراء را تجمیع میکنند و در مسائلی مانند انتخاب اعضای هیئتمدیره، پاداش مدیران اجرایی و اقدامات بزرگ شرکتی (مانند ادغام و تملک) نفوذ قابلتوجهی دارند. اگرچه آنها معمولاً شرکت را بهصورت روزمره اداره نمیکنند، اما آراء جمعی آنها میتواند بهطور قابلتوجهی بر تصمیمات استراتژیک تأثیر بگذارد.
- ثبات بازار: داراییهای عظیم آنها به این معنی است که فعالیت خرید یا فروش آنها میتواند بازار را جابجا کند. با این حال، صندوقهای شاخصی غیرفعال بهدلیل ماهیت خود تمایل دارند دارندگان بلندمدت باشند و بهجای نوسانات کوتاهمدت، به ثبات بازار کمک کنند. اما صندوقهای فعال میتوانند نوسانات بزرگتری ایجاد کنند.
- تعامل سهامداران: بسیاری از نهادها مستقیماً با مدیریت شرکت در مورد مسائلی از سیاستهای زیستمحیطی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG) گرفته تا استراتژیهای تخصیص سرمایه تعامل دارند.
برای اپل، این واقعیت که شرکتهایی مانند ونگارد و بلکراک درصدهای قابلتوجهی را در اختیار دارند، به این معنی است که آنها همیشه صداهای مهمی در جلسات سهامداران هستند، حتی اگر عمدتاً صندوقهای غیرفعال را اداره کنند. از سوی دیگر، سهم بزرگ و فعال برکشایر هاتاوی نشاندهنده اعتقاد قوی به ارزش بلندمدت اپل است.
لبه تمرکززدایی: معادل کریپتویی قدرت نهادی
فلسفه اصلی بسیاری از ارزهای دیجیتال و شبکههای بلاکچین، تمرکززدایی است. این آرمان به دنبال توزیع قدرت، کنترل و دادهها در سراسر یک شبکه است، بهجای اینکه آن را در دستان چند نهاد متمرکز کند. هدف ایجاد سیستمهای مقاوم در برابر سانسور، شفاف و دموکراتیک است؛ تضادی آشکار با ساختارهای شرکتی سلسلهمراتبی و اغلب متمرکز که توسط شرکتهایی مانند اپل نمایندگی میشوند.
با این حال، واقعیت انباشت سرمایه در هر بازاری، از جمله کریپتو، به این معنی است که تمرکززدایی مطلقِ مالکیت یا نفوذ اغلب یک وضعیت تئوریک است تا عملی. در حالی که مکانیسمهای کنترل متفاوت است، دارندگان بزرگ ناگزیر ظهور میکنند و یک معادل کریپتویی برای سرمایهگذاران نهادی سنتی ایجاد میکنند.
نهنگها، بنیادها و پذیرندگان اولیه: دارندگان اصلی کریپتو
در دنیای ارزهای دیجیتال، مفهوم «دارنده بزرگ» یا «سرمایهگذار نهادی» در حال تکامل است. این مفهوم شامل گروه متنوعی است که در مجموع، تأثیر نهادهای سنتی بر شرکتهایی مانند اپل را بازتاب میدهند.
تعریف «نهادهای کریپتویی»:
- نهنگها (Whales): این اصطلاح غیررسمی به اشخاص حقیقی یا نهادهای ناشناسی اشاره دارد که مقادیر بسیار زیادی از یک ارز دیجیتال خاص را در اختیار دارند. حجم عظیم توکنهای آنها اغلب به آنها قدرت جابجایی بازار را میدهد.
- بنیادهای پروژه/خزانهها: بسیاری از پروژههای بلاکچین دارای بنیادهای غیرانتفاعی (مانند بنیاد اتریوم، بنیاد سولانا) یا خزانههای سازمان خودگردان غیرمتمرکز (DAO) هستند که بخش قابلتوجهی از توکنهای بومی را در اختیار دارند. این توکنها اغلب برای توسعه اکوسیستم، کمکهای مالی، تحقیق و تضمین سلامت بلندمدت پروتکل استفاده میشوند.
- شرکتهای سرمایهگذاری خطرپذیر (VC): سرمایهگذاران اولیه در پروژههای کریپتو، VCها تخصیصهای بزرگی از توکن را با نرخهای تخفیفخورده به دست میآورند. نفوذ آنها از حمایت مالی، هدایت استراتژیک و توانایی هماهنگی فروشهای بزرگ توکن ناشی میشود.
- صرافیهای متمرکز (CEXها): اگرچه مالک به معنای سنتی نیستند، صرافیها مقادیر عظیمی از ارزهای دیجیتال مختلف را به نمایندگی از کاربران خود نگه میدارند. ذخایر بزرگ و حجم معاملات آنها تأثیر قابلتوجهی بر بازار میگذارد.
- پذیرندگان اولیه و استخراجکنندگان/ولیدیتورها: افراد یا گروههایی که مقادیر زیادی از یک ارز دیجیتال را در مراحل اولیه آن به دست آوردهاند (مثلاً استخراجکنندگان بیتکوین، شرکتکنندگان در ICO/IDOهای اولیه) نیز میتوانند از نظر اندازه دارایی و تأثیر بالقوه، «نهادی» تلقی شوند.
- نهادهای سنتی: بهطور فزایندهای، شرکتهایی مانند بلکراک، از طریق ETFهای اسپات بیتکوین خود، در حال تبدیل شدن به دارندگان مستقیم ارزهای دیجیتال هستند.
شباهتها به داراییهای نهادی سنتی:
- تأثیر بر بازار: همانطور که فروش گسترده سهام اپل توسط یک نهاد بزرگ میتواند بر قیمت آن تأثیر بگذارد، جابجایی مقادیر قابلتوجه بیتکوین یا اتر توسط یک «نهنگ» بزرگ میتواند باعث نوسانات شدید بازار شود. برعکس، نگهداری بلندمدت آنها میتواند به ثبات قیمت کمک کند.
- نفوذ در حاکمیت: در پروتکلهای تحت حاکمیت DAO، داراییهای توکن اغلب مستقیماً به قدرت رأی ترجمه میشوند. بنابراین دارندگان بزرگ میتوانند جهت توسعه را هدایت کنند، پیشنهادها را تأیید یا رد کنند و بودجههای خزانه را تخصیص دهند. این شبیه به رأیدهی سرمایهگذاران نهادی سنتی در قطعنامههای شرکتی است.
- مشروعیت درکشده: مشارکت شرکتهای VC معتبر یا ایجاد بنیادهای قدرتمند میتواند به یک پروژه کریپتو اعتبار و ثبات درکشده ببخشد.
تفاوتها با سیستم سنتی:
- شفافیت: شفافیت ذاتی بلاکچین اغلب اجازه تحلیل درونزنجیرهای (On-chain) حرکات کیفپولهای بزرگ را میدهد و بینش بیشتری نسبت به تمرکز داراییها در مقایسه با بازارهای سهام سنتی فراهم میکند (اگرچه مالکان خاص بدون شناسایی خارجی، مستعار باقی میمانند).
- مکانیسمهای حاکمیتی: حاکمیت کریپتو اغلب شامل رأیدهی مستقیم درونزنجیرهای از طریق توکنها (مدل DAO) است که (در تئوری) مستقیمتر و دموکراتیکتر از جلسات سنتی سهامداران است، هرچند همچنان در برابر نفوذ «نهنگها» آسیبپذیر است.
- نقدینگی و دورههای قفلشدن (Lock-ups): بسیاری از پروژههای کریپتو برای وجوه بنیاد، قفل کردن توکنها، جداول زمانبندی آزادسازی (Vesting) و الزامات کیفپول چندامضایی را اجرا میکنند که میتواند تأثیر داراییهای بزرگ را بر عرضه در گردش و حاکمیت مدیریت کند.
تأثیر داراییهای متمرکز در هر دو دنیا
چه در سهام سنتی و چه در داراییهای دیجیتال، حضور داراییهای متمرکز و بزرگ بهطور اساسی اکوسیستم را شکل میدهد.
- ثبات بازار در مقابل نوسان:
- سنتی: سرمایهگذاران نهادی بزرگ و غیرفعال (مانند صندوقهای شاخصی) تمایل دارند دارندگان بلندمدت باشند و نوسانات را کاهش دهند. با این حال، صندوقهای فعال میتوانند با سفارشهای خرید/فروش بزرگ باعث نوسانات قیمتی قابلتوجه شوند.
- کریپتو: نهنگها میتوانند با معاملات بزرگ به نوسانات شدید دامن بزنند. در مقابل، اگر آنها دارندگان بلندمدت باشند، میتوانند سطح حمایتی بنیادی برای یک دارایی کریپتو فراهم کنند. بنیادهای پروژه اغلب خزانههای خود را با دقت مدیریت میکنند تا از اختلال در بازار جلوگیری کنند.
- حاکمیت و جهتگیری:
- سنتی (اپل): سرمایهگذاران نهادی از طریق قدرت رأی و تعامل مستقیم خود بر استراتژی شرکتی، انتصاب مدیران و تخصیص سرمایه تأثیر میگذارند. تمرکز آنها اغلب بر به حداکثر رساندن ارزش سهامداران در بلندمدت است.
- کریپتو (DAOها): دارندگان بزرگ توکن در DAOها قدرت رأی مستقیم بر ارتقای پروتکل، مخارج خزانه و مشارکتهای استراتژیک دارند. این میتواند منجر به انطباق سریع و توسعه جامعهمحور شود، اما خطر «تسخیر حاکمیت» (Governance Capture) را نیز در صورتی که چند نهاد اکثریت توکنهای رأیدهی را کنترل کنند، به همراه دارد.
- مشروعیت و ریسک درکشده:
- سنتی: حمایت سرمایهگذاران نهادی بزرگ اغلب به یک شرکت اعتبار و ثبات میبخشد و سرمایه بیشتری جذب میکند. با این حال، تمرکز بیش از حد میتواند نگرانیهای مربوط به انحصار یا دستکاری بازار را ایجاد کند.
- کریپتو: سرمایهگذاری اولیه VCها و حمایت بنیادها میتواند نشاندهنده قدرت پروژه باشد. با این حال، تمرکز بالای توکن در چند کیفپول (که اغلب درونزنجیره قابل شناسایی است) میتواند هشدارهایی را در مورد ریسک تمرکز، پتانسیل دستکاری بازار و اهداف تمرکززدایی بلندمدت پروژه ایجاد کند.
چشمانداز در حال تحول: ورود نهادهای سنتی به کریپتو
شاید مستقیمترین پل بین مالکیت نهادی اپل و دنیای کریپتو در ورود اخیر غولهای مالی سنتی به داراییهای دیجیتال نهفته باشد. شرکتهایی مانند بلکراک، که یکی از مالکان اصلی اپل است، اکنون بهطور فعال در فضای کریپتو حضور دارند.
- نقش بلکراک: در یک تحول تاریخی، بلکراک، بزرگترین مدیر دارایی جهان، در اوایل سال ۲۰۲۴ یک ETF اسپات بیتکوین (IBIT) را راهاندازی کرد. این صندوق به سرمایهگذاران سنتی اجازه میدهد بدون نگهداری مستقیم ارز دیجیتال، از طریق یک محصول تحت نظارت، در معرض بیتکوین قرار بگیرند. بلکراک بهعنوان متولی و تسهیلکننده عمل میکند. این حرکت فوراً بلکراک را به یکی از بزرگترین دارندگان غیرمستقیم بیتکوین در جهان تبدیل کرد. در حالی که مشتریان آنها مالک سهام ETF هستند، صندوقهای تحت مدیریت بلکراک در حال انباشت مقادیر قابلتوجهی از بیتکوین واقعی هستند. این نشاندهنده یک تغییر لرزهای است که سرمایه نهادی و زیرساختهای سنتی را مستقیماً وارد بازار کریپتو میکند.
- موضع ونگارد: برخلاف استقبال بلکراک، ونگارد، یکی دیگر از مدیران دارایی عظیم و سهامدار برتر اپل، رویکرد محتاطانهتری اتخاذ کرده و اعلام کرده است که قصدی برای ارائه ETF اسپات بیتکوین ندارد. این تفاوت فلسفهها و اشتها برای ریسک را حتی در میان بزرگترین بازیگران نهادی در مواجهه با کلاسهای دارایی نوظهور نشان میدهد.
- پیامدها:
- ورود سرمایه: تایید و موفقیت ETFهای اسپات بیتکوین موجی از سرمایه نهادی را به بازار کریپتو سرازیر کرده و مشروعیت و نقدینگی تازهای به آن بخشیده است.
- پل زدن بین شکافها: این محصولات بهعنوان پلی حیاتی بین امور مالی سنتی (TradFi) و امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) عمل میکنند و کریپتو را برای طیف وسیعتری از سرمایهگذاران نهادی و خرد قابل دسترس میکنند.
- ظهور «مالکان نهادی» جدید در کریپتو: با انباشت بیتکوین توسط بلکراک و سایر ارائهدهندگان ETF، آنها عملاً به طبقه جدیدی از دارندگان بزرگ تبدیل میشوند. اگرچه آنها متولی هستند و لزوماً «مالک» به همان معنای مالکیت سهام اپل نیستند، اما داراییهای جمعی آنها نفوذ عظیمی در بازار و منفعتی در ثبات و محیط مقرراتی این دارایی به آنها میدهد.
- تقاضا برای زیرساختهای قدرتمند: این ورود نهادی، تقاضا برای راهحلهای حضانتی (Custodial) منطبق با قانون، امن و مقیاسپذیر، خدمات کارگزاری سطح بالا (Prime Brokerage) و شفافیت مقرراتی را در فضای کریپتو تسریع کرده است.
ناوبری در میان تمرکز و عدمتمرکز در آیندهای ترکیبی
افزایش نهادیشدن داراییهای کریپتو پارادوکس جذابی را ایجاد میکند. در حالی که وعده بنیادی بلاکچین تمرکززدایی است، هجوم بازیگران بزرگ مالی سنتی بهطور ذاتی درجهای از تمرکز را در زمینه حضانت دارایی و نفوذ بازار معرفی میکند.
چالش جامعه کریپتو این است که از مزایای سرمایه نهادی (نقدینگی، مشروعیت، پذیرش گسترده) بهرهمند شود بدون اینکه اصول اصلی تمرکززدایی را به خطر بیندازد. این امر مستلزم موارد زیر است:
- حاکمیت قدرتمند DAO: اطمینان از اینکه مکانیسمهای حاکمیتی در برابر تسخیر توسط چند دارنده بزرگ توکن مقاوم هستند. این میتواند شامل رأیدهی درجه دوم (Quadratic Voting)، سیستمهای مبتنی بر اعتبار یا توزیع گستردهتر قدرت رأی باشد.
- دادههای شفاف درونزنجیرهای: بهرهگیری از شفافیت ذاتی بلاکچین برای نظارت بر داراییهای بزرگ و اقدامات هماهنگ احتمالی.
- توزیع متنوع توکن: پروژهها باید برای توزیع گسترده و عادلانه توکن تلاش کنند تا از همان ابتدا از تمرکز بیش از حد جلوگیری شود.
- راهحلهای حضانتی: در حالی که ETFها حضانت را نزد شرکتهایی مانند بلکراک متمرکز میکنند، نوآوری مداوم در راهحلهای حضانت غیرمتمرکز و خود-حضانتی (Self-custody) برای کاربران فردی همچنان حیاتی است.
گفتگوی مستمر بین این نیروها تعیین خواهد کرد که آیا ارزهای دیجیتال به یک جایگزین واقعاً غیرمتمرکز تبدیل میشوند یا صرفاً به یک کلاس دارایی جدید که تحت نفوذ همان قدرتهای نهادی حاکم بر بازارهای سنتی است.
استراتژیهای سرمایهگذاری و ملاحظات برای سرمایهگذار کریپتو
برای سرمایهگذار خرد کریپتو، درک پویایی مالکیت نهادی در هر دو دنیای سنتی و کریپتو، بینشهای ارزشمندی برای تصمیمگیری آگاهانه ارائه میدهد.
- نظارت بر حرکات درونزنجیرهای: ابزارهای تحلیل دادههای بلاکچین میتوانند به شناسایی انتقالهای بزرگ توسط نهنگها کمک کنند که گاهی اوقات میتواند پیشدرآمد حرکات قیمتی قابلتوجه باشد.
- ارزیابی توکنومیکس و حاکمیت پروژه: قبل از سرمایهگذاری، بررسی کنید که توکنهای یک پروژه چگونه توزیع شدهاند، چه مقدار در اختیار بنیاد یا سرمایهگذاران اولیه است و مکانیسمهای حاکمیتی شامل چه مواردی است. تمرکز بالا ممکن است سیگنالی از ریسک تمرکز باشد.
- تأثیر تاییدات و ورودیهای ETF: آگاه باشید که چگونه محصولات نهادی سنتی، مانند ETFهای اسپات بیتکوین، بر بازار تأثیر میگذارند. ورود یا خروج قابلتوجه سرمایه از این محصولات میتواند سیگنالهای جهتدهنده قوی ارائه دهد.
- راستیآزمایی فراتر از ارزش بازار (Market Cap): ارزش بازار بالا بهطور خودکار به معنای تمرکززدایی نیست. توزیع توکنها و مشارکت فعال در حاکمیت را بررسی کنید.
- دیدگاه بلندمدت: همانطور که سرمایهگذاران نهادی در اپل اغلب دیدگاهی بلندمدت دارند، سرمایهگذاران خرد کریپتو نیز میتوانند از تمرکز بر ارزش بنیادی و پتانسیل بلندمدت پروژهها، بهجای تسلیم شدن در برابر نوسانات کوتاهمدت تحت تأثیر دارندگان بزرگ، بهرهمند شوند.
راه پیش رو: نهادیشدن و آینده داراییهای دیجیتال
مسیر بازار ارزهای دیجیتال بهطور انکارناپذیری به سمت مشارکت نهادی بیشتر حرکت میکند. شرکتهایی که امروزه بزرگترین مالکان نهادی اپل هستند، یا در حال حاضر در کریپتو فعالاند و یا بهدقت این فضا را زیر نظر دارند. این همگرایی TradFi و کریپتو صرفاً یک ترند نیست؛ بلکه بازسازی اساسی چشمانداز مالی است.
آینده احتمالاً شاهد یک مدل ترکیبی خواهد بود که در آن نهادهای بزرگ سهمهای قابلتوجهی در داراییهای دیجیتال مختلف دارند و بر مسیر آنها تأثیر میگذارند، درست همانطور که در مورد اپل و سایر سهام با ارزش بازار بالا انجام میدهند. بحث ادامه خواهد داشت: آیا این نهادیشدن مشروعیت، نقدینگی و پذیرش کریپتو را افزایش میدهد، یا ارزشهای اصلی آن یعنی تمرکززدایی و خودمختاری را به خطر میاندازد؟ پاسخ احتمالاً پیچیده خواهد بود و هر دو جنبه مزایا و چالشها را شامل میشود.
در نهایت، نوآوری مداوم در حاکمیت غیرمتمرکز، توسعه مدلهای توزیع شفاف و عادلانه توکن و آموزش مستمر شرکتکنندگان سنتی و کریپتویی در ناوبری در این چشمانداز در حال تحول بسیار مهم خواهد بود. هدف همچنان مهار قدرت سرمایه نهادی بدون قربانی کردن وعده انقلابی یک آینده مالی واقعاً غیرمتمرکز است.