شرکت برکشایر هاتاوی (Berkshire Hathaway) تحت مدیریت افسانهای وارن بافت و چارلی مانگر (تا پیش از درگذشت اخیرش)، به فلسفه سرمایهگذاری منضبط و ارزشمحور (Value Investing) شهرت دارد. این رویکرد معمولاً به نفع شرکتهای تثبیتشده با مزایای رقابتی قوی، سودآوری پیشبینیپذیر و مدلهای کسبوکار قابل درک است. در بخش فناوری با رشد سریع و بهویژه در مورد سهام پرواز کردهای مانند انویدیا (NVDA)، مداخله مستقیم برکشایر هاتاوی ممکن است با استراتژی سنتی آن در تضاد به نظر برسد. در واقع، طبق گزارشهای رسمی تا اوایل سال ۲۰۲۴ و چشمانداز ۲۰۲۵-۲۰۲۶، برکشایر هاتاوی مالکیت مستقیم قابلتوجهی در انویدیا گزارش نکرده است. با این حال، ماهیت پیچیده سبدهای سرمایهگذاری نهادی بزرگ به این معناست که «اکسپوژر» (Exposure) یا قرارگیری در معرض دارایی میتواند به روشهای کمتر آشکار، اما همچنان تأثیرگذار، ظاهر شود. این مقاله به بررسی مسیرهای مختلفی میپردازد که از طریق آنها برکشایر هاتاوی در عملکرد انویدیا سهیم میشود و بر پیچیدگیهای استراتژیهای سرمایهگذاری نهادی نور میتاباند.
مفهوم اکسپوژر غیرمستقیم برای درک چگونگی تعامل سبدهای متنوع و بزرگی مانند برکشایر هاتاوی با داراییهای انفرادی که مستقیماً خریداری نمیکنند، بنیادی است. به زبان ساده، اکسپوژر غیرمستقیم زمانی رخ میدهد که یک سرمایهگذار داراییای را نگه میدارد که ارزش آن جزئی یا کلی از یک دارایی زیربنایی دیگر مشتق شده یا تحت تأثیر آن است. برای کاربران حوزه کریپتو، این موضوع مشابه نگهداری یک «توکن رپد شده» (مانند wBTC) است که نماینده یک دارایی زیربنایی است، یا سرمایهگذاری در یک صندوق ارز دیجیتال متنوع که ارزهای دیجیتال مختلفی را در خود جای داده است، به جای اینکه هر توکن را به صورت جداگانه خریداری کنید.
برای برکشایر هاتاوی، این مسیر غیرمستقیم به عملکرد انویدیا عمدتاً از طریق داراییهای آن در صندوقهای قابل معامله در بورس (ETF) شاخصی کل بازار رخ میدهد. این ابزارهای مالی برای دنبال کردن عملکرد یک شاخص خاص، مانند S&P 500، از طریق نگهداری اوراق بهادار زیربنایی با همان نسبتهای شاخص طراحی شدهاند. وقتی شرکتی مانند انویدیا جزئی از چنین شاخصی باشد، هر سرمایهگذاری که ETF ردیاب آن شاخص را داشته باشد، به طور خودکار صاحب یک سهم غیرمستقیم و جزئی در انویدیا میشود.
این استراتژی مزایای متعددی برای سرمایهگذاران نهادی بزرگ دارد:
سبد داراییهای برکشایر هاتاوی شامل مقادیر قابلتوجهی از ETFهای شاخص S&P 500، بهویژه SPDR S&P 500 ETF Trust (SPY) و Vanguard S&P 500 ETF (VOO) است. برای درک اینکه این موضوع چگونه به اکسپوژر انویدیا تبدیل میشود، ضروری است ماهیت این ETFها را کالبدشکافی کنیم.
S&P 500 یک شاخص بازار سهام است که عملکرد ۵۰۰ شرکت از بزرگترین شرکتهای سهامی عام در ایالات متحده را دنبال میکند. این شاخص به طور گسترده به عنوان یکی از بهترین معیارها برای سنجش سهام با ارزش بازار بالا (Large-cap) در آمریکا و کل بازار سهام این کشور شناخته میشود. شرکتها توسط یک کمیته بر اساس معیارهایی مانند اندازه بازار، نقدشوندگی و بازنمایی بخشهای مختلف انتخاب میشوند. این شاخص بر اساس ارزش بازار (Market-cap weighted) وزندهی میشود، به این معنی که شرکتهای با ارزش بازار بزرگتر، تأثیر بیشتری بر عملکرد شاخص دارند.
یک ETF شاخص S&P 500، مانند SPY یا VOO، یک صندوق سرمایهگذاری است که مشابه سهام عادی در بورس معامله میشود. هدف آن بازتولید عملکرد شاخص S&P 500 است. این هدف با نگهداری سهام شرکتهای موجود در شاخص، دقیقاً با همان نسبتهای وزنی آنها در شاخص، محقق میشود.
انویدیا، طراح پیشرو واحدهای پردازش گرافیکی (GPU) و بازیگر مسلط در محاسبات هوش مصنوعی، رشد فوقالعادهای را تجربه کرده و ارزش بازار آن به شدت افزایش یافته است. با جهش ارزش بازار، وزن آن نیز در شاخص S&P 500 افزایش یافته است.
بیایید با یک مثال موضوع را روشن کنیم:
این بدان معناست که با بالا رفتن قیمت سهام انویدیا، ارزش شاخص S&P 500 افزایش مییابد و در نتیجه، ارزش ETFهای شاخص S&P 500 نیز بالا میرود. بنابراین، برکشایر هاتاوی با نگهداری این ETFها، بدون اینکه هرگز مجبور باشد مستقیماً یک سهم NVDA را از طریق عملیات اصلی سرمایهگذاری خود خریداری کند، از عملکرد قدرتمند انویدیا سود میبرد.
فراتر از اکسپوژر شاخصی در بازار گسترده، لایه دیگری از ارتباط غیرمستقیم (یا در این مورد، نیمهمستقیم) برکشایر هاتاوی با انویدیا از طریق شرکتهای تابعه آن شکل میگیرد. یکی از این نهادها، مدیریت دارایی نیو انگلند (NEAM)، که یک شرکت تابعه صد درصدی برکشایر هاتاوی است، با مأموریتها و استراتژیهای سرمایهگذاری خاص خود فعالیت میکند.
کنگلومراهای بزرگی مانند برکشایر هاتاوی اغلب دارای شرکتهای تابعه متعددی هستند که هر کدام عملیات تجاری متمایز و گاهی استراتژیهای سرمایهگذاری مستقلی دارند. این شرکتها ممکن است به دلایل مختلف سبدهای خود را مدیریت کنند:
طبق گزارشهای اواخر سال ۲۰۲۳، شرکت NEAM مالکیت ۳,۰۵۰ سهم انویدیا را گزارش کرده است. اگرچه این عدد در مقایسه با سبد چند صد میلیارد دلاری برکشایر هاتاوی کوچک به نظر میرسد، اما به چند دلیل حائز اهمیت است:
درک اینکه چرا برکشایر هاتاوی ممکن است اکسپوژر مستقیم محدودی به انویدیا در سبد اصلی خود داشته باشد، نیازمند بازبینی کوتاه فلسفه اصلی آن است:
انویدیا، با وجود اینکه شرکتی فوقالعاده موفق و نوآور است، در بخش فناوری بسیار پویا فعالیت میکند که با نوآوری سریع، رقابت شدید و مضارب قیمتگذاری بالا بر اساس انتظارات رشد آینده شناخته میشود. این پروفایل ممکن است کاملاً با مدل سنتی «سبک بافت» برای انتخاب مستقیم سهام، که شرکتهایی با مدلهای تجاری باثبات و کمتر در معرض اختلالات تکنولوژیک را ترجیح میدهد، همخوانی نداشته باشد.
به عنوان مثال، داراییهای قابلتوجه برکشایر در اپل (Apple) اغلب به عنوان یک استثنا ذکر میشود. بافت به اپل نه فقط به عنوان یک شرکت فناوری، بلکه به عنوان یک شرکت کالاهای مصرفی با برند و اکوسیستمی فوقالعاده قوی نگاه میکرد که برای بسیاری از کاربران حکم یک ضرورت (Utility) را دارد. تصمیم سرمایهگذاری ریشه در «خندق مصرفکننده» پایدار و وفاداری به برند اپل داشت که در چارچوب سرمایهگذاری ارزشی میگنجید. انویدیا، علیرغم تسلط غیرقابل انکار در حوزه خود، ممکن است به دلیل ماهیت چرخه ای، وابستگی به تحقیقات لبه تکنولوژی و معیارهای قیمتگذاری بالا، متفاوت ارزیابی شود.
بنابراین، سهم مستقیم محدود برکشایر در انویدیا، در کنار اکسپوژر غیرمستقیم از طریق ETFها و شرکت تابعه، نشاندهنده یک رویکرد متوازن است. این استراتژی به این کنسرسیوم اجازه میدهد تا از رشد بازار گسترده، از جمله رشد ناشی از غولهای فناوری، بهرهمند شود بدون اینکه بخش بزرگی از سرمایه اصلی خود را به بخشی متعهد کند که از نظر تاریخی تمرکز اصلی انتخابهای سهام مستقیم آن نبوده است. این لایهبندی داراییها درس ارزشمندی در ساختار سبد سرمایهگذاری است و نشان میدهد که حتی محافظهکارترین سرمایهگذاران نیز میتوانند از طریق ابزارهای متنوع و غیرمستقیم، در بخشهای با رشد بالا مشارکت کنند.



