بیس، یک لایه ۲ اتریوم که توسط کوینبیس توسعه یافته است، اتریوم را مقیاسپذیر کرده و با استفاده از فناوری رولآپ خوشبینانه هزینهها را کاهش میدهد. این لایه معاملات را خارج از زنجیره پردازش میکند و سپس آنها را روی شبکه اصلی تسویه میکند، که منجر به تراکنشهای سریعتر و ارزانتر میشود. بیس از اتریوم برای هزینههای گس استفاده میکند و در حال حاضر برنامهای برای صدور توکن شبکه خود ندارد.
تحلیل شبکه بیس: کاتالیزوری برای مقیاسپذیری اتریوم
اتریوم، پلتفرم پیشگام قراردادهای هوشمند، چشمانداز دیجیتال را با اکوسیستم قدرتمندی از اپلیکیشنهای غیرمتمرکز (dApps)، توکنهای غیرمثلی (NFTها) و پروتکلهای امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) متحول کرده است. با این حال، موفقیت عظیم آن با یک چالش ذاتی همراه بوده است: مقیاسپذیری. با افزایش تقاضای شبکه، کارمزدهای تراکنش (گس) به شدت بالا میرود و زمان تایید تراکنشها طولانی میشود که این امر مانع از پذیرش گسترده و بهبود تجربه کاربری میگردد. در این میان، بیس (Base) وارد میشود؛ یک راهکار مقیاسپذیری لایه ۲ (L2) که توسط کوینبیس (Coinbase)، یکی از بزرگترین صرافیهای ارز دیجیتال جهان، توسعه یافته است. بیس مهندسی شده است تا این فشارها را کاهش دهد، ظرفیت پردازش تراکنشهای اتریوم را به میزان قابل توجهی افزایش داده و هزینهها را به طور چشمگیری کاهش دهد، در حالی که همچنان از امنیت بنیادین شبکه اصلی بهره میبرد.
بیس بر پایه فناوری «رولآپ خوشبینانه» (Optimistic Rollup) عمل میکند؛ رویکردی نوآورانه که تراکنشها را خارج از زنجیره (Off-chain) اجرا کرده، آنها را دستهبندی میکند و سپس در شبکه اصلی اتریوم نهایی میسازد. این متدولوژی به طور ذاتی منجر به تراکنشهای سریعتر و به مراتب ارزانتر در مقایسه با تعامل مستقیم با لایه ۱ (L1) اتریوم میشود. یک ویژگی متمایز کلیدی بیس، تعهد آن به استفاده از ارز دیجیتال بومی اتریوم یعنی ETH برای کارمزدهای گس است و تصمیم گرفته که توکن اختصاصی برای شبکه خود معرفی نکند. این تصمیم بر همسویی آن با اکوسیستم گستردهتر اتریوم تأکید دارد و با حذف نیاز به تهیه یک دارایی جدید و احتمالاً سفتهبازانه برای تعاملات شبکه، تجربه کاربری را سادهتر میکند.
مشکل اصلی که بیس به دنبال حل آن است: سهگانه مقیاسپذیری اتریوم
چالش بنیادی که شبکههای بلاکچینی مانند اتریوم با آن روبرو هستند، اغلب به عنوان «سهگانه مقیاسپذیری» (Scalability Trilemma) توصیف میشود؛ مفهومی که نشان میدهد یک بلاکچین تنها میتواند دو مورد از سه ویژگی مطلوب را به طور همزمان بهینه کند: غیرمتمرکز بودن، امنیت و مقیاسپذیری. اتریوم بر اساس طراحی خود، اولویت را به غیرمتمرکز بودن و امنیت داده است و برای حفظ یکپارچگی خود به شبکه وسیعی از اعتبارسنجها و اثباتهای رمزنگاری پیچیده متکی است. این انتخاب طراحی، اگرچه برای مقاومت در برابر سانسور و بینیازی به اعتماد (Trustlessness) حیاتی است، اما محدودیتهایی را بر ظرفیت پردازش تراکنشهای آن اعمال میکند.
در ادامه به بررسی مشکلاتی که از محدودیتهای مقیاسپذیری لایه ۱ اتریوم ناشی میشوند، میپردازیم:
- کارمزدهای بالای گس: در دورههای شلوغی شبکه، تقاضا برای پردازش تراکنش از عرضه پیشی میگیرد و منجر به ایجاد یک بازار رقابتی برای گس میشود. کاربران برای ترغیب اعتبارسنجها جهت گنجاندن تراکنشهایشان در بلاک بعدی، هزینههای بالاتری پرداخت میکنند که اغلب منجر به هزینههایی میشود که ریزتراکنشها یا تعاملات مکرر را برای بسیاری از افراد غیرممکن میسازد.
- نهایی شدن کند تراکنشها: اگرچه بلاکهای اتریوم نسبتاً سریع تولید میشوند (حدود ۱۲ تا ۱۵ ثانیه)، اما تعداد تراکنشها در هر بلاک محدود است. تعاملات پیچیده dApp، به ویژه آنهایی که شامل فراخوانی چندین قرارداد هستند، میتوانند با تأخیرهای قابل توجهی مواجه شوند، زیرا کاربران منتظر میمانند تا تراکنشهایشان در بلاک قرار گرفته و سپس توسط چندین بلاک بعدی تأیید شود.
- احتقان شبکه: ظرفیت پردازش محدود به این معنی است که شبکه میتواند اشباع شود و منجر به انباشت تراکنشهای معلق گردد. این موضوع نه تنها باعث افزایش هزینهها و تأخیرها میشود، بلکه تجربه کلی کاربر را نیز کاهش داده و باعث میشود شبکه کند و غیرپاسخگو به نظر برسد.
بیس، در کنار سایر راهکارهای لایه ۲، با انتقال بخش عمدهای از اجرای تراکنشها به خارج از شبکه اصلی، جنبه مقیاسپذیری این سهگانه را هدف قرار میدهد و به طور موثر لایهای توسعهیافته ایجاد میکند که میتواند حجم بسیار بالاتری از عملیات را بدون به خطر انداختن امنیت اصلی یا غیرمتمرکز بودن اتریوم مدیریت کند.
چگونه رولآپهای خوشبینانه کارایی بیس را تقویت میکنند
قلب مکانیزم مقیاسپذیری بیس در پذیرش فناوری رولآپ خوشبینانه نهفته است. این رویکرد یکی از راهکارهای پیشرو در مقیاسپذیری لایه ۲ است که به طور خاص برای کاهش هزینههای تراکنش و افزایش ظرفیت پردازش از طریق انجام محاسبات و ذخیرهسازی وضعیت در خارج از زنجیره طراحی شده است.
مکانیسم رولآپهای خوشبینانه
رولآپهای خوشبینانه نام خود را از یک فرض «خوشبینانه» میگیرند: تمام تراکنشهای دستهبندی شده و اجرا شده در لایه ۲، بهطور پیشفرض معتبر در نظر گرفته میشوند. این در تضاد با رولآپهای دانش-صفر (ZK-rollups) است که برای اثبات قطعی اعتبار هر محاسبه خارج از زنجیره، به اثباتهای رمزنگاری پیچیده متکی هستند. در حالی که ZK-rollupها نهایی شدن فوری در لایه ۱ را (پس از تأیید اثبات) ارائه میدهند، رولآپهای خوشبینانه یک «دوره چالش» (Challenge Period) معرفی میکنند که طی آن هر شرکتکنندهای میتواند در صورت مشکوک شدن به تقلب، اعتبار یک تراکنش یا دستهای از تراکنشها را به چالش بکشد.
نحوه عملکرد کلی آنها به شرح زیر است:
- اجرای خارج از زنجیره: تراکنشها به صورت جداگانه در شبکه اصلی اتریوم پردازش نمیشوند. در عوض، آنها در محیط اختصاصی لایه ۲ بیس اجرا میشوند.
- دستهبندی (Batching): تعداد زیادی از این تراکنشهای خارج از زنجیره در یک «دسته» (Batch) واحد گروهبندی میشوند.
- ریشههای وضعیت (State Roots): پس از اجرای تراکنشها در یک دسته، یک «ریشه وضعیت» جدید (یک هش رمزنگاری که نمایانگر کل وضعیت لایه ۲ پس از آن تراکنشهاست) محاسبه میشود.
- ارسال به لایه ۱: این ریشه وضعیت جدید، به همراه دادههای فشردهشده تراکنش، به عنوان یک تراکنش واحد به یک قرارداد هوشمند در شبکه اصلی اتریوم ارسال میشود.
- نهایی شدن خوشبینانه: پس از ارسال به لایه ۱، دسته تراکنشها به صورت خوشبینانه معتبر تلقی میشود. کاربران میتوانند تراکنشهای خود را تقریباً بلافاصله در بیس به عنوان «نهایی» مشاهده کنند.
چرخه حیات تراکنش در بیس
بیایید یک جریان تراکنش معمولی را در بیس دنبال کنیم:
- کاربر تراکنش را آغاز میکند: یک کاربر با dApp مستقر در بیس تعامل میکند، مثلاً یک معاوضه (Swap) در دیفای انجام میدهد یا یک NFT منتقل میکند. تراکنش امضا شده و در شبکه بیس پخش میشود.
- نقش ترتیبدهنده (Sequencer): یک نود تخصصی به نام «سیکوئنسر» این تراکنشها را دریافت و مرتبسازی میکند. سیکوئنسر مسئول موارد زیر است:
- تجمیع چندین تراکنش فردی در یک دسته واحد.
- اجرای این تراکنشها خارج از زنجیره برای بهروزرسانی وضعیت بیس.
- فشردهسازی دادههای تراکنش.
- ارسال ریشه وضعیت جدید و دادههای فشرده تراکنش به عنوان یک تراکنش واحد لایه ۱ به شبکه اصلی اتریوم.
- در دسترس بودن دادهها در لایه ۱: دادههای فشرده تراکنش در لایه ۱ اتریوم منتشر میشوند. این امر برای امنیت حیاتی است، زیرا به هر کسی اجازه میدهد وضعیت لایه ۲ را بازسازی کرده و اقدامات سیکوئنسر را تأیید کند.
- دوره چالش (اثبات تقلب): پس از ارسال دسته به لایه ۱، یک بازه زمانی تعیینشده، معمولاً ۷ روز، آغاز میشود. در این «دوره چالش»، هر کسی که لایه ۱ را رصد میکند، اگر معتقد باشد ریشه وضعیت ارسالی سیکوئنسر نادرست یا متقلبانه است، میتواند آن را به چالش بکشد. اگر چالشی رخ دهد:
- یک «اثبات تقلب» (Fraud Proof) به قرارداد هوشمند لایه ۱ ارائه میشود.
- قرارداد لایه ۱ تراکنش(های) مورد مناقشه را با استفاده از دادههای موجود در لایه ۱ مجدداً اجرا میکند.
- اگر تقلب ثابت شود، سیکوئنسر جریمه میشود (مثلاً از طریق اسلشینگ یا ضبط ETHهای استیک شده) و بهروزرسانی وضعیت نادرست لغو میگردد. سپس وضعیت صحیح اعمال میشود.
- نهایی شدن تراکنش: اگر هیچ اثبات تقلبی در طول دوره چالش با موفقیت ارائه نشود، آن دسته تراکنش در شبکه اصلی اتریوم به طور غیرقابل بازگشت نهایی در نظر گرفته میشود. وجوه جابجا شده در این دسته سپس میتوانند با خیال راحت به لایه ۱ برداشت شوند.
این مکانیسم پیچیده اما ظریف به بیس اجازه میدهد هزاران تراکنش را در ثانیه خارج از زنجیره پردازش کند، سرعت را به شدت بهبود بخشیده و هزینهها را کاهش دهد، در حالی که همچنان برای نهایی شدن نهایی و حل و فصل اختلافات به امنیت قدرتمند اتریوم متکی است.
مکانیزم کاهش هزینه: دستهبندی و در دسترس بودن دادهها
روش اصلی که بیس هزینههای تراکنش را به شدت کاهش میدهد، از طریق ترکیب هوشمندانه دستهبندی (Batching) و در دسترس بودن دادهها به صورت کارآمد در لایه ۱ است. وقتی کاربر مستقیماً در لایه ۱ اتریوم تراکنش انجام میدهد، برای هر مرحله از آن تراکنش هزینه گس پرداخت میکند: اجرا، تغییرات وضعیت و ذخیرهسازی دادهها. در بیس، این مدل به میزان قابل توجهی بهینه شده است.
این اجزای هزینه را در نظر بگیرید:
- کارمزدهای اجرای لایه ۲: وقتی تراکنشی در بیس اجرا میشود، هزینه محاسباتی مستقیماً در لایه ۲ پرداخت میشود. از آنجایی که محیط لایه ۲ خلوتتر و تخصصیتر است، این هزینههای اجرا بسیار کمتر از لایه ۱ است.
- کارمزدهای در دسترس بودن داده در لایه ۱: اصلیترین هزینه مرتبط با تراکنش رولآپ خوشبینانه از دیدگاه لایه ۱، ناشی از انتشار دادههای فشرده تراکنش در شبکه اصلی اتریوم است. این دادهها در Calldata لایه ۱ نوشته میشوند که به مراتب ارزانتر از ذخیره دادهها در وضعیت (State) لایه ۱ است.
در اینجا نحوه کاهش چشمگیر کارمزدهای لایه ۱ توسط سیستم دستهبندی توضیح داده شده است:
- توزیع هزینههای ثابت: به جای اینکه هر تراکنش فردی کل هزینه گس لایه ۱ را برای اثر دادهای خود بپردازد، بسیاری از تراکنشهای لایه ۲ با هم دستهبندی میشوند. هزینه ثابت ارسال یک تراکنش واحد لایه ۱ (که دادههای کل دسته را حمل میکند) بین تمام تراکنشهای موجود در آن دسته تقسیم میشود. اگر یک دسته شامل ۱۰۰۰ تراکنش لایه ۲ باشد، هزینه داده لایه ۱ برای آن تراکنش واحد عملاً بین ۱۰۰۰ تراکنش تقسیم میشود و هزینه به ازای هر تراکنش را ناچیز میکند.
- فشردهسازی Calldata: بیس با فشردهسازی دادههای تراکنش قبل از ارسال به لایه ۱، بهینهسازی بیشتری انجام میدهد. این کار مقدار Calldata مورد نیاز برای هر دسته را کاهش داده و منجر به صرفهجویی بیشتر در هزینهها میشود. تکنیکهایی مانند فشردهسازی تفاوت وضعیت (State diff) و تجمیع امضای تراکنشها به این کارایی کمک میکنند.
- کاهش رشد وضعیت در لایه ۱: با پردازش تراکنشها خارج از زنجیره، بیس تغییرات مستقیم وضعیت را که باید در شبکه اصلی اتریوم رخ دهد، به حداقل میرساند. لایه ۱ فقط نیاز به ذخیره ریشههای وضعیت تجمیع شده و دادههای فشرده دارد، نه جزئیات کامل اجرای هر تراکنش فردی لایه ۲. این امر بار روی اعتبارسنجها و ذخیرهسازی لایه ۱ را کاهش میدهد.
اثر تجمعی این بهینهسازیها به این معنی است که یک تراکنش در بیس میتواند چندین برابر ارزانتر از تراکنش معادل مستقیماً در لایه ۱ اتریوم باشد، به ویژه در زمان اوج مصرف شبکه. کاربران تنها بخشی از هزینه گس لایه ۱ را که در غیر این صورت متحمل میشدند، به همراه کارمزد حداقلی برای محاسبات لایه ۲ پرداخت میکنند.
بهرهگیری از امنیت و غیرمتمرکز بودن اتریوم
یکی از متقاعدکنندهترین مزایای راهکارهای مقیاسپذیری لایه ۲ مانند بیس، بهویژه آنهایی که بر پایه رولآپهای خوشبینانه ساخته شدهاند، توانایی آنها در به ارث بردن ویژگیهای امنیتی قدرتمند و غیرمتمرکز بودن شبکه اصلی اتریوم است. این یک تفاوت حیاتی با سایدچینها (Sidechains) یا بلاکچینهای کاملاً مجزا است که باید مدلهای امنیتی خود را از ابتدا ایجاد کنند.
- اتصال به اتریوم: بیس یک بلاکچین مستقل نیست؛ بلکه توسعهای از اتریوم است. تمام دادههای تراکنش و ریشههای وضعیت در نهایت در شبکه اصلی اتریوم نهایی و ایمن میشوند. این بدان معناست که برای اینکه یک بازیگر مخرب بیس را به خطر بیندازد، عملاً باید کل شبکه اتریوم را به خطر بیندازد که توسط هزاران اعتبارسنج غیرمتمرکز و میلیاردها دلار وثیقه ETH استیک شده محافظت میشود.
- اثبات تقلب به عنوان ضامن امنیت: مکانیسم اثبات تقلب سنگ بنای ارثبری امنیتی بیس است. اگر یک سیکوئنسر تلاش کند یک بهروزرسانی وضعیت نامعتبر را به لایه ۱ ارسال کند، هر شرکتکننده صادقی میتواند یک اثبات تقلب ارائه دهد. در این صورت قرارداد هوشمند لایه ۱ اتریوم به عنوان داور نهایی عمل کرده، اثبات را تأیید و تراکنش متقلبانه را لغو میکند. این موضوع تضمین میکند که حتی اگر سیکوئنسر مخرب عمل کند، یکپارچگی وجوه و وضعیت لایه ۲ توسط لایه ۱ حفظ میشود. این عملکرد «دیده بانی» (Watchtower) به لایه ۲ اجازه میدهد تا با یک سیکوئنسر متمرکز به طور کارآمد عمل کند، با این اطمینان که مکانیسمهای امنیتی لایه ۱ به عنوان یک بازدارنده قوی در برابر رفتارهای نادرست عمل میکنند.
- تضمین در دسترس بودن دادهها: الزام سیکوئنسرها به انتشار تمام دادههای فشرده تراکنش در لایه ۱ اتریوم (معمولاً به عنوان Calldata) حیاتی است. این «در دسترس بودن داده» (Data Availability) تضمین میکند که:
- هر کسی میتواند وضعیت لایه ۲ را تأیید کرده و در صورت نیاز تراکنشها را مجدداً اجرا کند.
- کاربران همیشه میتوانند وجوه خود را بازیابی کنند، حتی اگر سیکوئنسر آفلاین شود یا مخرب عمل کند؛ این کار با شروع فرآیند برداشت مستقیم از قرارداد لایه ۱ با استفاده از دادههای منتشر شده انجام میشود.
- از سانسور یکجانبه تراکنشها توسط سیکوئنسر بدون شناسایی جلوگیری میکند، زیرا تمام دادههای منتشر شده قابل حسابرسی هستند.
بیس با ادغام تنگاتنگ با لایه ۱ اتریوم از طریق این مکانیسمها، ترکیبی قدرتمند از مقیاسپذیری و کارایی هزینه را ارائه میدهد بدون اینکه کاربران را مجبور به عقبنشینی از امنیت تستسپری شده و غیرمتمرکز بودنی کند که شبکه اتریوم را تعریف میکند.
مدل اقتصادی بیس: ETH به عنوان توکن بومی گس
یک جنبه متمایز بیس و یک انتخاب استراتژیک توسط کوینبیس، تصمیم آن برای استفاده از ارز دیجیتال بومی اتریوم یعنی ETH برای کارمزدهای گس در شبکه است. برخلاف بسیاری از لایه ۲های دیگر یا لایه ۱های جایگزین که توکنهای اختصاصی خود را برای کارمزد تراکنش معرفی میکنند، بیس آگاهانه از این مسیر اجتناب کرده است.
در ادامه دلایل اهمیت و سودمند بودن این رویکرد آورده شده است:
- تجربه کاربری سادهتر: برای کاربران عمومی کریپتو، پذیرش یک شبکه جدید اغلب به معنای تهیه یک توکن جدید برای پرداخت هزینههای تراکنش است. بیس با استفاده از ETH این اصطکاک را از بین میبرد. کاربرانی که در حال حاضر برای تعاملات لایه ۱ اتریوم ETH دارند، میتوانند به راحتی داراییهای خود را به بیس پل (Bridge) بزنند و بلافاصله بدون نیاز به مرحله اضافی خرید توکن گس مخصوص بیس، تراکنش انجام دهند. این کار مانع ورود را کاهش داده و پذیرش گستردهتر را ترویج میکند.
- همسویی با اکوسیستم اتریوم: این تصمیم هویت بیس را به عنوان یک جزء عمیقاً ادغام شده در اکوسیستم اتریوم، به جای یک زنجیره رقیب، تقویت میکند. این کار کاربرد و تقاضا برای ETH را در طیف وسیعتری از dAppها و موارد استفاده تقویت کرده و به اثرات شبکهای کلی اتریوم کمک میکند.
- کاهش علاقه سفتهبازانه به توکن جدید: بسیاری از توکنهای شبکههای جدید در معرض معاملات سفتهبازانه شدید قرار دارند که میتواند نوسان و پیچیدگی را برای کاربران و توسعهدهندگان ایجاد کند. بیس با عدم انتشار توکن جدید، از این چالشها اجتناب میکند و اجازه میدهد تمرکز آن مستقیماً بر ارائه خدمات تراکنش کارآمد و مقرونبهصرفه باقی بماند. این موضوع همچنین نشاندهنده تعهد بلندمدت به پایداری و کاربرد، به جای انگیزههای کوتاهمدت مبتنی بر توکن است.
- سادگی برای توسعهدهندگان: برای توسعهدهندگانی که dAppها را از لایه ۱ اتریوم مهاجرت میدهند یا اپلیکیشنهای جدید میسازند، تداوم استفاده از ETH برای گس، فرآیندهای توسعه را تسهیل کرده و منحنی یادگیری را کاهش میدهد. آنها نیازی به در نظر گرفتن پویاییهای اقتصادی یک توکن اضافی ندارند.
- چشمانداز استراتژیک کوینبیس: تصمیم کوینبیس عمیقاً با استراتژی گستردهتر آن گره خورده است. به عنوان یک دارنده بزرگ و حامی ETH، تقویت لایه ۲ای که کاربرد ETH را افزایش میدهد، با منافع بلندمدت آن همسو است. این کار کاربران را تشویق میکند تا در اکوسیستم متمرکز بر اتریوم که کوینبیس به شدت از آن حمایت میکند و از طریق خدمات صرافی خود از آن سود میبرد، باقی بمانند. نبود توکن جدید همچنین رعایت مقررات را برای کوینبیس که در یک محیط به شدت تحت نظارت فعالیت میکند، سادهتر میکند.
در واقع، مدل گس مبتنی بر ETH در بیس، گواهی بر فلسفه ادغام یکپارچه و طراحی کاربرمحور آن است. بیس از نقدینگی، امنیت و آشنایی موجود با ETH برای ساخت محیطی مقیاسپذیر و مقرونبهصرفه برای اپلیکیشنهای بومی اتریوم استفاده میکند، بدون اینکه اکوسیستم را با یک لایه اقتصادی غیرضروری جدید تکهتکه کند.
ساخت و ساز در بیس: تجربه توسعهدهنده و کاربر
بیس طوری طراحی شده است که هم برای توسعهدهندگان و هم برای کاربران نهایی که از قبل به اکوسیستم اتریوم عادت کردهاند، بسیار در دسترس و آشنا باشد. این سهولت انتقال برای تقویت پذیرش سریع و رشد اکوسیستم حیاتی است.
سازگاری با EVM و ابزارهای توسعه
بیس با استفاده از OP Stack ساخته شده است؛ یک چارچوب توسعه متنباز و ماژولار برای ایجاد رولآپهای خوشبینانه. یک ویژگی کلیدی OP Stack و در نتیجه بیس، سازگاری تقریباً کامل آن با ماشین مجازی اتریوم (EVM) است.
- سازگاری با EVM: این بدان معناست که قراردادهای هوشمند نوشته شده برای لایه ۱ اتریوم معمولاً میتوانند با حداقل تغییرات یا بدون هیچ تغییری در بیس مستقر شوند. توسعهدهندگان میتوانند از کدهای سالیدیتی (Solidity) موجود، ابزارهای توسعه (مانند Hardhat، Truffle، Foundry) و دانش برنامهنویسی خود استفاده کنند. این امر مانع مهاجرت dAppها و نوآوری در بیس را به شدت کاهش میدهد.
- ابزارهای غنی: بیس به دلیل سازگاری با EVM، میتواند از طیف گستردهای از ابزارهای توسعه و زیرساختهایی که قبلاً در اکوسیستم اتریوم ایجاد شدهاند، استفاده کند. این موارد شامل موارد زیر است:
- کیف پولها: MetaMask، کیف پولهای سازگار با WalletConnect و سایرین به صورت بومی از بیس پشتیبانی میکنند.
- مرورگرهای بلاکچین: مرورگرهای مشابه Etherscan (مانند Basescan) شفافیت تراکنشها و تعاملات قرارداد را فراهم میکنند.
- نمایهسازهای داده (Data Indexers): پروتکل The Graph و سایر خدمات ایندکسینگ میتوانند به راحتی با بیس ادغام شوند.
- اوراکلها: Chainlink و سایر شبکههای اوراکل میتوانند خدمات خود را به بیس گسترش دهند و دادههای دنیای واقعی را برای dAppها فراهم کنند.
- نقاط پایانی RPC: نقاط پایانی استاندارد JSON-RPC اجازه تعامل برنامهنویسی آسان با شبکه را میدهند.
این پایه قوی تضمین میکند که توسعهدهندگان میتوانند به سرعت اپلیکیشنهای خود را در بیس بسازند، آزمایش کنند و مستقر کنند و از کاهش هزینهها و افزایش ظرفیت پردازش بهرهمند شوند، بدون اینکه مجبور به یادگیری یک پشته تکنولوژی کاملاً جدید باشند.
پل زدن داراییها به بیس (Bridging)
برای کاربران، تعامل با بیس معمولاً با «پل زدن» یا انتقال داراییها از لایه ۱ اتریوم به لایه ۲ بیس شروع میشود. این فرآیند شامل قفل کردن ETH یا توکنهای ERC-20 لایه ۱ در یک قرارداد هوشمند در شبکه اصلی و سپس ضرب کردن (Mint) مقدار معادل آن در بیس است.
- پل رسمی: بیس یک رابط پل رسمی (اغلب مبتنی بر وب) برای کاربران فراهم میکند تا داراییها را به راحتی انتقال دهند.
- پلهای شخص ثالث: راهکارهای پل زدن شخص ثالث مختلفی نیز وجود دارند که گزینههای جایگزین و گاهی اوقات مکانیسمهای برداشت سریعتری را ارائه میدهند.
- فرآیند واریز: واریز داراییها از لایه ۱ به بیس معمولاً سریع است، زیرا فقط به یک تراکنش لایه ۱ برای قفل کردن وجوه نیاز دارد.
- فرآیند برداشت: برداشت داراییها از بیس به اتریوم لایه ۱ شامل دوره چالش رولآپ خوشبینانه است.
- برداشت استاندارد: یک برداشت استاندارد معمولاً حدود ۷ روز (طول دوره چالش) زمان میبرد تا در لایه ۱ نهایی شود. این تأخیر ذاتی رولآپهای خوشبینانه است و برای اجازه دادن به اثباتهای تقلب احتمالی ضروری است.
- برداشتهای سریع: برای دور زدن دوره انتظار ۷ روزه، برخی از سرویسهای شخص ثالث «برداشت سریع» ارائه میدهند. این سرویسها شامل یک تأمینکننده نقدینگی در لایه ۱ است که وجوه کاربر را بلافاصله در ازای کارمزدی ناچیز پرداخت میکند و ریسک و انتظار برای تکمیل برداشت استاندارد لایه ۲ را بر عهده میگیرد.
موارد استفاده و رشد اکوسیستم
مقرونبهصرفه بودن و سرعت بیس، آن را به پلتفرمی ایدهآل برای طیف وسیعی از اپلیکیشنهای غیرمتمرکز تبدیل میکند که اغلب با محدودیتهای لایه ۱ دست و پنجه نرم میکنند:
- پروتکلهای دیفای: امکان معاوضه، وامدهی، وامگیری و کشت سود (Yield Farming) ارزانتر را فراهم کرده و دیفای را برای پایگاه کاربری وسیعتری در دسترس قرار میدهد.
- NFTها و بازیها: تسهیل تراکنشهای مکرر درون بازی، ضرب و تجارت NFTها بدون کارمزدهای گزاف گس.
- dAppهای اجتماعی: پشتیبانی از ریزتراکنشها، تولید محتوا و تعاملات اجتماعی که در لایه ۱ بسیار گران تمام میشوند.
- پرداختها: باز کردن امکاناتی برای سیستمهای پرداخت غیرمتمرکز سریع و کمهزینه.
- dAppهای عمومی: هر اپلیکیشنی که به حجم تراکنش بالا و هزینه کم نیاز دارد، از بیس بهرهمند میشود.
حمایت کوینبیس نقش مهمی در ترویج پذیرش بیس ایفا میکند. با قرار دادن بیس به عنوان یک جزء مرکزی از «آینده آنچین» خود، کوینبیس بازاریابی، ادغام و پشتیبانی توسعهدهندگانی را فراهم میکند که میتواند رشد اکوسیستم بیس را تسریع بخشد.
مسیر پیش رو: چالشها و توسعههای آتی
در حالی که بیس راهکاری متقاعدکننده برای مقیاسپذیری اتریوم ارائه میدهد، مانند همه فناوریهای نوپا، با چالشهای مستمری روبروست و در معرض توسعه مداوم قرار دارد.
ملاحظات رولآپ خوشبینانه: تأخیر در برداشت
رایجترین نقطه ضعفی که برای رولآپهای خوشبینانه ذکر میشود، تأخیر ذاتی در برداشت است. همانطور که توضیح داده شد، دوره چالش ۷ روزه یک ویژگی امنیتی حیاتی است که زمان لازم را برای ارائه اثبات تقلب فراهم میکند. با این حال، این زمان انتظار میتواند برای کاربرانی که نیاز به دسترسی سریع به وجوه خود در لایه ۱ دارند، ناخوشایند باشد.
- استراتژیهای کاهش مشکل:
- برداشتهای سریع: همانطور که ذکر شد، تأمینکنندگان نقدینگی شخص ثالث میتوانند برداشتهای فوری را در ازای کارمزد ارائه دهند و عملاً شکاف نقدینگی را پر کنند.
- قابلیت همکاری بینزنجیرهای: با بلوغ اکوسیستم لایه ۲، ممکن است پروتکلهای پیچیدهتر بینزنجیرهای ظهور کنند که اجازه انتقال یکپارچه دارایی بین لایه ۲های مختلف را بدون نیاز به بازگشت به لایه ۱ فراهم کنند و اصطکاک را بیشتر کاهش دهند.
نگرانیهای مربوط به تمرکزگرایی (سیکوئنسر)
در حال حاضر، اکثر رولآپهای خوشبینانه، از جمله بیس، با یک سیکوئنسر واحد و متمرکز فعالیت میکنند. اگرچه این کار ترتیبگذاری و دستهبندی تراکنشها را ساده میکند، اما درجهای از ریسک تمرکزگرایی را معرفی مینماید.
- ریسکهای احتمالی:
- سانسور: یک سیکوئنسر مخرب میتواند به طور بالقوه تراکنشها را سانسور کند.
- زمان خرابی (Downtime): وجود یک نقطه شکست واحد میتواند منجر به قطع شدن شبکه شود.
- استخراج حداکثری ارزش (MEV): یک سیکوئنسر متمرکز فرصتهای منحصربهفردی برای استخراج MEV دارد که احتمالاً به ضرر کاربران تمام میشود.
- تمرکززدایی در آینده: غیرمتمرکز کردن مجموعه سیکوئنسرها تمرکز اصلی بسیاری از رولآپهای خوشبینانه، از جمله رولآپهای ساخته شده بر روی OP Stack است. این کار معمولاً شامل موارد زیر است:
- سیکوئنسرهای متعدد: یک مجموعه چرخشی یا بدون نیاز به مجوز از سیکوئنسرها میتواند قدرت هر نهاد واحد را کاهش دهد.
- مکانیسمهای مزایده: داشتن سیکوئنسرهایی که برای حق ترتیبگذاری تراکنشها پیشنهاد قیمت میدهند، میتواند کنترل را بیشتر غیرمتمرکز کند.
- گنجاندن اجباری: مکانیسمهایی که به کاربران اجازه میدهند در صورت سانسور توسط سیکوئنسر، تراکنشها را مستقیماً به لایه ۱ بفرستند و تداوم فعالیت را تضمین کنند.
نکته مهم این است که حتی با وجود یک سیکوئنسر متمرکز، سیستم در دسترس بودن داده و اثبات تقلب در لایه ۱، یک پشتوانه قوی در برابر فاحشترین اشکال رفتار مخرب فراهم کرده و امنیت وجوه را تضمین میکند.
ارتقاها و فناوریهای در حال تکامل
بیس که بر روی OP Stack ساخته شده است، از معماری ماژولار و قابل ارتقا بهره میبرد. اکوسیستم گستردهتر اتریوم نیز به طور مداوم در حال تکامل است که مستقیماً بر تواناییهای بیس تأثیر میگذارد.
- EIP-4844 (Proto-Danksharding): این ارتقای آینده اتریوم برای معرفی «تراکنشهای حامل بلاب» طراحی شده است که هزینه در دسترس بودن دادههای لایه ۱ را برای رولآپها به میزان قابل توجهی کاهش میدهد. با فراهم کردن فضایی اختصاصی و ارزانتر برای دادههای رولآپ در لایه ۱ (Blobs)، انتظار میرود EIP-4844 کارمزدهای تراکنش رولآپ را به شدت کاهش دهد و کارایی هزینه بیس را بیشتر تقویت کند.
- Danksharding: اجرای کامل Danksharding، که یک راهکار پیشرفتهتر برای شاردینگ داده است، مقیاسپذیری در دسترس بودن دادههای اتریوم را بیشتر افزایش میدهد و به رولآپها اجازه میدهد تا حجم بیشتری از تراکنشها را با هزینههای حتی کمتر پردازش کنند.
- نوآوریهای OP Stack: با تکامل OP Stack، بیس از پیشرفتهایی در زمینههایی مانند غیرمتمرکز کردن سیکوئنسر، سیستمهای اثبات و عملکرد کلی بهرهمند خواهد شد و تضمین میکند که در خط مقدم فناوری لایه ۲ باقی بماند.
در نتیجه، بیس به عنوان یک راهکار محوری در تلاش مستمر برای مقیاسپذیری اتریوم ایستاده است. بیس با بهرهگیری از رولآپهای خوشبینانه، اولویتبندی کارایی هزینه از طریق دستهبندی و اتصال محکم خود به مدل امنیتی اتریوم، پلتفرمی عملگرا و قدرتمند برای نسل بعدی اپلیکیشنهای غیرمتمرکز ارائه میدهد. مدل اقتصادی منحصربهفرد آن که حول محور ETH میچرخد، موقعیت آن را به عنوان بخش جداییناپذیر از جهان در حال گسترش اتریوم تثبیت میکند و نویدبخش آیندهای با تعاملات آنچین در دسترستر، ارزانتر و سریعتر برای همگان است.