اقتصادتاریخفیات

تورم رکودی چیست و چرا در سال ۲۰۲۶ اهمیت دارد؟

تورم رکودی یکی از آن رویدادهای نادر اقتصادی است که همه قواعد را می‌شکند. این پدیده زمانی اتفاق می‌افتد که یک اقتصاد با افزایش قیمت‌ها، رشد کند و بیکاری بالا به طور همزمان روبه‌رو باشد.

تورم رکودی چیست و چرا در سال ۲۰۲۶ اهمیت دارد؟
تورم رکودی چیست و چرا در سال ۲۰۲۶ اهمیت دارد؟

اصطلاح "ک stagflation" چگونه به وجود آمد؟

این کلمه خود ترکیبی از "رکود" و "تورم" است. سیاست‌مدار بریتانیایی، ایان مک‌لود، اولین بار در سال ۱۹۶۵ در نطقی در مجلس عوام از آن استفاده کرد. در آن زمان، بریتانیا در وضعیتی ناخوشایند قرار داشت، زیرا قیمت‌ها در حال افزایش بود اما اقتصاد تقریباً راکد بود. مک‌لود به کلمه‌ای برای چیزی که قرار نبود وجود داشته باشد نیاز داشت، بنابراین آن را ساخت.

 

قبل از سخنرانی مک‌لئود، چارچوب غالب در اقتصاد، منحنی فیلیپس بود. این مدل که از اواخر دهه ۱۹۵۰ به طور گسترده پذیرفته شده بود، رابطه‌ای واضح بین تورم و بیکاری نشان می‌داد. وقتی بیکاری کاهش می‌یافت، تورم افزایش پیدا می‌کرد و وقتی تورم کاهش می‌یافت، بیکاری افزایش می‌یافت. سیاست‌گذاران آن را تقریباً مانند یک دسته قابل تنظیم می‌دیدند که گزینه‌های آن پذیرش کمی تورم بیشتر برای به دست آوردن کمی اشتغال بیشتر یا بالعکس بود.

 

رکود تورمی آن دسته را شکست. نشان داد که بیکاری و تورم می‌توانند همزمان افزایش یابند و منحنی فیلیپس نمی‌توانست دلیل آن را توضیح دهد. این امر نسلی کامل از اقتصاددانان را مجبور کرد تا فرضیات خود درباره نحوه کارکرد واقعی اقتصادهای مدرن را دوباره مورد بازنگری قرار دهند.

بحران تورم رکودی دهه ۱۹۷۰: یک جدول زمانی کامل

مشهورترین دوره مستند تورم رکودی در طول دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ رخ داد که عمدتاً در ایالات متحده و بریتانیا بود. این‌گونه اتفاق افتاد:

ایان مک‌لد اصطلاح "تورم رکودی" را ابداع می‌کند

بریتانیا در حال نشان دادن نشانه‌های اولیه این مشکل است

۱۹۶۵

نیکسون استاندارد طلا را پایان می‌دهد

دلار آمریکا لنگر ثابتی را از دست می‌دهد و عدم قطعیت را در بازارهای جهانی افزایش می‌دهد

۱۹۷۱

تحریم نفتی اوپک آغاز می‌شود

قیمت نفت تقریباً در یک شب چهار برابر می‌شود و هزینه‌های تولید را به شدت بالا می‌برد

۱۹۷۳

ایالات متحده وارد رکود می‌شود

تولید ناخالص داخلی (GDP) کاهش می‌یابد در حالی که تورم همچنان در حال افزایش است — تورم رکودی کلاسیک

۱۹۷۴-۱۹۷۵

انقلاب ایران

یک شوک بزرگ دوم نفتی هزینه‌های انرژی را حتی بالاتر می‌برد

۱۹۷۹

پل وولکر رئیس فدرال رزرو می‌شود

نشانه‌ای از تغییر قابل توجه در سیاست پولی آمریکا

۱۹۷۹

تورم در ایالات متحده به ۱۳.۷٪ می‌رسد

قیمت‌ها بیش از ده برابر نسبت به سطح سال ۱۹۶۵ افزایش یافته‌اند

۱۹۸۰

نرخ بهره فدرال نزدیک به ۲۱٪ اوج می‌گیرد

افزایش نرخ‌های تهاجمی ولکر دو رکود را به دنبال داشت اما سرانجام چرخه تورم را شکست

۱۹۸۱

تورم به زیر ۴٪ کاهش می‌یابد

دستور دارویی دردناک مؤثر است و ثبات قیمت باز می‌گردد

۱۹۸۳

دقیقاً چه چیزی باعث رکود تورمی می‌شود؟

رکود تورمی از یک منبع واحد ناشی نمی‌شود. معمولاً ترکیبی از بدشانسی و سیاست‌های نامناسب است که به طور هم‌زمان رخ می‌دهند.

شوک‌های عرضه

رایج‌ترین محرک، اختلال ناگهانی در سمت عرضه اقتصاد است. زمانی که هزینه تولید کالاها به دلیل عامل خارجی مانند تحریم نفت، جنگ یا بیماری همه‌گیر به شدت افزایش می‌یابد، شرکت‌ها با مجموعه‌ای از انتخاب‌های دشوار روبرو هستند. آنها می‌توانند قیمت‌ها را برای جبران هزینه‌های بالاتر افزایش دهند یا تولید را کاهش داده و کارگران را اخراج کنند. در اکثر موارد، هر دو را انجام می‌دهند. نتیجه، افزایش قیمت‌ها و افزایش بیکاری به صورت همزمان است.

 

تحریم اوپک در سال ۱۹۷۳ نمونه‌ای کلاسیک است. کشورهای عربی تولیدکننده نفت صادرات خود را به کشورهایی که از اسرائیل در جنگ یوم کیپور حمایت کردند قطع کردند. قیمت نفت از حدود ۳ دلار در هر بشکه به نزدیک به ۱۲ دلار در عرض چند ماه افزایش یافت. هر کسب‌وکاری که به انرژی وابسته بود که اساساً همه کسب‌وکارها بودند، شاهد انفجار هزینه‌های خود بود.

خطاهای سیاست‌گذاری

شوک‌های عرضه به تنهایی همیشه باعث رکود تورمی نمی‌شوند. آنها نیاز به کمک از تصمیمات سیاستی ضعیف دارند که معمولاً در دو نوع ظاهر می‌شوند.

 

از نظر پولی، بانک‌های مرکزی گاهی اوقات نرخ‌های بهره را برای مدت طولانی خیلی پایین نگه می‌دارند. پول ارزان، وام‌گیری و هزینه‌کرد را تشویق می‌کند که باعث افزایش قیمت‌ها می‌شود. اگر بانک مرکزی بیش از حد برای واکنش صبر کند، تورم سرعت گرفته و متوقف کردن آن بسیار دشوارتر می‌شود.

 

از نظر مالی، دولت‌ها می‌توانند به گونه‌ای بیش از حد هزینه کنند که باعث تشدید بحران شود. برای مثال، قانون استخدام ایالات متحده در سال ۱۹۴۶ الزام کرده بود که دولت فدرال «حداکثر اشتغال» را ترویج دهد. اگرچه هدف معقول بود، اما گاهی باعث می‌شد سیاستگذاران ایجاد شغل را در اولویت قرار دهند حتی زمانی که تورم در حال افزایش بود.

مارپیچ دستمزد-قیمت

زمانی که تورم به اندازه کافی بالا می‌رود، شروع به تقویت خود می‌کند. کارگران افزایش قیمت‌ها را می‌بینند و درخواست دستمزدهای بالاتری می‌کنند تا خود را تطبیق دهند. سپس کسب‌وکارها برای جبران دستمزدهای بالاتر، قیمت‌ها را بیشتر بالا می‌برند. و این چرخه تکرار می‌شود.

 

اقتصاددانان این وضعیت را «انتظارات بی‌ثبات» می‌نامند. زمانی که مردم دیگر باور ندارند تورم کاهش می‌یابد، شروع به اتخاذ تصمیماتی مانند مذاکره دستمزد، تعیین قیمت و شرایط قرارداد بر اساس فرض بر این می‌کنند که تورم بالا خواهد ماند یا حتی افزایش می‌یابد. در این نقطه، تورم به یک پیشگویی خودتحقق‌بخش تبدیل می‌شود و برای شکستن این چرخه نیاز به یک شوک سیاستی جدی است.

 

افرادی که در صف ادراه بیکاری منتظر هستند در حالی که هزینه‌هایشان به شکل تصاعدی افزایش می‌یابد. منبع: بانک فدرال کلیولند

شخصیت‌های کلیدی که داستان رکود تورمی را شکل دادند

چندین فرد نقش‌های تعیین‌کننده‌ای در نحوه درک، تجربه و در نهایت حل رکود تورمی ایفا کردند.

 

پل وولکر احتمالاً مهم‌ترین نام در این لیست است. وقتی او در سال ۱۹۷۹ به عنوان رئیس فدرال رزرو منصوب شد، تورم در ایالات متحده به شدت خارج از کنترل بود. راه‌حل او صریح و دردناک بود: نرخ بهره را آنقدر بالا ببرد که وام گرفتن بسیار گران شود و این امر اقتصاد را مجبور به کند شدن کند. نرخ بهره فدرال به حدود ۲۱ درصد در سال ۱۹۸۱ رسید. نتیجه دو رکود متوالی و از دست دادن مشاغل زیاد بود، اما این روش موفق عمل کرد. تورم از بیش از ۱۳ درصد به زیر ۴ درصد در عرض چند سال کاهش یافت. رویکرد وولکر الگویی شد برای نحوه مدیریت تورم شدید توسط بانک‌های مرکزی.

 

مارگارت تاچر با بحرانی مشابه در بریتانیا مواجه شد. او در سال ۱۹۷۹ در دوران به اصطلاح «زمستان نارضایتی» انتخاب شد، دوره‌ای که در آن اعتصابات گسترده و فلج اقتصادی رخ داد و او اصلاحات تهاجمی بازار آزاد را دنبال کرد. او قدرت اتحادیه‌های کارگری را کاهش داد، مخارج دولتی را کاهش داد و سیاست پولی سختگیرانه‌ای در پیش گرفت. رویکرد او بسیار بحث‌برانگیز بود و سختی‌های واقعی برای بسیاری از جوامع ایجاد کرد، اما در کنترل تورم موفق بود.

 

میلتون فریدمن و ادموند فلپس شایسته اعتبار هستند که مشکل را پیش از وقوع آن شناسایی کردند. هر دو اقتصاددان در اواخر دهه ۱۹۶۰ استدلال کردند که منحنی فیلیپس نقص دارد و تلاش برای مبادله دائمی تورم بالاتر به ازای بیکاری کمتر در نهایت نتیجه معکوس خواهد داد. پیش‌بینی‌های آنها بسیار دقیق بود و کارشان نظریه اقتصاد کلان را دگرگون کرد.

 

جروم پاول، رئیس فعلی فدرال رزرو، در آوریل ۲۰۲۵ دوباره وارد این بحث شد وقتی علناً هشدار داد که سیاست‌های تعرفه‌ای جدید تهدید رکود تورمی ایجاد می‌کند. اظهارات او نشان داد که فدرال رزرو این خطر را جدی می‌گیرد و داده‌های ورودی را با دقت رصد می‌کند.

چه اتفاقی می‌افتد وقتی رکود تورمی رخ می‌دهد

پیامدهای رکود تورمی اغلب به عنوان "گیره مالی" توصیف می‌شوند زیرا خانوارها، کسب‌وکارها و دولت‌ها را همزمان از چندین جهت تحت فشار قرار می‌دهند.

 

برای کارگران و مصرف‌کنندگان، فوری‌ترین تأثیر از دست رفتن قدرت خرید است. وقتی قیمت‌ها سریع‌تر از دستمزدها افزایش می‌یابند، که تقریباً همیشه در دوران رکود تورمی چنین است، باعث می‌شود مردم حتی اگر حقوق اسمی آن‌ها ثابت بماند، کمتر توان خرید داشته باشند. ضروریاتی مانند غذا، مسکن و انرژی سهم بیشتری از بودجه خانوار را به خود اختصاص می‌دهند و هزینه‌های اختیاری کاهش می‌یابد. به طور عملی، چنین به نظر می‌رسد که بدون تغییر حقوق، میزان درآمد شما کاهش یافته است.

 

برای کسب‌وکارها، تصویر به همان اندازه دشوار است. هزینه‌های بالاتر ورودی حاشیه سود را کاهش می‌دهد و تقاضای ضعیف‌تر مصرف‌کننده به معنای درآمد کمتر است. بسیاری از شرکت‌ها با توقف استخدام، کاهش ساعات کاری یا اخراج کارکنان پاسخ می‌دهند. این موضوع بیکاری را افزایش می‌دهد که به نوبه خود هزینه‌های مصرف‌کننده را کاهش می‌دهد و این چرخه خود را تقویت می‌کند.

 

بازارهای مالی نیز معمولاً متضرر می‌شوند. سهام‌ها در دوره‌های رکود تورمی معمولاً عملکرد ضعیف‌تری دارند زیرا درآمد شرکت‌ها از دو طرف تحت فشار است: هزینه‌های بالاتر و فروش کمتر. اوراق قرضه نیز ممکن است دچار مشکل شوند اگر تورم ارزش واقعی پرداخت‌های با درآمد ثابت را کاهش دهد. کلاس‌های دارایی که معمولاً بهتر مقاومت می‌کنند، آن‌هایی هستند که محافظ طبیعی در برابر تورم دارند، مانند کالاها و املاک و مستغلات.

معضل بانک مرکزی: چرا رفع رکود تورمی اینقدر دشوار است

این بخش همان چیزی است که رکود تورمی را از منظر سیاستگذاری واقعاً خطرناک می‌کند. ابزارهای استاندارد مبارزه با تورم و ابزارهای استاندارد مبارزه با رکود در جهت‌های مخالف عمل می‌کنند.

 

اگر بانک مرکزی نرخ بهره را برای کاهش تورم افزایش دهد، قرض گرفتن پول گران‌تر می‌شود. این باعث کند شدن سرمایه‌گذاری، کاهش هزینه‌های مصرف‌کننده و عمیق‌تر شدن رکود اقتصادی می‌شود. بیکاری افزایش می‌یابد. در یک رکود معمولی بدون تورم، شما برعکس عمل می‌کنید، مثلاً نرخ‌ها را کاهش می‌دهید، نقدینگی تزریق می‌کنید و تقاضا را تحریک می‌کنید. معضل این است که نمی‌توانید تقاضا را تحریک کنید وقتی قیمت‌ها قبلاً خیلی سریع در حال افزایش هستند، زیرا این فقط تورم را بدتر می‌کند.

 

این دقیقاً همان دام است که سیاستگذاران در طول دهه ۱۹۷۰ در آن گرفتار شدند. برای بیشتر این دهه، فدرال رزرو سعی کرد تعادلی پیدا کند، مثلاً کمی نرخ‌ها را افزایش می‌داد، سپس وقتی نرخ بیکاری افزایش می‌یافت آنها را کاهش می‌داد و سپس دوباره هنگام جهش تورم نرخ‌ها را بالا می‌برد. این روش آن‌طور که انتظار می‌رفت جواب نداد. اقتصاد فقط بین بد و بدتر نوسان کرد تا اینکه ولکر نهایتاً تصمیم گرفت تورم را به هر قیمتی که شده در اولویت قرار دهد و رکودی که همراه آن بود را بپذیرد.

 

در سال ۲۰۲۵، فدرال رزرو با معضلی مشابه روبرو است، اما با پیچیدگی اضافه‌ای ناشی از سطح بدهی بسیار بالاتر. افزایش شدید نرخ‌ها می‌تواند موجی از نکول وام‌ها را در میان وام‌گیرندگان دارای بدهی بیش‌ازحد ایجاد کند. نگه داشتن نرخ‌ها در سطح پایین می‌تواند باعث شود انتظارات تورمی به طور دائمی تثبیت شود. پاسخ آسانی وجود ندارد.

چگونه بازارهای نوظهور بیشترین ضربه را می‌خورند

در حالی که رکود تورمی برای اقتصادهای پیشرفته دردناک است، می‌تواند برای اقتصادهای بازار نوظهور و در حال توسعه فاجعه‌بار باشد. دهه‌های 1970 و 1980 این موضوع را به وضوح نشان دادند.

 

وقتی فدرال رزرو تحت مدیریت والکر نرخ‌ها را به طور چشمگیری افزایش داد، دلار آمریکا به شدت تقویت شد. برای کشورهایی در آمریکای لاتین، آفریقای جنوب صحرا و بخش‌هایی از آسیا که به‌طور قابل توجهی به دلار قرض گرفته بودند، این محاسبات ناگهان به فاجعه‌ای تبدیل شد. بدهی‌های آن‌ها به ارزی بود که به سرعت در حال افزایش ارزش بود و پرداخت‌های بهره بر روی آن بدهی‌ها در همان زمان در حال افزایش بود. بسیاری از کشورها از جمله آرژانتین، برزیل و مکزیک دچار نکول شدند یا به بازسازی اضطراری نیاز پیدا کردند.

 

همین پویا می‌تواند در سال ۲۰۲۵ نیز تکرار شود. بسیاری از اقتصادهای بازارهای نوظهور و اقتصادهای در حال توسعه وارد دوره فعلی با سطوح بالای بدهی و بافرهای مالی محدود شده‌اند. اگر رکود تورمی جهانی باعث شود فدرال رزرو و سایر بانک‌های مرکزی سیاست پولی را به شکل تهاجمی‌تری سفت کنند، جریان‌های سرمایه ممکن است از بازارهای نوظهور به سمت دیگری تغییر جهت دهند، ارزها ممکن است ضعیف شوند و هزینه‌های خدمات بدهی ممکن است افزایش شدیدی داشته باشد. بانک جهانی این موضوع را به عنوان یکی از جدی‌ترین ریسک‌های سیستماتیک در محیط کنونی برجسته کرده است.

چگونه در دوران رکود تورمی از مالی خود محافظت کنیم

درک تصویر کلان مهم است، اما دانستن اینکه در سطح فردی چه کاری باید انجام دهید نیز اهمیت دارد. در اینجا استراتژی‌هایی هستند که کارشناسان مالی به‌طور مداوم در دوره‌های رکود تورمی توصیه می‌کنند.

 

یک ذخیره نقدی بزرگتر بسازید. توصیه استاندارد نگه داشتن هزینه‌های سه تا شش ماه در صندوق اضطراری همچنان معتبر است، اما باید برای محیط تورمی بازنگری شود. اگر هزینه‌های ماهانه شما سالانه ۸ تا ۱۰ درصد افزایش می‌یابد، مبلغی که سال گذشته پس‌انداز کرده‌اید، اکنون منسوخ شده است. هزینه‌های پایه خود را به طور منظم ارزیابی کنید و هدف پس‌انداز خود را به بالا تنظیم کنید.

 

به دارایی‌های مقاوم در برابر تورم تنوع دهید. همه دارایی‌ها به یک شکل به رکود تورمی واکنش نشان نمی‌دهند. دارایی‌هایی که معمولاً ارزش خود را حفظ کرده یا افزایش می‌یابند شامل:

 

    \n
  • طلا و فلزات گران‌بها - به طور تاریخی یکی از قوی‌ترین پوشش‌ها در برابر تورم و کاهش ارزش ارز
  • \n
  • کالاها - انرژی، کشاورزی و فلزات صنعتی اغلب در دوره‌های تورمی قیمت‌شان افزایش می‌یابد زیرا هزینه‌های بالارونده این مواد ورودی عامل ایجاد تورم است
  • \n
  • املاک و مستغلات - ارزش املاک و درآمد اجاره معمولاً در طول زمان با تورم همگام می‌شود، اگرچه ممکن است در کوتاه مدت نوسان داشته باشد
  • \n
  • بدهی خود را به طور جدی مدیریت کنید - این یکی از مهمترین مراحل نادیده گرفته شده است. در دوران رکود تورمی، بانک‌های مرکزی نرخ بهره را برای مقابله با تورم افزایش می‌دهند. اگر بدهی با نرخ متغیر مانند کارت‌های اعتباری، وام‌های مسکن با نرخ تعدیل‌پذیر، خطوط اعتباری دارید، پرداخت‌های شما به طور خودکار افزایش می‌یابد. پرداخت بدهی‌های با نرخ بهره متغیر بالا قبل از افزایش بیشتر نرخ‌ها می‌تواند صرفه‌جویی قابل توجهی در پول شما ایجاد کند و آسیب‌پذیری مالی شما را کاهش دهد.
  • \n

بحث استگفلاسیون چه معنایی برای کریپتو و دارایی‌های دیجیتال دارد

برای مخاطبانی که از پیش در بازارهای کریپتو فعال هستند، بحث استگفلاسیون برخی پیامدهای خاص دارد که ارزش تأمل دارند.

 

بیت‌کوین و سایر دارایی‌های دیجیتال هرگز در دوره‌ای واقعی از استگفلاسیون وجود نداشته‌اند. این کلاس دارایی در سال ۲۰۰۹، در جریان بهبودی از بحران مالی جهانی متولد شد و در طول یک دهه نرخ‌های بهره پایین و نقدینگی فراوان رشد کرد. بنابراین، هیچ دفترچه راهنمای تاریخی برای نحوه رفتار کریپتو هنگام توقف رشد و ادامه تورم به صورت همزمان وجود ندارد.

 

با این حال، روایت پیرامون بیت‌کوین به عنوان «طلای دیجیتال» که به عنوان یک ذخیره ارزش کمیاب و غیرمتمرکز شناخته شده است، می‌تواند در دوره‌هایی که اعتماد به سیاست پولی سنتی کاهش می‌یابد، توجه بیشتری جلب کند. اگر بانک‌های مرکزی نتوانند به طور مؤثر با رکود تورمی مقابله کنند، یا اگر ارزهای فیات قدرت خرید خود را با سرعت فزاینده‌ای از دست بدهند، تقاضا برای ذخایر ارزش جایگزین ممکن است افزایش یابد. این یک فرضیه است، نه تضمین، اما بسیاری از سرمایه‌گذاران نهادی فعالانه در حال ارزیابی آن هستند.

 

ریسک فوری‌تر برای بازارهای رمزارز، محیط نقدینگی است. اگر بانک‌های مرکزی به طور شدید برای مقابله با تورم سیاست‌های سخت‌گیرانه را اجرا کنند، دارایی‌های پرریسک از جمله رمزارزها احتمالاً تحت فشار قرار خواهند گرفت. متغیر کلیدی که باید دنبال شود این است که آیا سیاست‌گذاران مبارزه با تورم را در اولویت قرار می‌دهند (که در کوتاه‌مدت برای دارایی‌های پرریسک منفی است) یا حمایت از رشد را (که ممکن است برای دارایی‌های سفته‌بازی مطلوب‌تر باشد ولی با ریسک تورم بلندمدت بالاتر همراه است).

رکود تورمی دوباره در رادار است و این باید نحوه تفکر شما را تغییر دهد

رکود تورمی فقط یک فصل در کتاب اقتصاد نیست. این یک ریسک واقعی و مکرر است که می‌تواند ترکیب دارایی‌ها را تغییر دهد، قدرت خرید را نابود کند و انتخاب‌های سیاستی دردناکی را تحمیل کند. دهه ۱۹۷۰ نشان داد که وقتی سیاستگذاران این موضوع را دست کم می‌گیرند، چه اتفاقی می‌افتد. چشم‌انداز ۲۰۲۵-۲۰۲۶ با شوک‌های تعرفه‌ای، ناپایداری ژئوپلیتیکی، پیامدهای پس از همه‌گیری و سطوح بی‌سابقه بدهی، نشانه‌های اولیه‌ای را نشان می‌دهد که با آن دوران هم‌قافیه است.

 

خبر خوب این است که ما قبلاً این مسیر را طی کرده‌ایم. بانک‌های مرکزی، با تمام محدودیت‌هایشان، از دوران وُلوکر درس گرفته‌اند. و سرمایه‌گذاران فردی که به دینامیک‌های رکود تورمی آگاه هستند می‌توانند خود را پیش از منحنی قرار دهند و به جای واکنش پس از وارد شدن خسارت، پیش‌بینی کنند. راهنمای کار ساده است: تنوع‌بخشی، مدیریت بدهی، ساخت ذخایر نقدی و توجه دقیق به آنچه بانک‌های مرکزی در ادامه انجام می‌دهند. همانطور که ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید، به آنچه انجام می‌دهند نگاه کنید نه فقط به آنچه می‌گویند.

پرسش‌های متداول درباره رکود تورمی

رکود تورمی به زبان ساده چیست؟
علت رکود تورمی چیست؟
چرا رکود تورمی اینقدر خطرناک است؟
آیا رکود تورمی قبلاً اتفاق افتاده است؟
چه کسی اصطلاح رکود تورمی را ابداع کرد؟
تفاوت بین تورم و رکود تورمی چیست؟
پل ولکر چگونه رکود تورمی را متوقف کرد؟
آیا ما در سال ۲۰۲۶ به سمت رکود تورمی می‌رویم؟
چت زنده
تیم پشتیبانی مشتری

همین الان

کاربر عزیز LBank

سیستم خدمات مشتری آنلاین ما در حال حاضر با مشکلات اتصال مواجه است. ما فعالانه برای حل مشکل کار می کنیم، اما در حال حاضر نمی توانیم جدول زمانی دقیقی برای بازیابی ارائه کنیم. ما صمیمانه برای هر گونه ناراحتی که ممکن است ایجاد شود عذرخواهی می کنیم.

در صورت نیاز به کمک، لطفا از طریق ایمیل با ما تماس بگیرید و در اسرع وقت پاسخ خواهیم داد.

از درک و شکیبایی شما متشکرم.

تیم پشتیبانی مشتریان LBank