بیس، لایه دوم اتریوم کوینبیس، با استفاده از فناوری رولآپ معاملات را خارج از زنجیره پردازش میکند تا مقیاسپذیری را افزایش دهد. این طراحی معاملات سریعتر و ارزانتری را در حالی که امنیت شبکه اصلی اتریوم را حفظ میکند، امکانپذیر میسازد. بیس که بر پایهی OP Stack شرکت اپتیمیزم ساخته شده است تا دسترسیپذیری را بهبود بخشد، به طور رسمی در تاریخ ۹ اوت ۲۰۲۳ شبکه اصلی خود را راهاندازی کرد.
چالش همیشگی مقیاسپذیری اتریوم
اتریوم به عنوان پلتفرم پیشگام قراردادهای هوشمند، بدون شک چشمانداز بلاکچین را متحول کرده و باعث پیدایش امور مالی غیرمتمرکز (DeFi)، توکنهای غیرمثلی (NFT) و اکوسیستم پویایی از اپلیکیشنهای غیرمتمرکز (dApps) شده است. با این حال، موفقیت آن محدودیتهای ذاتیاش را نیز نمایان کرده که عمدتاً مربوط به مقیاسپذیری است. همان طراحی خاصی که امنیت قدرتمند و تمرکززدایی اتریوم را تضمین میکند – یعنی پردازش هر تراکنش توسط تمامی نودها – در زمان اوج تقاضای شبکه به یک گلوگاه تبدیل میشود. این مسئله اغلب منجر به افزایش کارمزدهای تراکنش (Gas Fees) و کندی در زمان تایید تراکنشها شده که مانعی برای پذیرش همگانی است و انواع اپلیکیشنهایی را که میتوانند در این شبکه رشد کنند، محدود میکند.
این چالشها از معماری فعلی اتریوم ناشی میشوند که تراکنشها را به صورت متوالی پردازش کرده و دارای اندازه و فرکانس محدود در ایجاد بلاک است. با شلوغ شدن شبکه، کاربران وارد یک جنگ رقابتی برای فضای بلاک میشوند که هزینههای تراکنش را بالا میبرد. این وضعیت سدی بازدارنده برای بسیاری از کاربران و موارد استفاده ایجاد میکند و باعث میشود تراکنشهای خرد (Microtransactions) از نظر اقتصادی غیرقابلتوجیه و تعاملات پیچیده در دپها (dApp) بسیار پرهزینه شوند. برای غلبه بر این موانع بدون به خطر انداختن اصول بنیادی اتریوم، جامعه بلاکچین راهحلهای مختلف مقیاسپذیری را بررسی کرده است که در این میان فناوریهای لایه ۲ (L2) به عنوان رویکرد پیشرو ظاهر شدهاند. هدف این راهحلهای لایه ۲، انتقال بخش قابلتوجهی از پردازش تراکنشها از زنجیره اصلی اتریوم (لایه ۱) به خارج از آن است، در حالی که همچنان امنیت خود را از زنجیره اصلی میگیرند. «بیس» (Base)، یک شبکه نوآورانه لایه ۲ که توسط کوینبیس توسعه یافته، مستقیماً به این نیاز حیاتی پاسخ میدهد.
معرفی بیس (Base): مشارکت کوینبیس در اتریوم مقیاسپذیر
بیس یک بلاکچین لایه ۲ اتریوم است که با ماموریتی روشن طراحی شده است: افزایش دسترسی و مقیاسپذیری شبکه اتریوم، تا اپلیکیشنهای غیرمتمرکز را برای مخاطبان جهانی کاربردیتر و مقرونصرفهتر کند. بیس که توسط کوینبیس، یکی از بزرگترین صرافیهای ارز دیجیتال در جهان توسعه یافته، یک بازیگر بزرگ را به اکوسیستم لایه ۲ وارد میکند که نشاندهنده تعهدی قوی به آینده فعالیتهای درونزنجیرهای و فناوریهای غیرمتمرکز است.
تصمیم کوینبیس برای ساخت لایه ۲ اختصاصی خود، نشاندهنده شناخت گسترده صنعت از نقش محوری اتریوم و ضرورت راهحلهای مقیاسپذیری است. بیس در ۹ آگوست ۲۰۲۳ به طور رسمی روی شبکه اصلی (Mainnet) خود راهاندازی شد که گامی حیاتی در مسیر جذب میلیونها کاربر به وب غیرمتمرکز محسوب میشود. وعده اصلی آن پیرامون ارائه محیطی امن، کمهزینه و توسعهدهنده-محور برای ساخت و تعامل با دپها (dApps) میچرخد.
ایستادن بر شانههای غولها: بنیاد OP Stack
یکی از ویژگیهای تعیینکننده بیس، پیریزی آن بر اساس OP Stack اپتیمیسم است. OP Stack یک مجموعه توسعه استاندارد، ماژولار و متنباز است که به توسعهدهندگان اجازه میدهد زنجیرههای لایه ۲ خود را ایجاد کنند که اغلب به عنوان «زنجیرههای رولآپ خوشبینانه» (Optimistic Rollup chains) شناخته میشوند. با بهرهگیری از OP Stack، بیس از مزایای زیر بهرهمند میشود:
- زیرساخت مشترک: این شبکه از کدها و زیرساختهای آزمونپسداده ارثبری میکند که زمان توسعه و ریسکهای امنیتی را در مقایسه با ساخت یک لایه ۲ از صفر، به شدت کاهش میدهد.
- سازگاری با EVM: بیس به طور کامل با ماشین مجازی اتریوم (EVM) سازگار است، به این معنی که توسعهدهندگان میتوانند دپها و قراردادهای هوشمند موجود در اتریوم را با کمترین تغییرات به بیس منتقل کنند. این امر باعث انتقال یکپارچه پروژههای موجود و جذب توسعهدهندگان جدید آشنا با ابزارهای اتریوم میشود.
- ماژولار بودن و انعطافپذیری: طراحی ماژولار OP Stack به بیس اجازه میدهد تا اجزای خاصی را سفارشیسازی کند و در عین حال سازگاری خود را با اکوسیستم گستردهتر اپتیمیسم حفظ نماید، که این امر نوآوریهای آینده و بهینهسازیهای خاص را ممکن میسازد.
- مسیر به سوی سوپرچین (Superchain): ساخت بر بستر OP Stack، بیس را به عنوان یک مشارکتکننده کلیدی در چشمانداز «Superchain» قرار میدهد؛ شبکهای متصل از لایه ۲ها که امنیت، ارتباطات و حتی نقدینگی مشترک دارند و یک اینترنت بلاکچینی واحد و بسیار مقیاسپذیر را ایجاد میکنند. این ادغام در یک اکوسیستم گستردهتر، مزایای بلندمدت قابلتوجهی را ارائه میدهد.
بیس با انتخاب OP Stack نه تنها روند توسعه خود را سرعت بخشید، بلکه خود را با جنبشی قدرتمند به سوی آیندهای متصلتر و مقیاسپذیرتر در لایه ۲ همسو کرد.
مکانیسم پشت پرده بیس: بررسی عمیق رولآپهای خوشبینانه
در قلب راهحل مقیاسپذیری بیس، فناوریای به نام رولآپهای خوشبینانه (Optimistic Rollups) قرار دارد. این تکنیک مقیاسپذیری لایه ۲ با اجرای تراکنشها در خارج از زنجیره، دستهبندی آنها و سپس ارسال یک خلاصه فشرده از این تراکنشها به شبکه اصلی اتریوم عمل میکند. جنبه «خوشبینانه» از این فرض ناشی میشود که تمام تراکنشهای پردازش شده در خارج از زنجیره، به طور پیشفرض معتبر هستند.
بیایید این فرآیند را کالبدشکافی کنیم:
۱. اجرای تراکنش در خارج از زنجیره
به جای اینکه هر تراکنش توسط هر نود در شبکه اصلی اتریوم پردازش و تایید شود، تراکنشها در بیس روی شبکه اختصاصی خودش اجرا میشوند. وقتی کاربری تراکنشی را در بیس آغاز میکند (مثلاً ارسال توکن یا تعامل با یک قرارداد هوشمند)، این تراکنش توسط سیکوئنسرها (Sequencers) یا ترتیبدهندههای شبکه بیس پردازش میشود. این سیکوئنسرها نودهای تخصصی هستند که مسئولیتهای زیر را بر عهده دارند:
- ترتیبگذاری تراکنشها: آنها تراکنشها را از کاربران دریافت کرده و ترتیب پردازش آنها را در بلاک لایه ۲ تعیین میکنند.
- اجرای تراکنشها: آنها وضعیت بلاکچین بیس را بر اساس این تراکنشها بهروزرسانی میکنند.
- دستهبندی (Batching): آنها چندین تراکنش اجرا شده را در یک «دسته» (Batch) واحد و فشرده جمعآوری میکنند.
این اجرای خارج از زنجیره، توان عملیاتی را به میزان قابلتوجهی افزایش میدهد زیرا شبکه لایه ۲ با محدودیتهای زمان بلاک یا محدودیتهای گاز اتریوم مواجه نیست.
۲. دستهبندی و در دسترس بودن دادهها (Data Availability)
پس از پردازش دستهای از تراکنشها توسط سیکوئنسرها، یک نمایش فشرده از این تراکنشها به همراه «ریشه وضعیت» (State Root) حاصل (یک اثبات رمزنگاری از وضعیت زنجیره بیس پس از اجرای آن دسته)، به صورت دورهای به یک قرارداد هوشمند در شبکه اصلی اتریوم ارسال میشود. این ارسال به دو دلیل حیاتی است:
- در دسترس بودن دادهها: تمام دادههای لازم برای بازسازی وضعیت کامل بیس و تایید تراکنشهای آن در لایه ۱ اتریوم منتشر میشود. این تضمین میکند که حتی اگر سیکوئنسرهای بیس آفلاین شوند، هر کسی میتواند دادههای تراکنش را از اتریوم بازیابی کرده و وضعیت زنجیره بیس را دوباره بسازد. این یک تضمین امنیتی بنیادی است که اغلب به عنوان «در دسترس بودن دادهها» شناخته میشود.
- تعهد وضعیت (State Commitment): ریشه وضعیت به عنوان یک تعهد رمزنگاری برای یکپارچگی پردازشهای خارج از زنجیره عمل میکند. این روشی مختصر برای گفتن این جمله به اتریوم است: «این اتفاقاتی است که در بیس رخ داده و این هم وضعیت نهایی حاصل شده است.»
۳. فرض خوشبینانه و اثباتهای تقلب (Fraud Proofs)
اینجاست که بخش «خوشبینانه» حیاتی میشود. وقتی دستهای از تراکنشها به اتریوم ارسال میشود، خوشبینانه فرض میشود که صحیح است. این یعنی تایید رمزنگاری فوری برای هر تراکنش درون آن دسته توسط اتریوم انجام نمیشود. در عوض، یک دوره چالش (Challenge Period) (معمولاً حدود ۷ روز) آغاز میشود.
در طول این دوره چالش، هر کسی در شبکه میتواند به عنوان یک تاییدکننده (Verifier) عمل کرده و اعتبار تراکنشهای درون دسته ارسال شده را به صورت محاسباتی بررسی کند. اگر یک تاییدکننده متوجه شود که سیکوئنسر یک ریشه وضعیت نادرست یا متقلبانه ارسال کرده است (یعنی تراکنشها را به اشتباه اجرا کرده)، میتواند یک اثبات تقلب (Fraud Proof) به قرارداد هوشمند لایه ۱ ارائه دهد.
اثبات تقلب یک چالش رمزنگاری است که تفاوت بین انتقال وضعیت ادعا شده توسط سیکوئنسر و انتقال وضعیت واقعی و صحیح را نشان میدهد. اگر اثبات تقلب با موفقیت ارائه و توسط قرارداد هوشمند لایه ۱ تایید شود، دسته نادرست لغو شده و سیکوئنسری که دادههای متقلبانه را ارسال کرده جریمه میشود (مثلاً وثیقهاش مصادره یا اسلش میشود). این مکانیسم تضمین میکند که سیکوئنسرها انگیزه اقتصادی برای صادقانه عمل کردن داشته باشند، چرا که تقلب منجر به ضرر مالی میشود.
۴. نهاییسازی و تسویه
اگر هیچ اثبات تقلبی در طول دوره چالش با موفقیت ارائه نشود، آن دسته از تراکنشها در اتریوم نهایی و برگشتناپذیر تلقی میشوند. در این مرحله، داراییها میتوانند با امنیت کامل از بیس به شبکه اصلی اتریوم برداشت شوند، چرا که وضعیت آنها توسط اجماع اتریوم به صورت رمزنگاری ایمن شده است.
این کل فرآیند به بیس اجازه میدهد تا به توان عملیاتی بالا و کارمزدهای پایین در خارج از زنجیره دست یابد، در حالی که همچنان امنیت قدرتمند و تمرکززدایی شبکه اصلی اتریوم را به ارث میبرد. اتریوم به عنوان داور نهایی عمل کرده و یکپارچگی زنجیره لایه ۲ را بدون نیاز به پردازش تکتک تراکنشها تضمین میکند.
مزایای ملموس: تراکنشهای سریعتر و کارمزدهای کمتر
طراحی معماری بیس که توسط رولآپهای خوشبینانه قدرت گرفته است، مستقیماً به مزایای ملموسی برای کاربران و توسعهدهندگان تبدیل میشود.
کاهش هزینه
- کارایی دستهبندی: با بستهبندی صدها یا هزاران تراکنش در یک تراکنش واحد لایه ۱، هزینه ثابت تعامل با اتریوم (گاز برای ارسال داده به لایه ۱) بین تمام تراکنشهای آن دسته سرشکن میشود. به جای اینکه هر کاربر برای تراکنش لایه ۱ انفرادی خود هزینه بپردازد، سهم ناچیزی از هزینه دسته بزرگتر را پرداخت میکند.
- کاهش محاسبات در لایه ۱: اتریوم نیازی به اجرای مجدد هر تراکنش از بیس ندارد؛ فقط نیاز به تایید ریشه وضعیت و پردازش اثباتهای تقلب (در صورت بروز) دارد. این امر بار محاسباتی روی شبکه اصلی را به شدت کاهش میدهد.
برای کاربران، این بدان معناست که کارمزدهای گاز در بیس میتواند چندین برابر کمتر از شبکه اصلی اتریوم باشد، که تراکنشهای روزمره، تعاملات دیفای و ضرب NFT را بسیار مقرونصرفهتر میکند. این امر موارد استفادهای را که قبلاً در لایه ۱ از نظر اقتصادی توجیه نداشتند، باز میکند.
بهبود سرعت
- پردازش خارج از زنجیره: تراکنشها در بیس تقریباً به صورت آنی توسط سیکوئنسرهای آن پردازش میشوند که منجر به بازخورد فوری برای کاربران میگردد. اگرچه نهاییسازی واقعی در لایه ۱ همچنان منتظر دوره چالش میماند، اما کاربران تایید فوری را در بیس تجربه میکنند که تجربه کاربری دپها را بهبود میبخشد.
- توان عملیاتی بالاتر: قابلیت پردازش تراکنشها در خارج از زنجیره به صورت موازی با تولید بلاک اتریوم، تعداد کل تراکنشها در ثانیه (TPS) را که اکوسیستم ترکیبی میتواند مدیریت کند، به طرز چشمگیری افزایش میدهد. بیس میتواند بسیار بیشتر از لایه ۱ اتریوم در همان بازه زمانی تراکنش پردازش کند.
این سرعت افزایش یافته و هزینه کاهش یافته، تجربهای روان و پاسخگو مشابه اپلیکیشنهای سنتی وب را برای کاربران فراهم میکند و یکی از نقاط اصطکاک اصلی در پذیرش گسترده بلاکچین را از بین میبرد.
تضمینهای امنیتی: به ارث بردن استحکام اتریوم
یک نگرانی حیاتی در مورد هر راهحل لایه ۲، مدل امنیتی آن است. بیس به عنوان یک رولآپ خوشبینانه، به دقت طراحی شده تا ویژگیهای امنیتی شبکه اصلی اتریوم را به ارث ببرد و تضمین کند که وجوه کاربران و یکپارچگی تراکنشها در نهایت توسط مکانیسم اجماع قدرتمند اتریوم محافظت میشود.
اصول اصلی اتکای امنیتی بیس به اتریوم عبارتند از:
- در دسترس بودن دادهها در لایه ۱: همانطور که گفته شد، تمام دادههای تراکنش لازم برای بازسازی وضعیت بیس در اتریوم منتشر میشود. این بدان معناست که حتی اگر سیکوئنسرهای بیس بدخواه شوند یا شکست بخورند، کاربران همچنان میتوانند به تاریخچه تراکنشها و داراییهای خود دسترسی داشته باشند و به طور بالقوه از قرارداد هوشمند لایه ۱ برای برداشت وجوه خود استفاده کنند. این ویژگی برای مقاومت در برابر سانسور و حاکمیت کاربر حیاتی است.
- اثباتهای تقلب و انگیزههای اقتصادی: سیستم اثبات تقلب که توسط جریمههای اقتصادی (اسلشینگ وثیقه سیکوئنسر) پشتیبانی میشود، انگیزه قوی برای سیکوئنسرها ایجاد میکند تا صادقانه رفتار کنند. هر فعالیت مخرب میتواند توسط هر شرکتکننده صادقی شناسایی و به چالش کشیده شود و اختلاف در نهایت توسط قراردادهای هوشمند لایه ۱ اتریوم حل و فصل شود. این مکانیسم «دیدهبان» یکپارچگی وضعیت خارج از زنجیره را تضمین میکند.
- تمرکززدایی و اجماع اتریوم: لنگر نهایی امنیت برای بیس، شبکه غیرمتمرکز قدرتمند اتریوم و مکانیسم اجماع اثبات سهام (PoS) آن است. شبکه وسیع اعتبارسنجهای اتریوم و امنیت اقتصادی قابلتوجه آن، نفوذ به آن را فوقالعاده دشوار میکند. بیس با تسویه وضعیت خود در اتریوم، از این امنیت بهره میبرد و در برابر حملات ۵۱ درصدی یا سایر دستکاریهای سطح اجماع مصون میماند، مگر اینکه خودِ اتریوم به خطر بیفتد.
- پلزنی رسمی (Canonical Bridging): پلی که اجازه میدهد داراییها بین اتریوم و بیس جابجا شوند، توسط قراردادهای هوشمند در لایه ۱ اتریوم مدیریت میشود. این قراردادها قوانین واریز و برداشت را اجرا میکنند و تضمین میکنند که داراییها به طور خودسرانه ایجاد یا نابود نمیشوند و برداشتها از قوانین دوره چالش و سیستم اثبات تقلب پیروی میکنند.
در حالی که بیس در پردازش تراکنشها استقلال قابلتوجهی دارد، امنیت آن خودکفا نیست؛ بلکه به عملکرد مداوم و امنیت شبکه اصلی اتریوم متکی است. این مدل «امنیت موروثی» وجه تمایز کلیدی آن با سایدچینها (Sidechains) است که معمولاً مکانیسمهای امنیتی و مجموعه اعتبارسنجهای مستقل خود را دارند و در صورت ضعیف بودن امنیت شبکه خودشان، پتانسیل آسیبپذیری بیشتری در برابر حملات دارند.
نقش OP Stack و توسعه بلاکچین ماژولار
تصمیم بیس برای ساخت بر بستر OP Stack اپتیمیسم، فراتر از یک انتخاب فنی است؛ این نشاندهنده همسویی استراتژیک با چشمانداز گستردهتر برای توسعه بلاکچین ماژولار و اکوسیستم «Superchain» است.
OP Stack چیست؟
OP Stack اساساً مجموعهای از اجزای متنباز و ماژولار است که میتوانند برای ساخت انواع مختلف لایه ۲ها، به ویژه رولآپهای خوشبینانه، در کنار هم قرار گیرند. این استک ابزارهای استانداردی را برای موارد زیر فراهم میکند:
- کلاینتهای اجرا (Execution Clients): نرمافزاری که تراکنشها را پردازش کرده و وضعیت لایه ۲ را مدیریت میکند.
- اشتقاق (Derivation): نحوه استخراج وضعیت زنجیرههای لایه ۲ از دادههای لایه ۱.
- ترتیبگذاری (Sequencing): نحوه ترتیببندی و دستهبندی تراکنشها.
- اثبات خطا (Fault Proofs): مکانیسم چالش برای انتقال وضعیتهای نادرست.
- پلزنی (Bridging): قراردادهای هوشمند و زیرساختها برای جابجایی داراییها بین لایه ۱ و لایه ۲.
با ارائه این اجزای استاندارد، OP Stack مانع ورود برای راهاندازی لایه ۲های جدید را به شدت کاهش میدهد.
مزایای ماژولار بودن
- توسعه و استقرار سریعتر: پروژههایی مانند بیس نیازی به اختراع مجدد چرخ برای هر جزء ندارند، که به آنها اجازه میدهد سریعتر راهاندازی شوند و بر نوآوریهای خاص تمرکز کنند.
- قابلیت همکاری (Interoperability): زنجیرههای ساخته شده بر روی OP Stack به گونهای طراحی شدهاند که بسیار با هم سازگار باشند و ارتباط بیسیم و انتقال دارایی بین آنها را تسهیل کنند. این برای چشمانداز «Superchain» حیاتی است.
- امنیت و ارتقای مشترک: با تکامل OP Stack، بهبودها و تقویتهای امنیتی میتواند به نفع تمام زنجیرههای ساخته شده بر روی آن باشد و پیشرفت جمعی اکوسیستم را تقویت کند.
- همکاری جامعه: ماهیت متنباز بودن، مشارکت و حسابرسی از سوی جامعهای گسترده را تشویق میکند که امنیت و تابآوری استک را افزایش میدهد.
چشمانداز سوپرچین (Superchain)
ادغام بیس در OP Stack، آن را با چشمانداز «سوپرچین» اپتیمیسم همسو میکند. این مفهوم آیندهای را متصور است که در آن چندین زنجیره لایه ۲، که همگی بر روی OP Stack ساخته شدهاند، به طور یکپارچه به هم متصل هستند. این زنجیرهها در موارد زیر مشترک خواهند بود:
- امنیت: بهرهگیری از لایه ۱ اتریوم برای نهاییسازی نهایی.
- پلزنی: ارتباطات بینزنجیرهای استاندارد و کارآمد.
- حاکمیت: ساختارهای حاکمیتی به طور بالقوه واحد.
- تجربه توسعه: محیطی ثابت برای توسعهدهندگان.
سوپرچین با هدف ایجاد یک اکوسیستم منسجم از لایه ۲ها فعالیت میکند که با هم میتوانند به مقیاس بیسابقهای برای اتریوم دست یابند و باعث شوند کل شبکه مانند یک بلاکچین واحد و با کارایی بسیار بالا عمل کند. بیس یک جزء حیاتی از این چشمانداز است که به اثرات شبکهای و قدرت جمعی سوپرچین کمک میکند.
تأثیر بر اکوسیستم اتریوم و اپلیکیشنهای غیرمتمرکز
ظهور بیس پیامدهای عمیقی برای اکوسیستم اتریوم و پذیرش گستردهتر اپلیکیشنهای غیرمتمرکز دارد.
گسترش دسترسی به امور مالی غیرمتمرکز (DeFi)
کارمزدهای بالای گاز اغلب شرکتکنندگان کوچک را از دیفای محروم کرده است. هزینههای تراکنش بسیار پایینتر در بیس، دیفای را به روی پایگاه کاربری بسیار وسیعتری باز میکند و موارد زیر را ممکن میسازد:
- تراکنشهای خرد: تبادل توکنهای ارزان، وامهای کوچک و استراتژیهای ییلد فارمینگ (Yield Farming) که قبلاً از نظر اقتصادی صرفه نداشتند.
- بازارهای نوظهور: کاهش موانع ورود برای کاربران در مناطقی که هزینههای تراکنش نسبت به درآمد، نگرانی بزرگتری محسوب میشود.
- ابزارهای مالی نوین: توانایی ساخت و آزمایش محصولات جدید دیفای که به تعاملات مکرر و کمهزینه نیاز دارند.
آزاد کردن پتانسیل دستهبندیهای جدید دپ (DApp)
سرعت و مقرونصرفه بودن ارائه شده توسط بیس میتواند دستهبندیهای کاملاً جدیدی از دپها را باز کرده و دپهای موجود را بهبود بخشد:
- گیمینگ (بازی): بازیهای درونزنجیرهای که به اقدامات مکرر و کمهزینه نیاز دارند (مانند انتقال آیتمهای بازی یا حرکتها) قابل اجرا میشوند.
- اپلیکیشنهای اجتماعی: شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز که در آن تعاملات کاربر (پستها، لایکها، فالو کردنها) بدون هزینههای بازدارنده به صورت درونزنجیرهای رخ میدهد.
- کلکسیونهای دیجیتال و NFTها: ضرب، معامله و مدیریت آسانتر و ارزانتر NFTها، که خلاقیت و مشارکت بیشتری را تقویت میکند.
- راهحلهای سازمانی: کسبوکارها میتوانند از بلاکچین برای عملیاتهای مختلف بدون متحمل شدن هزینههای گزاف استفاده کنند و به طور بالقوه بلاکچین را در مدیریت زنجیره تأمین، هویت یا مدیریت داده ادغام کنند.
پر کردن شکاف برای پذیرش همگانی
مشارکت کوینبیس در این میان بسیار حائز اهمیت است. کوینبیس به عنوان یک صرافی تحت نظارت و پرکاربرد، موارد زیر را به ارمغان میآورد:
- اعتماد و آشنایی: کاربرانی که از قبل با کوینبیس آشنا هستند، ممکن است با تکیه بر یک برند مورد اعتماد، تمایل بیشتری به کاوش در بیس داشته باشند.
- ادغام زیرساختی: ادغام عمیق با خدمات کوینبیس (مانند ورودیهای فیات به رمزارز سادهتر و انتقال یکپارچه بین کوینبیس و بیس) میتواند سفر کاربر به دنیای غیرمتمرکز را به شدت ساده کند.
- پشتیبانی از توسعهدهندگان: منابع کوینبیس و جامعه توسعهدهندگان موجود میتواند توسعه و استقرار دپها در بیس را تسریع کند.
بیس با ارائه یک نقطه ورود آشنا و امن، در موقعیت منحصربهفردی برای پر کردن شکاف بین خدمات متمرکز کریپتو و وب غیرمتمرکز قرار دارد و به عنوان یک ورودی (On-ramp) حیاتی برای میلیونها کاربر جدید عمل میکند. این یک گام بزرگ به سوی آیندهای است که در آن تعامل با اپلیکیشنهای بلاکچینی به اندازه استفاده از خدمات سنتی اینترنت، یکپارچه و مقرونصرفه است و به طور اساسی چشمانداز اتریوم برای یک بلاکچین برنامهپذیر و در دسترس جهانی را بهبود میبخشد.