بیس یک راهحل بلاکچین لایه دوم اتریوم است که توسط کوینبیس توسعه یافته تا شبکه اتریوم را مقیاسپذیر کند. این پلتفرم با ارائه بستری امن، کمهزینه و مناسب برای توسعهدهندگان برنامههای غیرمتمرکز، کارایی را افزایش میدهد و تراکنشها را با استفاده از فناوری رولآپ خارج از زنجیره پردازش میکند. هدف آن افزودن کاربران بیشتر به اقتصاد رمزنگاری و تقویت یک اکوسیستم برای ساخت برنامههای درون زنجیرهای است.
رونمایی از بیس (Base): مشارکت کوینبیس در مقیاسپذیری اتریوم
در چشمانداز فناوری بلاکچین که با سرعت در حال تکامل است، مقیاسپذیری همچنان یکی از چالشهای اصلی برای شبکههای بنیادین مانند اتریوم محسوب میشود. با افزایش تقاضا برای برنامههای غیرمتمرکز (DApps) و داراییهای دیجیتال، نیاز به پردازش تراکنشها با کارایی بالاتر و هزینه کمتر حیاتی شده است. در این میان «بیس» (Base) ظهور کرده است؛ یک راهکار لایه دوم (L2) اتریوم که توسط کوینبیس (Coinbase)، یکی از صرافیهای پیشرو ارزهای دیجیتال در جهان، پرورش یافته است. بیس با هدف رفع محدودیتهای ذاتی مقیاسپذیری اتریوم طراحی شده و قصد دارد با فراهم کردن محیطی قدرتمند، کمهزینه و کاربرپسند برای توسعهدهندگان، عصر جدیدی از امور مالی غیرمتمرکز (DeFi)، توکنهای غیرمثلی (NFT)، بازیهای بلاکچینی و سایر برنامههای درونزنجیرهای (on-chain) را آغاز کند.
بیس چیست؟ یک بررسی اجمالی بنیادین
بیس گامی مهم در جهت دسترسیپذیرتر و کاربردیتر کردن فناوری بلاکچین برای مخاطبان جهانی است. در هسته اصلی خود، بیس یک «آپتیمیستیک رولآپ» (Optimistic Rollup) است؛ نوعی خاص از راهکارهای مقیاسپذیری لایه دوم که بر روی اتریوم ساخته شده است. این شبکه توسط تیم انکوباتور کوینبیس توسعه یافته، اما نه به عنوان یک محصول انحصاری کوینبیس، بلکه به عنوان یک کالای عمومی (Public Good) متنباز و غیرمتمرکز که هدف آن نفع رساندن به کل اکوسیستم کریپتو است.
مأموریت اصلی بیس چندوجهی است:
- ارتقای مقیاسپذیری: افزایش قابل توجه توان پردازش تراکنشها در شبکه اتریوم.
- بهبود کارایی: کاهش هزینههای تراکنش (کارمزد گس) و تسریع در نهاییسازی (Finality) تراکنشها.
- تقویت پذیرش توسط توسعهدهندگان: فراهم کردن محیطی آشنا و قدرتمند برای توسعهدهندگان جهت ساخت DAppها با بهرهگیری از امنیت و ابزارهای اتریوم.
- جذب کاربران جدید: عمل به عنوان دروازهای برای ورود پایگاه گسترده کاربران کوینبیس و به تبع آن، میلیونها کاربر جدید به اقتصاد گستردهتر کریپتو، به گونهای که تعاملات درونزنجیرهای یکپارچه و مقرونبهصرفه باشد.
اگرچه بیس توسط کوینبیس پرورش یافته، اما به عنوان یک شبکه مستقل و غیرمتمرکز فعالیت میکند. مشارکت کوینبیس عمدتاً ناشی از تعهد آن به تقویت یک سیستم مالی باز و جهانی است که توسط بلاکچین قدرت میگیرد. کوینبیس با ارائه یک راهکار لایه دوم باکیفیت، به دنبال تسریع رشد اقتصاد درونزنجیرهای برای همگان است. این تمایز بسیار حیاتی است؛ بیس به گونهای طراحی شده که بدون نیاز به مجوز (Permissionless) و برای همه در دسترس باشد، نه صرفاً برای کاربران کوینبیس.
مشکل اصلی: معمای مقیاسپذیری اتریوم
برای درک کامل ارزش پیشنهادی بیس، درک چالشهای اساسی اتریوم که اغلب تحت عنوان «سهگانه مقیاسپذیری» (Scalability Trilemma) شناخته میشود، ضروری است.
درک محدودیتهای لایه ۱
شبکههای بلاکچینی، به ویژه زنجیرههای لایه ۱ (L1) مانند اتریوم، با توازنی میان سه ویژگی مطلوب دست و پنجه نرم میکنند: غیرمتمرکز بودن، امنیت و مقیاسپذیری. اغلب استدلال میشود که یک بلاکچین در هر زمان تنها میتواند برای دو مورد از این سه ویژگی بهینهسازی شود. اتریوم که اولویت را به غیرمتمرکز بودن و امنیت داده است، از لحاظ تاریخی با مقیاسپذیری چالش داشته است.
علائم این بنبست مقیاسپذیری کاملاً مشهود است:
- کارمزدهای بالای گس: در دورههای شلوغی شبکه، هزینههای تراکنش (گس) در اتریوم میتواند به شدت افزایش یابد و انجام تراکنش یا تعامل با DAppها را برای کاربران عادی بسیار گران کند.
- سرعت پایین تراکنشها: با فضای محدود بلوک و زمان بلوک حدود ۱۳ تا ۱۵ ثانیه، اتریوم تنها میتواند تعداد محدودی تراکنش در ثانیه (حدود ۱۵ تا ۳۰ TPS) را پردازش کند. این موضوع منجر به تأخیر و تجربه کاربری ضعیف برای برنامههایی میشود که به نهاییسازی سریع نیاز دارند.
- ازدحام شبکه: توان پردازشی محدود باعث تجمع تراکنشهای تأیید نشده میشود که این خود هزینههای بالا و زمان پردازش طولانی را تشدید میکند.
این محدودیتها مانع از پذیرش گسترده اتریوم میشوند، بهویژه برای برنامههایی که نیاز به تراکنشهای مکرر و کمارزش دارند، مانند بازیها، رسانههای اجتماعی یا پرداختهای خرد. راهکارهای لایه دوم مانند بیس به عنوان اجزای حیاتی استراتژی بلندمدت اتریوم برای غلبه بر این موانع، بدون به خطر انداختن اصول اصلی یعنی غیرمتمرکز بودن و امنیت، ظاهر شدهاند.
بیس چگونه اتریوم را مقیاسپذیر میکند: قدرت آپتیمیستیک رولآپها
رویکرد بیس برای مقیاسپذیری اتریوم متکی بر فناوری پیشرفتهای به نام «آپتیمیستیک رولآپ» (Optimistic Rollup) است. این یک نوآوری کلیدی در اکوسیستم لایه دوم است که اجازه میدهد ظرفیت تراکنشها به میزان قابل توجهی افزایش یابد، در حالی که امنیت قدرتمند شبکه اصلی اتریوم را به ارث میبرد.
توضیح راهکارهای لایه ۲
راهکارهای لایه دوم، بلاکچینها یا پروتکلهای مجزایی هستند که روی یک بلاکچین لایه ۱ (مانند اتریوم) ساخته میشوند. وظیفه اصلی آنها کاهش بار پردازش تراکنشها از روی شبکه اصلی است. به جای اینکه هر تراکنش مستقیماً در اتریوم پردازش و تأیید شود، لایههای دوم بخش عمدهای از عملیات را خارج از زنجیره (Off-chain) انجام داده و سپس به صورت دورهای، خلاصههای فشرده یا اثباتهایی را به لایه ۱ ارسال میکنند. این کار فشار روی زنجیره اصلی را به شدت کاهش داده و منجر به تراکنشهای سریعتر و ارزانتر میشود.
انواع مختلفی از راهکارهای لایه دوم وجود دارد، از جمله آپتیمیستیک رولآپها و زیکی رولآپها (ZK-rollups). بیس مدل آپتیمیستیک رولآپ را انتخاب کرده است.
نگاهی دقیقتر به آپتیمیستیک رولآپها
نام آپتیمیستیک رولآپها از فرض «خوشبینانه» (Optimistic) آنها گرفته شده است: آنها فرض میکنند که تمام تراکنشهای پردازش شده در خارج از زنجیره به طور پیشفرض معتبر هستند. این انتخاب طراحی فرآیند را سادهتر کرده و در مقایسه با ZK-rollupها که برای هر تراکنش به اثباتهای رمزنگاری نیاز دارند، کارایی بیشتری را فراهم میکند.
نحوه عملکرد آپتیمیستیک رولآپها و به طور خاص بیس به این صورت است:
- اجرای خارج از زنجیره: وقتی کاربری تراکنشی را در بیس آغاز میکند، این تراکنش در شبکه بیس پردازش و اجرا میشود، نه مستقیماً در شبکه اصلی اتریوم. این اجرا تقریباً آنی و با هزینهای بسیار کمتر انجام میشود.
- دستهبندی تراکنشها (Batching): بیس به جای ارسال تکتک تراکنشها به اتریوم، تعداد زیادی از تراکنشهای خارج از زنجیره را در دستههای بزرگ جمعآوری میکند.
- ارسال به اتریوم: این دستهها سپس در یک «بلاک رولآپ» واحد فشرده شده و به یک قرارداد هوشمند در شبکه اصلی اتریوم ارسال میشوند. این بلاک رولآپ فقط حاوی دادههای لازم برای بازسازی وضعیت بیس و تأیید عملیات آن است، نه تکتک تراکنشها. هزینه ارسال این تکدسته میان تمام تراکنشهای موجود در آن تقسیم شده و منجر به صرفهجویی قابل توجه در هزینه هر تراکنش میشود.
- فرض «خوشبینانه» و اثبات تقلب: از آنجایی که سیستم فرض را بر معتبر بودن تمام تراکنشها میگذارد، تأیید رمزنگاری فوری برای هر دسته تراکنش ارسالی به اتریوم وجود ندارد. در عوض، یک دوره چالش (معمولاً ۷ روز) وجود دارد که طی آن هر کسی میتواند اعتبار یک بلاک رولآپ ارسال شده را به چالش بکشد. اگر یک دسته تراکنش مخرب یا نادرست شناسایی شود، میتوان یک «اثبات تقلب» (Fraud Proof) به شبکه اصلی اتریوم ارائه داد.
- حل اختلاف: اگر اثبات تقلب با موفقیت ارائه و توسط قرارداد هوشمند لایه ۱ اتریوم تأیید شود، بلاک رولآپ نادرست لغو شده و وضعیت شبکه به یک نقطه معتبر بازمیگردد. طرف مسئول برای ارسال بلاک نادرست جریمه میشود (اغلب از طریق ضبط داراییهای استیک شده). این مکانیسم یکپارچگی رولآپ را تضمین میکند و به جای اثباتهای رمزنگاری فوری، به انگیزههای اقتصادی و نظارت جامعه متکی است.
- تأخیر در برداشت: چالش اصلی این رویکرد خوشبینانه، دوره چالش اجباری است. وقتی کاربران میخواهند داراییهای خود را از بیس به اتریوم بازگردانند (برداشت)، معمولاً باید منتظر بمانند تا این دوره چالش به پایان برسد تا اطمینان حاصل شود که هیچ اثبات تقلبی علیه دسته تراکنش حاوی برداشت آنها ارائه نشده است. با این حال، «پلهای سریع» شخص ثالث اغلب برای دور زدن این زمان انتظار با پرداخت کارمزدی اندک ایجاد میشوند.
پیادهسازی بیس: ساخت بر روی OP Stack
بیس با استفاده از OP Stack ساخته شده است؛ یک پشته توسعه متنباز و استاندارد که توسط آپتیمیسم (Optimism)، یکی دیگر از لایههای دوم پیشرو، ارائه شده است. این انتخاب چندین مزیت حیاتی دارد:
- سازگاری با EVM: پشته OP Stack تضمین میکند که بیس کاملاً با ماشین مجازی اتریوم (EVM) سازگار است. این یعنی توسعهدهندگان میتوانند DAppهای موجود در اتریوم را با کمترین تغییرات و با استفاده از ابزارها، زبانها (مانند Solidity) و زیرساختهای آشنا به بیس منتقل کنند. این موضوع مانع ورود توسعهدهندگان را به شدت کاهش داده و رشد سریع اکوسیستم را تقویت میکند.
- فناوری قدرتمند و بازرسی شده: بهرهگیری از OP Stack به این معناست که بیس از توسعه گسترده، آزمایشها و ممیزیهای امنیتی که قبلاً روی فناوری اصلی آپتیمیسم انجام شده، بهرهمند میشود. این یک پایه قوی برای امنیت و قابلیت اطمینان فراهم میکند.
- قابلیت همکاری و چشمانداز ابرزنجیره (Superchain): پشته OP Stack برای ایجاد یک «ابرزنجیره» از لایههای دوم متصل به هم طراحی شده است. با ساخت بر روی OP Stack، بیس بخشی از این چشمانداز بزرگتر میشود که امکان تعامل یکپارچه و زیرساختهای مشترک با سایر زنجیرههای OP Stack را در آینده فراهم کرده و یک اکوسیستم چندزنجیرهای واحد و مقیاسپذیر برای اتریوم ایجاد میکند.
بیس با پردازش اکثریت قریب به اتفاق تراکنشها در خارج از زنجیره و تکیه بر اتریوم تنها برای نهاییسازی و حل اختلافات امنیتی، توان عملیاتی کل شبکه اتریوم را به طور چشمگیری افزایش میدهد، هزینهها را کاهش داده و محیطی پاسخگوتر برای DAppها ایجاد میکند.
مزایا و ویژگیهای کلیدی شبکه بیس
طراحی و جایگاه استراتژیک بیس مجموعهای جذاب از مزایا را برای کاربران و توسعهدهندگان ارائه میدهد که هدف آن تسریع پذیرش عمومی فناوریهای غیرمتمرکز است.
تراکنشهای اقتصادی و کارآمد
فوریترین و ملموسترین مزیت برای کاربران، کاهش چشمگیر هزینههای تراکنش و بهبود سرعت است. بیس با دستهبندی هزاران تراکنش و تسویه آنها به عنوان یک ورودی واحد در اتریوم، کارمزدهای گس را کاهش داده و پرداختهای خرد و تعاملات مکرر با DAppها را از نظر اقتصادی بهصرفه میکند. تراکنشها در بیس در عرض چند ثانیه تأیید میشوند و تجربه کاربری مشابه با برنامههای وب سنتی را فراهم میکنند، نه سرعتِ اغلب کندِ لایه ۱ اتریوم.
امنیت به ارث رسیده از اتریوم
بیس علیرغم پردازش تراکنشها در خارج از زنجیره، در مورد امنیت کوتاهی نمیکند. این شبکه ضمانتهای امنیتی قدرتمند شبکه اصلی اتریوم را به ارث میبرد. سیستم حل اختلاف که به اتریوم متصل است، تضمین میکند که هرگونه فعالیت مخرب در بیس میتواند در لایه ۱ به چالش کشیده و اصلاح شود. این یعنی کاربران میتوانند اطمینان داشته باشند که داراییها و تراکنشهای آنها در بیس نهایتاً توسط قدرت هش عظیم و تمرکززدایی شبکه اتریوم محافظت میشود.
قطبی برای توسعهدهندگان
بیس به صراحت برای توسعهدهندگان طراحی شده است. سازگاری آن با EVM به این معناست که:
- ابزارهای آشنا: توسعهدهندگان میتوانند از ابزارهای توسعه موجود اتریوم (مانند Hardhat، Truffle، Ethers.js، Web3.js) و زبانهای برنامهنویسی (Solidity) استفاده کنند.
- مهاجرت آسان: DAppهای موجود در اتریوم را میتوان با کمترین تغییر در کد به بیس منتقل کرد که این امر اکوسیستم وسیعی از برنامهها را به یک محیط با کارایی بالا باز میکند.
- هزینههای استقرار کمتر: استقرار قراردادهای هوشمند و DAppها در بیس به میزان قابل توجهی ارزانتر از شبکه اصلی اتریوم است که باعث تشویق به تجربه و نوآوری میشود.
این دسترسیپذیری با هدف پرورش یک اکوسیستم پررونق از DAppها در دستههای مختلف، از پروتکلهای DeFi و بازارهای NFT گرفته تا بازیها و برنامههای اجتماعی انجام شده است.
پیوند میان امور مالی سنتی و اقتصاد غیرمتمرکز
یکی از مزایای استراتژیک و منحصربهفرد بیس، حمایت کوینبیس از آن است. در حالی که خود بیس غیرمتمرکز است، پشتیبانی کوینبیس مسیری را برای موارد زیر فراهم میکند:
- جذب انبوه کاربران: کوینبیس میلیونها کاربر در سراسر جهان دارد. با گذشت زمان، ادغام یکپارچه بین پلتفرم کوینبیس و بیس میتواند به این کاربران اجازه دهد تا به راحتی و با امنیت به برنامههای غیرمتمرکز در بیس دسترسی پیدا کنند و عملاً شکاف بین صرافیهای متمرکز و اکوسیستم گستردهتر درونزنجیرهای را پر کنند.
- افزایش اعتماد و اعتبار: شهرت کوینبیس و رعایت مقررات، سطحی از آشنایی و اعتماد را فراهم میکند که میتواند در جذب کاربران جدید به فضای غیرمتمرکز حیاتی باشد.
- حمایت از توسعه اکوسیستم: منابع کوینبیس میتواند از طریق گرنتها (کمکهای مالی)، برنامههای توسعهدهندگان و مشارکتهای استراتژیک، رشد اکوسیستم بیس را بیشتر حمایت کند.
تأکید بر این نکته ضروری است که بیس یک کالای عمومی است، نه یک محصول انحصاری کوینبیس. هدف آن رشد کل اقتصاد کریپتو است، نه فقط کسبوکار کوینبیس.
اصالت متنباز و جامعهمحور
بیس بر اساس اصول متنباز ساخته شده است. این تعهد به معنای موارد زیر است:
- شفافیت: تمام کدها برای بررسی و ممیزی به صورت عمومی در دسترس هستند که باعث تقویت اعتماد و امنیت میشود.
- مشارکت جامعه: توسعهدهندگان در سراسر جهان میتوانند در بهبود و گسترش شبکه بیس مشارکت کنند.
- نقشه راه تمرکززدایی: اگرچه در مراحل اولیه برخی اجزای متمرکز (مانند یک سیکوئنسر واحد برای ترتیببندی تراکنشها) وجود دارد، اما بیس نقشه راه روشنی به سمت تمرکززدایی تدریجی دارد و هدف آن حاکمیت جامعه و شبکه سیکوئنسر توزیعشده، در راستای ارزشهای اصلی فناوری بلاکچین است.
این ویژگیها در مجموع، بیس را به عنوان یک کاتالیزور قدرتمند برای موج بعدی نوآوری در اتریوم قرار میدهند و تجربههای درونزنجیرهای را برای پایگاه کاربران جهانی کاربردیتر، ارزانتر و در دسترستر میکنند.
ناوبری در آینده: چالشها و تأثیرات بالقوه
در حالی که بیس راهکاری امیدوارکننده برای چالشهای مقیاسپذیری اتریوم ارائه میدهد، مانند هر فناوری نوظهور دیگری، با ملاحظاتی روبروست و مسیر روشنی برای توسعه و تأثیرگذاری در آینده دارد.
ملاحظات فعلی و مسیر تمرکززدایی
- تمرکز اولیه سیکوئنسر: در مراحل اولیه، بیس مانند بسیاری از آپتیمیستیک رولآپها، با یک «سیکوئنسر» (Sequencer) یا ترتیبدهنده متمرکز فعالیت میکند. سیکوئنسر مسئول جمعآوری تراکنشها، دستهبندی و ارسال آنها به شبکه اصلی اتریوم است. اگرچه این نهاد متمرکز قدرت سرقت داراییها را ندارد (به دلیل اثبات تقلب و امنیت اتریوم)، اما به طور بالقوه میتواند تراکنشها را سانسور کرده یا عملیات را برای مدت کوتاهی متوقف کند. نقشه راه بیس شامل انتقال به یک شبکه سیکوئنسر غیرمتمرکز است که این خطرات را کاهش داده و تابآوری شبکه را افزایش میدهد.
- دوره برداشت: دوره چالش ذاتی در آپتیمیستیک رولآپها به این معنی است که برداشت مستقیم داراییها از بیس به شبکه اصلی اتریوم میتواند حدود ۷ روز طول بکشد. این یک انتخاب طراحی برای تضمین امنیت است، اما میتواند برای کاربرانی که نیاز به دسترسی فوری به داراییهای خود در لایه ۱ دارند، نامطلوب باشد. با این حال، ارائهدهندگان نقدینگی شخص ثالث و «پلهای سریع» اغلب راهکارهایی برای دور زدن این زمان انتظار در ازای کارمزد ارائه میدهند.
پرورش عصر جدیدی از برنامههای درونزنجیرهای
توانایی بیس در ارائه هزینههای تراکنش بسیار کمتر و توان عملیاتی بالاتر، آماده است تا پارادایم جدیدی را برای برنامههای غیرمتمرکزی باز کند که قبلاً در شبکه اصلی اتریوم از نظر اقتصادی یا فنی امکانپذیر نبودند.
- بازیهای با بازار انبوه: تراکنشهای با فرکانس بالا و ارزش پایین برای بازیهای مبتنی بر بلاکچین حیاتی هستند. بیس میتواند زیرساخت لازم برای تجربههای بازی مقیاسپذیر و لذتبخش را فراهم کند.
- رسانههای اجتماعی غیرمتمرکز: تعاملات خرد، لایکها، اشتراکگذاریها و ارسال محتوا میتواند در شبکهای مانند بیس از نظر اقتصادی مقرونبهصرفه شود و پلتفرمهای اجتماعی واقعاً غیرمتمرکز را ممکن سازد.
- دیفای (DeFi) ارزان: سرمایهگذاران خرد میتوانند بدون اینکه توسط کارمزدهای گس از بازار خارج شوند، در پروتکلهای DeFi شرکت کنند و دسترسی به خدمات مالی را دموکراتیزه کنند.
- NFTهای پویا و کلکسیونهای دیجیتال: ایجاد و انتقال NFTها میتواند ارزانتر و سریعتر شود و نوآوری در هنر دیجیتال، کلکسیونها و داراییهای دنیای واقعیِ توکنشده (RWA) را تقویت کند.
بیس با فراهم کردن یک محیط مقیاسپذیر، به عنوان یک انکوباتور برای نوآوری عمل میکند و به توسعهدهندگان اجازه میدهد تا موارد استفاده جدیدی را بسازند و آزمایش کنند که مرزهای آنچه در زنجیره ممکن است را جابجا میکند.
نقش بیس در تکامل اتریوم
بیس صرفاً یک بلاکچین مستقل نیست؛ بلکه بخشی جداییناپذیر از آینده چندزنجیرهای اتریوم است. بیس به عنوان بخشی از اکوسیستم گستردهتر لایه دوم، در کنار سایر آپتیمیستیک رولآپها و زیکی رولآپها، به چشمانداز بلندمدت اتریوم برای تبدیل شدن به یک لایه تسویه حساب جهانی و مقیاسپذیر برای جهان کمک میکند.
- کاهش ازدحام لایه ۱: بیس با خارج کردن حجم قابل توجهی از تراکنشها، مستقیماً ازدحام و کارمزد گس را در شبکه اصلی اتریوم کاهش میدهد و لایه ۱ را برای تراکنشهای با ارزش بالا و عملکردهای اصلی پروتکل کارآمدتر میکند.
- تجربه کاربری بهبود یافته: برای یک کاربر معمولی، تعامل با برنامههای غیرمتمرکز به تجربهای یکپارچه، مقرونبهصرفه و سریع تبدیل میشود و موانع بزرگ پذیرش را از بین میبرد.
- رشد و همافزایی اکوسیستم: ادغام بیس در OP Stack و چشمانداز بالقوه «ابرزنجیره»، آیندهای را ترسیم میکند که در آن لایههای دوم مختلف با هم کار میکنند و یک شبکه بسیار متصل و با کارایی بالا از بلاکچینها را ایجاد میکنند که همگی توسط اتریوم ایمن شدهاند.
در اصل، بیس نشاندهنده یک بلوک ساختمانی حیاتی در تکامل مداوم اتریوم است. این شبکه روحیه همکاری جامعه بلاکچین را تجسم میبخشد و فناوری نوآورانه را با حمایت استراتژیک ترکیب میکند تا دامنه و کاربرد شبکههای غیرمتمرکز را گسترش دهد. بیس با تسهیل تعاملات درونزنجیرهای، آماده است تا نقش مهمی در جذب موج بعدی کاربران به اقتصاد کریپتو ایفا کند و راه را برای آیندهای دیجیتال، بازتر، کارآمدتر و عادلانهتر هموار سازد.