بیس، لایه دوم اتریوم کوینبیس ساخته شده بر روی استک OP اپتیمیزم، برنامههای غیرمتمرکز را با ارائه پلتفرمی امن، کمهزینه و دوستدار توسعهدهنده مقیاسبندی میکند. این پلتفرم مقیاسپذیری را افزایش داده و هزینههای تراکنش برای برنامههای غیرمتمرکز را کاهش میدهد. بیس که برای محصولات زنجیرهای کوینبیس و اکوسیستم باز طراحی شده است، در حال حاضر برنامهای برای انتشار توکن شبکه به منظور حمایت از توسعهدهندگان ندارد.
درک چالش مقیاسپذیری اتریوم
اتریوم، به عنوان پلتفرم پیشگام قراردادهای هوشمند غیرمتمرکز، با فراهم کردن امکان ساخت اپلیکیشنهای غیرمتمرکز (dApps)، صنایع بیشماری را متحول کرده است. امنیت بالا، دسترسی جهانی و جامعه گسترده توسعهدهندگان، جایگاه آن را به عنوان ستون فقرات وب غیرمتمرکز تثبیت کرده است. با این حال، موفقیت اتریوم چالشهای بزرگی را نیز به همراه داشته که عمدتاً مربوط به توانایی آن در مقیاسپذیری کارآمد است.
سهگانه بلاکچین (The Blockchain Trilemma)
در قلب معضل مقیاسپذیری اتریوم، مفهوم «سهگانه بلاکچین» قرار دارد؛ نظریهای که بیان میکند یک شبکه غیرمتمرکز در هر زمان تنها میتواند دو مورد از سه ویژگی مطلوب را داشته باشد: غیرمتمرکز بودن، امنیت و مقیاسپذیری. طراحی اتریوم اولویت را به تمرکززدایی و امنیت میدهد و برای تأیید تراکنشها و تأمین امنیت شبکه به شبکه گستردهای از نودها (Nodes) متکی است. اگرچه این رویکرد آن را به شدت منعطف و قابل اعتماد میکند، اما به طور ذاتی توان عملیاتی تراکنشها را محدود کرده و هزینههای عملیاتی را، به ویژه در دورههای تقاضای بالا، افزایش میدهد.
محدودیتهای لایه ۱ چگونه بر dAppها تأثیر میگذارند
محدودیتهای ذاتی لایه ۱ (L1) اتریوم مستقیماً بر کارایی و تجربه کاربری اپلیکیشنهای غیرمتمرکز تأثیر میگذارد:
- کارمزد گس بالا: هزینههای تراکنش که با نام «گس» (Gas) شناخته میشوند، به ارز اتر (ETH) پرداخت میشوند تا پاداش اعتبارسنجهای شبکه برای پردازش تراکنشها باشد. هنگامی که شبکه شلوغ است، قیمت گس به شدت افزایش مییابد و حتی تعاملات ساده را برای بسیاری از کاربران به شدت گران میکند. این موضوع مانع نوآوری در زمینههایی مانند پرداختهای خرد، بازیها و اپلیکیشنهای اجتماعی میشود که در آنها تراکنشهای مکرر و کمهزینه ضروری است.
- توان عملیاتی پایین تراکنشها: لایه ۱ اتریوم میتواند تقریباً ۱۵ تا ۳۰ تراکنش در ثانیه (TPS) را پردازش کند. در مقایسه با سیستمهای پرداخت سنتی که هزاران TPS را مدیریت میکنند، این ظرفیت محدود منجر به زمانهای طولانی تأیید و تجربه کاربری خستهکننده میشود، به ویژه برای dAppهایی که به تعاملات سریع نیاز دارند.
- ازدحام شبکه: تقاضای بالا در لایه ۱ باعث ایجاد گلوگاه (Bottleneck) میشود که منجر به تأخیر در تراکنشها و کندی کلی شبکه میگردد. توسعهدهندگان با چالش طراحی dAppهایی روبرو هستند که بتوانند در چنین شرایطی به طور مؤثر عمل کنند، که اغلب منجر به افت عملکرد یا کاهش تعامل کاربر میشود.
- مانعی برای پذیرش انبوه: هزینه بالا و سرعت پایین مانع بزرگی برای کاربران و توسعهدهندگان جریان اصلی ایجاد میکند. برای اینکه dAppها بتوانند با سرویسهای متمرکز سنتی رقابت کنند، باید سرعت و مقرونبهصرفه بودن مشابه (یا برتری) را ارائه دهند.
این چالشها بر نیاز فوری به راهحلهای مقیاسپذیری تأکید میکنند که بتوانند ضمن حفظ نقاط قوت اصلی اتریوم، بر محدودیتهای توان عملیاتی آن غلبه کنند. اینجاست که راهحلهای لایه ۲ (L2) مانند بیس (Base) وارد عمل میشوند.
معرفی بیس (Base): جهش کوینبیس به لایه ۲
بیس نشاندهنده یک حرکت استراتژیک و مهم توسط کوینبیس (Coinbase)، یکی از بزرگترین صرافیهای ارز دیجیتال در جهان، به حوزه مقیاسپذیری لایه ۲ اتریوم است. بیس صرفاً یک لایه ۲ دیگر نیست؛ بلکه پلتفرمی است که با یک چشمانداز خاص طراحی شده است: وارد کردن میلیونها کاربر به آینده غیرمتمرکز و حمایت از محصولات رو به رشد درونزنجیرهای (onchain) خودِ کوینبیس.
بیس (Base) چیست؟
بیس یک بلاکچین لایه ۲ اتریوم است که بر روی پشته فناوری اپتیمیسم (Optimism's OP Stack) ساخته شده است. به عنوان یک لایه ۲، وظیفه اصلی آن پردازش تراکنشها در خارج از زنجیره اصلی اتریوم (L1) و سپس دستهبندی آنها با هم و ارسال یک خلاصه فشرده به لایه ۱ برای تسویه نهایی است. این «برونسپاری» بار محاسباتی به طرز چشمگیری هزینهها را کاهش و سرعت را افزایش میدهد و به طور مؤثری ظرفیت اتریوم را بدون به خطر انداختن امنیت بنیادی آن، مقیاسبندی میکند.
ویژگیهای کلیدی بیس:
- لایه ۲ اتریوم: از امنیت و تمرکززدایی اتریوم بهره میبرد.
- قدرت گرفته از OP Stack: از یک چارچوب توسعه متنباز و قدرتمند استفاده میکند.
- تحت حمایت کوینبیس: توسط یکی از بازیگران اصلی صنعت توسعه یافته و پشتیبانی میشود.
- سازگار با EVM: امکان مهاجرت و توسعه آسان dAppهای آشنا با ماشین مجازی اتریوم را فراهم میکند.
- بدون توکن بومی: بدون توکن شبکه اختصاصی فعالیت میکند و از ETH برای پرداخت گس استفاده میکند.
انگیزه پشت ایجاد بیس
تصمیم کوینبیس برای راهاندازی بیس چندوجهی است و عمیقاً در استراتژی بلندمدت آن برای پذیرش ارزهای دیجیتال ریشه دارد:
- مقیاسپذیری محصولات درونزنجیرهای کوینبیس: کوینبیس مجموعه رو به رشدی از محصولات و خدمات غیرمتمرکز، از کیف پولهای غیرامانی (self-custody) گرفته تا بازارهای NFT دارد. اجرای مستقیم اینها روی لایه ۱ اتریوم هزینههای گزاف و مشکلات عملکردی به همراه خواهد داشت. بیس زیرساختی مقرونبهصرفه و کارآمد برای این محصولات فراهم کرده و تجربه کاربری روانی را تضمین میکند.
- ترویج پذیرش گستردهتر کریپتو: بیس با ارائه محیطی ارزانتر، سریعتر و مناسب برای توسعهدهندگان، قصد دارد مانع ورود کاربران و سازندگان را کاهش دهد. این با مأموریت کوینبیس برای افزایش آزادی اقتصادی در جهان از طریق وارد کردن افراد بیشتر به اکوسیستم کریپتو همسو است.
- توانمندسازی موارد استفاده جدید dApp: محدودیتهای لایه ۱ انواع dAppهایی را که میتوانند رشد کنند، محدود کرده است. با مقیاسپذیری ارتقا یافته بیس، دستههای جدیدی از dAppها - مانند بازیهای پیچیده درونزنجیرهای، پلتفرمهای رسانههای اجتماعی و اپلیکیشنهای مالی آنی - امکانپذیر شده و نوآوریهای دستنخوردهای را شکوفا میکنند.
- چشمانداز «سوپرچین درونزنجیرهای» (Onchain Superchain): کوینبیس فعالانه در چشمانداز «سوپرچین» که توسط اپتیمیسم رهبری میشود، مشارکت دارد. این چشمانداز شبکهای از لایه ۲های متصل و استاندارد شده (همگی ساخته شده بر روی OP Stack) را متصور است که میتوانند به طور یکپارچه با هم ارتباط برقرار کرده و نقدینگی را به اشتراک بگذارند.
بیس تنها یک راهکار فنی نیست؛ بلکه یک بازی زیرساختی استراتژیک است که برای پر کردن شکاف بین امور مالی سنتی و دنیای غیرمتمرکز طراحی شده و از پایگاه کاربری عظیم و اعتبار برند کوینبیس برای تسریع پذیرش اپلیکیشنهای درونزنجیرهای بهره میبرد.
زیربنای تکنولوژیک: پشته OP اپتیمیسم (Optimism's OP Stack)
در هسته معماری بیس، OP Stack اپتیمیسم قرار دارد که یک چارچوب توسعه ماژولار و متنباز است. درک OP Stack برای فهم نحوه عملکرد بیس و پتانسیل رشد آن در آینده بسیار حیاتی است.
OP Stack چیست؟
پشته OP مجموعهای از ماژولهای استاندارد و متنباز است که میتوانند برای ساخت بلاکچینهای لایه ۲ سفارشی، به ویژه «رولآپهای خوشبینانه» (Optimistic Rollups)، در کنار هم قرار گیرند. این یک بلاکچین واحد نیست، بلکه جعبهابزاری برای ایجاد زنجیرههایی است که بخشی از اکوسیستم «سوپرچین» هستند. هر جزء از این پشته (مانند لایه اجرا، لایه تسویه، لایه در دسترس بودن داده) میتواند تعویض یا سفارشیسازی شود که انعطافپذیری فوقالعادهای را ارائه میدهد.
جنبههای کلیدی OP Stack:
- طراحی ماژولار: به توسعهدهندگان اجازه میدهد تا ماژولهای مختلف (مانند ساختارهای کارمزد سفارشی یا لایههای جایگزین برای در دسترس بودن داده) را متناسب با نیازهای خاص خود انتخاب و ترکیب کنند.
- متنباز (Open-Source): شفافیت، مشارکت جامعه و نوآوری مشترک را ترویج میکند.
- امنیت و حاکمیت مشترک (در آینده): هدف آن آیندهای است که در آن زنجیرههای ساخته شده بر روی OP Stack بتوانند زیرساخت پلزنی (Bridging)، ترتیبدهنده (Sequencer) و حتی احتمالاً مکانیسمهای حاکمیت مشترک داشته باشند که قابلیت همکاری و امنیت را افزایش میدهد.
- چشمانداز «سوپرچین»: هدف کلی ایجاد شبکهای از لایه ۲های متصل است که مانند یک زنجیره واحد و یکپارچه به نظر برسند و انتقال بدون درز داراییها و پیامها را بین خود فراهم کنند.
بیس چگونه از OP Stack بهره میبرد
تصمیم بیس برای ساخت بر روی OP Stack چندین مزیت استراتژیک دارد:
- بهرهگیری از فناوری رولآپ آزموده شده: اپتیمیسم سالها یک رولآپ خوشبینانه پیشرو بوده و فناوری و اقدامات امنیتی خود را اصلاح کرده است. بیس با استفاده از OP Stack، این فناوری اثبات شده را به ارث میبرد و نیاز به ساخت یک رولآپ جدید از صفر را از بین میبرد.
- قابلیت همکاری با سایر زنجیرههای OP Stack: همانطور که زنجیرههای بیشتری از OP Stack استفاده میکنند (مانند Optimism Mainnet و Zora Network)، بیس به طور ذاتی با آنها سازگارتر خواهد بود و جابجایی داراییها و دادهها را در سوپرچین تسهیل میکند.
- توسعه و تکرار سریعتر: ماهیت ماژولار OP Stack اجازه ارتقای سریعتر و پیادهسازی ویژگیهای جدید را میدهد و بیس را قادر میسازد تا به سرعت با نیازهای در حال تغییر کاربران و پیشرفتهای تکنولوژیک سازگار شود.
- امنیت قدرتمند از طریق اتریوم: در حالی که بیس تراکنشها را خارج از زنجیره پردازش میکند، امنیت آن در نهایت از لایه ۱ اتریوم مشتق میشود. طراحی OP Stack تضمین میکند که تمام دادههای تراکنش به اتریوم بازگردانده میشوند.
سازوکار رولآپ خوشبینانه (Optimistic Rollup) در عمل
بیس به عنوان یک رولآپ خوشبینانه، اتریوم را با استفاده از مجموعهای از مکانیسمهای خاص مقیاسبندی میکند:
-
پردازش تراکنش خارج از زنجیره:
- کاربران تراکنشها را به بیس ارسال میکنند که سپس توسط ترتیبدهندههای بیس (نودهای مسئول ترتیبگذاری و اجرای تراکنشها) پردازش میشوند.
- این تراکنشها به سرعت و با کارمزد کم در شبکه بیس، مستقل از ازدحام لایه ۱ اتریوم، انجام میشوند.
-
دستهبندی و فشردهسازی:
- به جای ارسال تکتک تراکنشها به لایه ۱ اتریوم، ترتیبدهندههای بیس صدها یا هزاران تراکنش را در یک «دسته» (Batch) جمعآوری میکنند.
- این دسته سپس فشرده میشود تا مقدار دادهای که باید در لایه ۱ ثبت شود به حداقل برسد.
-
ثبت در لایه ۱ اتریوم:
- دسته فشرده شده تراکنشها به عنوان یک تراکنش واحد به لایه ۱ اتریوم ارسال میشود. این تک تراکنش لایه ۱ در واقع نماینده بسیاری از تراکنشهای لایه ۲ است که هزینه گس کلی به ازای هر تراکنش را به شدت کاهش میدهد.
- بسیار مهم است که تمام دادههای تراکنش لازم برای بازسازی وضعیت لایه ۲ در لایه ۱ اتریوم در دسترس قرار میگیرد تا مقاومت در برابر سانسور تضمین شود.
-
فرض خوشبینانه و اثبات تقلب (Fraud Proofs):
- رولآپهای خوشبینانه بر اساس یک فرض «خوشبینانه» عمل میکنند: فرض بر این است که تمام تراکنشهای درون یک دسته معتبر هستند مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.
- پس از ثبت یک دسته در لایه ۱، یک «دوره چالش» (معمولاً ۷ روز) وجود دارد. در این مدت، هر کسی میتواند اگر تراکنش نامعتبر تشخیص داد، یک «اثبات تقلب» ارائه کند.
- اگر اثبات تقلب موفقیتآمیز باشد، دسته نامعتبر بازگردانده شده و ترتیبدهندهای که آن را ارسال کرده جریمه میشود. این مکانیسم ترتیبدهندهها را به رفتار صادقانه ترغیب میکند.
-
افزایش کارایی: بیس با تجمیع تراکنشها و تکیه بر اعتبارسنجی خوشبینانه با اثبات تقلب، میتواند به توان عملیاتی بسیار بالاتر و هزینههای کمتر نسبت به لایه ۱ اتریوم دست یابد.
چگونه بیس اتریوم را برای اپلیکیشنهای غیرمتمرکز مقیاسبندی میکند
پیادهسازی فناوری رولآپ خوشبینانه در بیس با استفاده از OP Stack، مستقیماً محدودیتهای مقیاسپذیری اتریوم را هدف قرار داده و چشمانداز توسعه dApp و تعامل کاربر را متحول میکند.
کاهش هزینههای تراکنش
یکی از ملموسترین مزایای بیس برای dAppها، کاهش شدید کارمزدهای تراکنش است.
- تجمیع تراکنشها: با بستهبندی هزاران تراکنش لایه ۲ در یک تراکنش لایه ۱، هزینه ثابت تعامل با لایه ۱ اتریوم بین کاربران زیادی تقسیم میشود. این یعنی کاربر به جای پرداخت هزینه کامل گس لایه ۱، تنها کسری از آن را میپردازد.
- کارمزد گس پایینتر: اجرای واقعی تراکنشها در بیس رخ میدهد که ظرفیت بسیار بالاتر و فشار تقاضای کمتری نسبت به لایه ۱ دارد. این موضوع به طور ذاتی منجر به قیمتهای پایینتر گس در شبکه بیس میشود.
- مزایا برای تراکنشهای خرد: برای اپلیکیشنهایی مانند بازیهای بلاکچینی، dAppهای اجتماعی یا پروتکلهای دیفای (DeFi) که شامل معاملات کوچک مکرر هستند، بیس این تعاملات را از نظر اقتصادی بهصرفه میکند.
افزایش توان عملیاتی تراکنشها
بیس تعداد تراکنشهایی را که اتریوم میتواند در ثانیه مدیریت کند، به طرز چشمگیری افزایش داده و از TPS تکرقمی لایه ۱ به پتانسیل هزاران تراکنش در لایه ۲ میرساند.
- تراکنش در ثانیه (TPS) بالاتر: با پردازش تراکنشها در خارج از زنجیره، بیس گلوگاههایی را که dAppهای اتریوم را آزار میدادند باز کرده و به آنها اجازه میدهد با سرعتی نزدیک به اپلیکیشنهای وب سنتی عمل کنند.
- توانمندسازی dAppهای پیچیده و فعال: اپلیکیشنهایی که به بهروزرسانیهای با فرکانس بالا، تعاملات آنی یا پردازش حجم زیادی از دادههای کاربر نیاز دارند، اکنون میتوانند شکوفا شوند. نمونههایی مانند دیفای با حجم بالا، بازیهای تعاملی و شبکههای اجتماعی.
تجربه توسعهدهنده ارتقا یافته
بیس طوری طراحی شده که بسیار برای توسعهدهندگان مناسب باشد و ساخت و استقرار dAppها را آسانتر و ارزانتر کند.
- سازگاری با EVM: بیس کاملاً با ماشین مجازی اتریوم (EVM) سازگار است. این یعنی توسعهدهندگان آشنا با Solidity و ابزارهای اتریوم میتوانند به راحتی قراردادهای هوشمند خود را با کمترین تغییرات در بیس پیادهسازی کنند. منحنی یادگیری برای توسعهدهندگان فعلی اتریوم تقریباً صفر است.
- هزینههای استقرار پایینتر: استقرار قراردادهای هوشمند در بیس بسیار ارزانتر از لایه ۱ اتریوم است که به توسعهدهندگان اجازه میدهد سریعتر تکرار کنند و آزمایشهای بیشتری انجام دهند.
- دسترسی به پایگاه کاربران کوینبیس (غیرمستقیم): اگرچه بیس یک شبکه باز و بدون نیاز به مجوز (permissionless) است، اما ارتباط آن با کوینبیس یک مزیت منحصربهفرد است. میلیونها کاربر فعلی کوینبیس مخاطبان بالقوه عظیمی برای dAppهای ساخته شده روی بیس هستند.
امنیت از طریق وراثت
بیس برای دستیابی به مقیاسپذیری، امنیت را فدا نمیکند و ضمانتهای امنیتی قدرتمند لایه ۱ اتریوم را به ارث میبرد.
- بهرهگیری از اجماع اتریوم: تراکنشهای بیس در نهایت در اتریوم تسویه میشوند، به این معنی که از مکانیسم اجماع اثبات سهام (PoS) اتریوم که توسط هزاران اعتبارسنج غیرمتمرکز ایمن شده، بهره میبرند.
- در دسترس بودن داده در لایه ۱: تمام دادههای تراکنش بیس در لایه ۱ اتریوم ثبت میشود. این تضمین میکند که حتی اگر ترتیبدهندههای بیس از کار بیفتند، کل وضعیت بیس از روی دادههای لایه ۱ قابل بازسازی است.
- اهمیت اثبات تقلب: مکانیسم رولآپ خوشبینانه با دوره چالش و اثبات تقلب، به عنوان یک لایه امنیتی حیاتی عمل کرده و تضمین میکند که هرگونه انتقال وضعیت مخرب در بیس قابل شناسایی و بازگشت است.
جایگاه استراتژیک و اکوسیستم بیس
بیس فقط یک راهکار فنی نیست؛ بلکه یک ابتکار استراتژیک تحت حمایت یکی از بزرگترین بازیگران فضای کریپتو است. این حمایت، همراه با ماهیت باز آن، نقش منحصربهفرد آن را در اکوسیستم گستردهتر شکل میدهد.
پلی برای میلیونها کاربر کوینبیس
مشارکت کوینبیس شاید متمایزترین ویژگی بیس باشد که چندین مزیت استراتژیک ایجاد میکند:
- جذب کاربران جدید به dAppها: کوینبیس به عنوان درگاه ورود اصلی فیات به کریپتو برای میلیونها کاربر عمل میکند. با بیس، کوینبیس پتانسیل ایجاد مسیرهای بسیار روانی را دارد تا کاربران از فعالیتهای صرافی متمرکز به سمت اپلیکیشنهای غیرمتمرکز حرکت کنند.
- یکپارچگی با محصولات کوینبیس: بیس به عنوان زیرساخت بنیادی برای تلاشهای کوینبیس در فضای غیرمتمرکز، از جمله کیف پول کوینبیس (Coinbase Wallet)، عمل میکند.
- پتانسیل تجربه بدون درز فیات-به-dApp: چشمانداز بلندمدت، سادهسازی پیچیدگیهای پلزنی بین لایه ۱ و ۲ و کارمزدهای گس است تا تجربه استفاده از dAppها به روانی اپلیکیشنهای وب ۲ باشد.
ترویج محیطی باز و مشارکتی
بیس علیرغم حمایت شرکتی، به فلسفه باز و بدون نیاز به مجوز متعهد است.
- بدون توکن بومی: یکی از قابلتوجهترین تصمیمات بیس، برنامه صریح آن برای عدم صدور توکن شبکه است.
- پیامدها: این یعنی کارمزدهای گس در بیس با ETH پرداخت میشود که مشوقهای اقتصادی آن را مستقیماً با اتریوم همسو میکند. همچنین عنصر سفتهبازی مرتبط با توکنهای جدید را حذف کرده و بر کاربرد واقعی متمرکز میشود.
- تمرکز بر کاربرد: بدون توکن برای مدیریت، بیس میتواند تلاش خود را بر ساخت پلتفرمی قدرتمند و امن متمرکز کند.
- حمایت از کالاهای عمومی: بیس متعهد شده بخشی از درآمد ترتیبدهنده خود را به تامین مالی کالاهای عمومی در اکوسیستم سوپرچین اختصاص دهد.
وضعیت فعلی و چشمانداز آینده
بیس از زمان راهاندازی، به سرعت توجه و فعالیت زیادی را به خود جلب کرده است.
- پروژهها و dAppهای موجود: تعداد رو به رشدی از پروتکلهای دیفای، بازارهای NFT و پروژههای گیمینگ در بیس مستقر شدهاند.
- نقشه راه برای تمرکززدایی بیشتر: در حالی که بیس در حال حاضر از یک ترتیبدهنده متمرکز تحت مدیریت کوینبیس استفاده میکند، نقشه راه بلندمدت شامل غیرمتمرکز کردن مجموع ترتیبدهندهها برای افزایش مقاومت در برابر سانسور است.
پاسخ به سوالات رایج و ملاحظات
مانند هر فناوری بلاکچینی جدید، کاربران و توسعهدهندگان اغلب سوالاتی در مورد جنبههای کاربردی و مدلهای اقتصادی آن دارند.
پل زدن (Bridging) داراییها به بیس
برای استفاده از dAppها در بیس، کاربران باید داراییهای خود (عمدتاً ETH و توکنهای ERC-20) را از لایه ۱ اتریوم به لایه ۲ بیس منتقل کنند.
- فرآیند پل زدن: این کار معمولاً از طریق یک اپلیکیشن «پل» (Bridge) انجام میشود. پل رسمی بیس (Base Bridge) امنترین گزینه است. در این فرآیند داراییها در لایه ۱ قفل شده و معادل آنها در لایه ۲ ضرب (Mint) میشود.
- دوره برداشت: به دلیل مکانیسم اثبات تقلب در رولآپهای خوشبینانه، برداشت داراییها از بیس به اتریوم شامل یک «دوره چالش» است که معمولاً ۷ روز طول میکشد. این زمان برای اطمینان از صحت تراکنشها ضروری است.
نبود توکن بومی
تصمیم بیس برای عدم صدور توکن اختصاصی، تفاوت بزرگی با بسیاری از لایه ۲های دیگر دارد:
- پرداخت گس با ETH: این کار تجربه کاربری را ساده میکند و پیوند اقتصادی با اتریوم را تقویت مینماید.
- تأثیر بر حاکمیت: حاکمیت بیس ممکن است به جای مدلهای مبتنی بر توکن، از طریق انجمنهای اجتماعی یا مکانیسمهای مشارکتی OP Stack انجام شود.
- تمرکز بر ارزش اکوسیستم: با صادر نکردن توکن، بیس سیگنال میدهد که به جای جذب ارزش از طریق یک توکن جدید، بر ایجاد ارزش برای کل اکوسیستم اتریوم و محصولات کوینبیس متمرکز است.
مقایسه با سایر لایه ۲ها
فضای لایه ۲ با راهکارهای مختلفی مانند Arbitrum، Polygon، zkSync و Starknet بسیار متنوع است.
- تنوع فناوریها: برخی از رولآپهای خوشبینانه استفاده میکنند (مانند Base و Arbitrum) و برخی از رولآپهای دانش-صفر یا ZK-Rollups (مانند zkSync). هر کدام مزایا و معایب خود را در سرعت و امنیت دارند.
- نقاط قوت منحصربهفرد بیس: حمایت کوینبیس، ادغام با OP Stack و نبود توکن بومی، بیس را به گزینهای متمایز با پتانسیل بالای پذیرش انبوه تبدیل کرده است.
تأثیر تحولآفرین بیس بر dAppهای اتریوم
ظهور بیس به عنوان یک راهکار لایه ۲ مقیاسپذیر و ارزان، پیامدهای عمیقی برای آینده اپلیکیشنهای غیرمتمرکز دارد و راه را برای دوران جدیدی از نوآوری درونزنجیرهای هموار میکند.
گسترش موارد استفاده
بیس با کاهش هزینهها و افزایش سرعت، دستههای کاملاً جدیدی از dAppها را ممکن میسازد:
- گیمینگ: تجربههای واقعی بازی درونزنجیرهای که در آن هر حرکت میتواند یک تراکنش ارزان باشد.
- رسانههای اجتماعی: شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز که در آن کاربران میتوانند بدون هزینههای گزاف تعامل داشته باشند و محتوای خود را مالک شوند.
- اپلیکیشنهای مصرفکننده: سیستمهای پرداخت خرد و برنامههای وفاداری که به تراکنشهای مکرر و کمارزش نیاز دارند.
- راهکارهای سازمانی: کسبوکارها میتوانند از بلاکچین برای ردیابی زنجیره تأمین و یکپارچگی دادهها در حجم بالا استفاده کنند.
پیشبرد پذیرش انبوه
مأموریت بیس، تسریع پذیرش انبوه فناوری غیرمتمرکز است. این هدف از طریق کاهش موانع ورود برای کاربران، تسهیل ادغام محصولات جریان اصلی با بلاکچین و سادهسازی تجربه کاربری محقق میشود.
بیس فراتر از یک ارتقای فنی، یک زیرساخت استراتژیک است که برای آوردن مزایای اقتصاد غیرمتمرکز اتریوم به مخاطبان گستردهتر طراحی شده است. بیس با فراهم کردن پلتفرمی امن و در دسترس، به تحقق وعده اینترنت غیرمتمرکز، مقیاسپذیر و کاربرپسند کمک میکند و جزئی حیاتی در تکامل اتریوم محسوب میشود.