بِیس L2 راهحل مقیاسپذیری اتریوم کوینبیس است، یک بلاکچین L2 که در آگوست ۲۰۲۳ راهاندازی شد. این شبکه با استفاده از OP Stack اپتیمیسم ساخته شده و هدف آن افزایش مقیاسپذیری و کاهش هزینه تراکنشها است. بیس محیطی امن و دوستانه برای توسعهدهندگان برنامههای غیرمتمرکز فراهم میکند و سازگاری خود را با اتریوم حفظ میکند. این شبکه تراکنشها را خارج از زنجیره پردازش میکند و سپس آنها را به صورت بستهای روی شبکه اصلی اتریوم قرار میدهد تا تعاملات سریعتر و مقرونبهصرفهتر انجام شود.
بررسی عمیق لایه ۲ بیس (Base): اقدام استراتژیک کوینبیس برای مقیاسپذیری اتریوم
وعده بنیادین فناوری بلاکچین — یعنی تراکنشهای غیرمتمرکز، شفاف و تغییرناپذیر — نوآوران و کاربران را به یک اندازه مجذوب خود کرده است. با این حال، مسیر پذیرش عمومی با چالشهایی، بهویژه در رابطه با مقیاسپذیری، همراه بوده است. اتریوم، به عنوان پلتفرم پیشگام قراردادهای هوشمند، رشد نمایی را تجربه کرده که منجر به ازدحام شبکه، افزایش سرسامآور کارمزدهای تراکنش (گس) و زمان پردازش کندتر، بهویژه در دورههای تقاضای بالا شده است. این محدودیتها نیاز فوری به راهکارهای مقیاسپذیری قدرتمند را برجسته کرده و منجر به توسعه شبکههای لایه ۲ (L2) شده است. در میان برجستهترین بازیگران جدید در این فضای حیاتی، «بیس» (Base) قرار دارد؛ پروژهای بلندپروازانه که توسط کوینبیس (Coinbase)، یکی از بزرگترین صرافیهای ارز دیجیتال در جهان، رهبری میشود.
ضرورت مقیاسپذیری اتریوم
طراحی زیربنایی اتریوم، اگرچه انقلابی بود، اما ذاتاً با آنچه اغلب «سهگانه بلاکچین» (Blockchain Trilemma) نامیده میشود، روبروست؛ یعنی دشواری دستیابی همزمان به تمرکززدایی، امنیت و مقیاسپذیری بدون قربانی کردن یکی از آنها. به عنوان یک کامپیوتر جهانی غیرمتمرکز، هر تراکنش و محاسبات در شبکه اصلی اتریوم باید توسط هر گره (Node) در شبکه پردازش و تایید شود. این انتخاب در طراحی، امنیت و تمرکززدایی را در اولویت قرار میدهد، اما به قیمت کاهش توان عملیاتی (Throughput) تمام میشود.
چالشهای زیر را که ضرورت ظهور راهکارهای لایه ۲ را دوچندان کرد، در نظر بگیرید:
- ازدحام شبکه: با ظرفیت محدود برای تعداد تراکنش در ثانیه (TPS) در شبکه اصلی، اتریوم اغلب دچار ازدحام میشود. در زمان اوج مصرف، سرعت شبکه میتواند تا حد زیادی کاهش یابد، مشابه یک ترافیک سنگین در ساعات شلوغی.
- کارمزدهای بالای گس: کارمزدهای تراکنش در اتریوم بر اساس عرضه و تقاضا برای فضای بلوک تعیین میشوند. وقتی ازدحام زیاد است، کاربران باید «قیمت گس» بالاتری پیشنهاد دهند تا ماینرها (و اکنون اعتبارسنجها) را برای گنجاندن تراکنشهایشان در بلوک بعدی ترغیب کنند. این کارمزدها بهویژه برای تراکنشهای کوچک یا تعامل با اپلیکیشنهای غیرمتمرکز (dApps) میتواند به سرعت گزاف و بازدارنده شود.
- نهایی شدن کند تراکنشها: اگرچه زمان تولید بلوک در اتریوم نسبتاً ثابت است، اما فرآیند تایید یک تراکنش و اطمینان از نهایی شدن (Finality) آن همچنان در مقایسه با سیستمهای مالی سنتی کند به نظر میرسد. این موضوع بر تجربه کاربری، بهویژه برای برنامههایی که نیاز به تعاملات سریع دارند، تأثیر میگذارد.
- نگرانیهای زیستمحیطی: مصرف انرژی مرتبط با اجماع اثبات کار (PoW) که در گذشته توسط اتریوم استفاده میشد، نگرانیهای زیستمحیطی را برانگیخته بود. اگرچه اتریوم به اثبات سهام (PoS) گذار کرده است، اما مسئله زیربنایی مقیاسپذیری برای حجم بالای تراکنشها همچنان پابرجاست و لایه ۲ها همچنان نقشی حیاتی در بهینهسازی مصرف منابع ایفا میکنند.
راهکارهای لایه ۲ به عنوان پاسخی عملگرایانه به این چالشها ظهور کردند. لایه ۲ها به جای تلاش برای تغییر اساسی در بلاکچین هسته اتریوم، روی آن ساخته میشوند و امنیت خود را از آن به ارث میبرند، در حالی که بخش عمدهای از پردازش تراکنشها را به خارج از زنجیره اصلی منتقل میکنند. این رویکرد معماری به اتریوم اجازه میدهد تا بر نقش خود به عنوان یک لایه تسویه (Settlement Layer) امن تمرکز کند، در حالی که لایه ۲ها تعاملات با حجم بالا و هزینه کم را مدیریت میکنند و ظرفیت کلی شبکه را به میزان قابل توجهی افزایش میدهند.
لایه ۲ بیس (Base) چیست؟ نگاهی عمیق به ابتکار مقیاسپذیری کوینبیس
بیس یک بلاکچین لایه ۲ است که توسط کوینبیس پرورش یافته و برای افزایش قابل توجه مقیاسپذیری و کاهش هزینههای تراکنش مرتبط با اپلیکیشنهای غیرمتمرکز (dApps) که روی اتریوم اجرا میشوند، طراحی شده است. این پروژه نشاندهنده یک حرکت استراتژیک توسط کوینبیس برای تقویت یک اقتصاد آنچین (On-chain) کارآمدتر و در دسترستر است، با این هدف که میلیاردها کاربر را وارد وب غیرمتمرکز کند.
پیدایش و چشمانداز
ورود کوینبیس به توسعه لایه ۲ با معرفی بیس در فوریه ۲۰۲۳ اعلام شد و شبکه اصلی آن رسماً در آگوست ۲۰۲۳ راهاندازی گردید. چشمانداز پشت بیس جاهطلبانه است: ایجاد یک محیط باز، تعاملپذیر و بدون نیاز به مجوز (Permissionless) که در آن توسعهدهندگان بتوانند نسل بعدی اپلیکیشنهای غیرمتمرکز را بدون محدودیتهای ناشی از هزینههای گزاف یا سرعت پایین بسازند. کوینبیس بیس را به عنوان یک جزء حیاتی در ماموریت خود برای افزایش آزادی اقتصادی در جهان میبیند و معتقد است که یک اکوسیستم آنچین پررونق و مقیاسپذیر برای این هدف ضروری است.
نکته حائز اهمیت این است که اگرچه بیس محصولی از کوینبیس است، اما این شرکت اعلام کرده که هدف بلندمدت آن تبدیل شدن بیس به شبکهای به تدریج غیرمتمرکز و خودکفا است. این تعهد با روح گستردهتر فضای کریپتو که بر مالکیت جامعه و مقاومت در برابر سانسور تأکید دارد، همسو است.
فناوری اصلی: ساخته شده بر روی OP Stack اپتیمیسم
در قلب معماری فنی بیس، OP Stack متعلق به اپتیمیسم (Optimism) قرار دارد. برای درک بیس، ضروری است بدانیم که رولآپهای خوشبینانه (Optimistic Rollups) چیستند و اهمیت OP Stack در چیست.
توضیح رولآپهای خوشبینانه:
رولآپهای خوشبینانه نوعی راهکار مقیاسپذیری لایه ۲ هستند که به صورت «خوشبینانه» عمل میکنند، به این معنی که فرض میکنند تراکنشهای پردازش شده در خارج از زنجیره (Off-chain) به طور پیشفرض معتبر هستند. این رویکرد در مقایسه با اجرای مستقیم هر تراکنش در شبکه اصلی اتریوم، امکان پردازش بسیار سریعتر و ارزانتر تراکنشها را فراهم میکند.
در اینجا خلاصهای از نحوه عملکرد آنها آورده شده است:
- اجرای خارج از زنجیره: کاربران تراکنشها را به شبکه بیس ارسال میکنند، جایی که پردازش و اجرا میشوند. این اجرا خارج از بلاکچین اصلی اتریوم اتفاق میافتد که باعث کاهش ازدحام و کارمزدهای گس میشود.
- دستهبندی (Batching): بیس تعداد زیادی از تراکنشهای خارج از زنجیره را جمعآوری کرده، آنها را در یک «دسته» فشرده واحد بستهبندی میکند و این دسته را به شبکه اصلی اتریوم ارسال مینماید.
- اثبات تقلب و دوره چالش: هنگامی که یک دسته در اتریوم ثبت میشود، یک «دوره چالش» از پیش تعریف شده (معمولاً حدود ۷ روز) وجود دارد. در این مدت، هر کسی میتواند با ارائه یک «اثبات تقلب» (Fraud Proof) به شبکه اصلی اتریوم، اعتبار یک تراکنش خارج از زنجیره در آن دسته را به چالش بکشد.
- ارثبری امنیت: اگر یک اثبات تقلب موفقیتآمیز باشد (یعنی ثابت کند که یک تراکنش در دسته نامعتبر بوده است)، وضعیت رولآپ بازگردانده شده و ترتیبدهنده (Sequencer - موجودیتی که تراکنشها را پردازش و دستهبندی میکند) جریمه میشود. اگر در طول دوره چالش هیچ اثبات تقلبی ارائه نشود، تراکنشها در اتریوم نهایی محسوب میشوند. این مکانیسم به رولآپهای خوشبینانه اجازه میدهد تا ضمانتهای امنیتی قدرتمند شبکه اصلی اتریوم را به ارث ببرند.
اهمیت OP Stack:
اوپی استک (OP Stack) یک چارچوب متنباز و ماژولار است که توسط اپتیمیسم توسعه یافته و برای تسهیل ایجاد بلاکچینهای لایه ۲ سفارشی و تعاملپذیر طراحی شده است. کوینبیس با ساختن بیس بر روی OP Stack، چندین مزیت استراتژیک به دست میآورد:
- استانداردسازی: این پروژه از یک کدبیس به خوبی آزمایششده و فعال استفاده میکند که زمان توسعه و ریسکهای امنیتی را کاهش میدهد.
- ماژولار بودن: OP Stack اجازه میدهد تا اجزای شبکه سفارشیسازی شوند و به بیس این امکان را میدهد که شبکه خود را برای نیازهای خاص تنظیم کند و در عین حال سازگاری اصلی را حفظ نماید.
- قابلیت همکاری (چشمانداز سوپرچین): نکته مهم این است که OP Stack پایه و اساس چشمانداز «سوپرچین» (Superchain) اپتیمیسم را تشکیل میدهد. این یک مفهوم بلندپروازانه برای ایجاد شبکهای از لایه ۲های به هم پیوسته است که همگی بر روی OP Stack ساخته شدهاند و میتوانند به طور یکپارچه با هم ارتباط برقرار کرده و نقدینگی را به اشتراک بگذارند. حضور بیس در این اکوسیستم، آن را به عنوان یک بازیگر کلیدی در آیندهای واحد برای لایه ۲ها قرار میدهد.
- زیرساخت مشترک: توسعهدهندگانی که بر روی زنجیرههای OP Stack میسازند، از ابزارها، مستندات مشترک و جامعهای در حال رشد بهرهمند میشوند که فرآیند توسعه را تسهیل میکند.
افزایش مقیاسپذیری و کاهش هزینهها
بیس از طریق معماری رولآپ خوشبینانه خود، توان عملیاتی تراکنشها و بهرهوری هزینه اتریوم را به طور چشمگیری بهبود میبخشد.
- دستهبندی تراکنشها: به جای اینکه هر تراکنش به صورت جداگانه در اتریوم پردازش و ثبت شود، بیس صدها یا حتی هزاران تراکنش را در یک تراکنش واحد و بسیار کوچکتر بستهبندی میکند که سپس در شبکه اصلی اتریوم ثبت میشود. این کار حجم دادهها و محاسبات مورد نیاز در اتریوم را به شدت کاهش میدهد.
- کاهش کارمزدهای گس: از آنجایی که هزینه نهایی کردن یک دسته بزرگ از تراکنشها بین تمام تراکنشهای فردی درون آن دسته تقسیم میشود، هزینه موثر هر تراکنش در بیس به طرز چشمگیری کمتر از شبکه اصلی اتریوم است. این موضوع ریزتراکنشها و تعاملات مکرر با dAppها را از نظر اقتصادی بهصرفه میکند.
- پردازش سریعتر: در حالی که برداشتها از بیس به اتریوم هنوز با تاخیر دوره چالش همراه است، تراکنشها درون خود شبکه بیس تقریباً به صورت آنی پردازش میشوند. این امر تجربه کاربری روانتر و پاسخگوتر را برای اپلیکیشنهای غیرمتمرکز فراهم میکند.
ویژگیهای کلیدی و مزایای شبکه بیس
بیس مجموعهای از ویژگیهای متقاعدکننده را ارائه میدهد که به جذابیت آن برای کاربران و توسعهدهندگان کمک میکند.
سازگاری با اتریوم و ارثبری امنیت
- سازگاری با EVM: بیس کاملاً با ماشین مجازی اتریوم (EVM) سازگار است. این بدان معناست که قراردادهای هوشمند و dAppهایی که در ابتدا برای اتریوم طراحی شدهاند، میتوانند با حداقل تغییرات به طور یکپارچه در بیس مستقر و اجرا شوند. توسعهدهندگان میتوانند از ابزارهای آشنا مانند Solidity و کیف پولهای موجود اتریوم (مانند متامسک) برای تعامل با شبکه استفاده کنند. این امر اصطکاک مهاجرت را کاهش داده و رشد اکوسیستم را تسریع میکند.
- امنیت مشتق شده از اتریوم: بیس مدل امنیتی مستقل خود را معرفی نمیکند. در عوض، به امنیت قدرتمند و آزمایششده شبکه اصلی اتریوم متکی است. تا زمانی که حداقل یک شرکتکننده صادق رولآپ را مانیتور کرده و در صورت نیاز اثبات تقلب ارائه دهد، یکپارچگی وضعیت بیس توسط اتریوم تضمین میشود. این اصل بنیادی نیاز بیس به راهاندازی مجموعه اعتبارسنجهای خود را از بین میبرد و سطح بالایی از اعتماد را برای کاربران تضمین میکند.
- دردسترس بودن دادهها (Data Availability): تمام دادههای تراکنش از بیس در نهایت به عنوان
calldata در شبکه اصلی اتریوم ثبت میشوند. این تضمین میکند که دادههای لازم برای بازسازی وضعیت رولآپ به صورت عمومی در دسترس و مقاوم در برابر سانسور باشد و به هر کسی اجازه میدهد تا درستی زنجیره را تأیید کرده و در صورت نیاز اثبات تقلب ارائه دهد.
اکوسیستم دوستدار توسعهدهنده
طراحی بیس تجربهای یکپارچه را برای توسعهدهندگان در اولویت قرار میدهد و هدف آن تقویت نوآوری و رشد سریع است:
- ابزارهای آشنا: توسعهدهندگان میتوانند از ابزارهای توسعه اتریوم، SDKها و زیرساختهای موجود استفاده کنند که منحنی یادگیری را به حداقل میرساند.
- موانع ورود پایین: کاهش هزینههای تراکنش، استقرار و آزمایش قراردادهای هوشمند را برای توسعهدهندگان و تعامل با dAppها را برای کاربران ارزانتر میکند.
- حمایت و گستره نفوذ کوینبیس: حمایت کوینبیس منابع قابل توجه، قدرت بازاریابی و دسترسی مستقیم به میلیونها کاربر بالقوه را فراهم میکند. تعهد کوینبیس شامل ادغام مستقیم با محصولاتش است که پل زدن داراییها به بیس و تعامل با dAppها را برای کاربران آسانتر میکند.
- متنباز بودن: با پایبندی به فلسفه متنباز OP Stack، کدبیس بیس شفاف و قابل بازرسی است که باعث افزایش اعتماد و جلب مشارکتهای جامعه میشود.
پردازش و نهایی شدن تراکنشها
یک چرخه حیات تراکنش معمولی در بیس شامل مراحل زیر است:
- کاربر تراکنش را آغاز میکند: کاربر تراکنشی را از کیف پول خود به یک dApp در بیس ارسال میکند.
- پردازش توسط ترتیبدهنده (Sequencer): ترتیبدهنده بیس تراکنش را دریافت، اجرا و در بلوکی در زنجیره بیس قرار میدهد. تراکنش بلافاصله در بیس قابل مشاهده و تأیید شده است.
- دستهبندی و ارسال به اتریوم: ترتیبدهنده به صورت دورهای مجموعهای از این بلوکهای بیس را در یک دسته واحد جمعآوری کرده و یک نمایش فشرده از این دسته را به شبکه اصلی اتریوم ارسال میکند.
- دوره چالش: پس از ثبت دسته در اتریوم، یک دوره چالش (تقریباً ۷ روز) آغاز میشود. در این مدت، هر شرکتکننده در شبکه میتواند در صورت تشخیص انتقال وضعیت نامعتبر در دسته، اثبات تقلب ارائه دهد.
- نهایی شدن (Finality): اگر در طول دوره چالش هیچ اثبات تقلبی با موفقیت ارائه نشود، دسته تراکنشها در اتریوم نهایی شده تلقی میشود.
- برداشتها: کاربرانی که مایل به انتقال داراییها از بیس به اتریوم هستند، باید یک درخواست برداشت در بیس ثبت کنند که سپس وارد دوره چالش ۷ روزه میشود تا داراییها در شبکه اصلی اتریوم در دسترس قرار گیرند. پلهای سریع (Fast Bridges) که اغلب از تامینکنندگان نقدینگی استفاده میکنند، میتوانند با پذیرفتن ریسک دوره چالش در ازای دریافت کارمزد، برداشتهای سریعتری را ارائه دهند.
مدل اقتصادی و حاکمیتی بیس
بیس خود را از بسیاری از لایه ۲های دیگر از طریق انتخابهای خاص در ساختار اقتصادی و حاکمیتی متمایز میکند.
بدون توکن بومی
شاید قابلتوجهترین ویژگی مدل اقتصادی بیس، تصمیم آن برای عدم عرضه توکن اختصاصی شبکه باشد. این موضوع در تضاد با اکثر لایه ۲هاست که اغلب توکنهای خود را برای حاکمیت، استیکینگ یا پرداخت گس صادر میکنند.
منطق پشت این انتخاب چندوجهی است:
- تجربه کاربری سادهشده: کاربران برای کارمزدهای گس عمدتاً از ETH استفاده میکنند، یعنی همان ارزی که در شبکه اصلی اتریوم استفاده میشود. این امر پیچیدگی را کاهش داده و نیاز کاربران به تهیه توکنهای اضافی را از بین میبرد.
- کاهش ریسک سفتهبازی: با اجتناب از توکن بومی، بیس قصد دارد کاربرد خود را از پویایی قیمتهای سفتهبازانه جدا کند و صرفاً بر ارائه یک پلتفرم پایدار و کارآمد برای dAppها تمرکز کند.
- همسویی با اتریوم: استفاده از ETH برای گس، هویت بیس را به عنوان توسعهدهنده اتریوم تقویت میکند، نه به عنوان رقیب آن.
- مدل درآمدی کوینبیس: اگرچه بیس توکن اختصاصی ندارد، اما کوینبیس از افزایش کاربرد و پذیرش شبکه بیس بهرهمند میشود. با مهاجرت کاربران و dAppهای بیشتر به بیس، تقاضا برای ETH (که کوینبیس خرید و فروش آن را تسهیل میکند) افزایش مییابد و پتانسیل حجم تراکنشها در اکوسیستم گستردهتر کوینبیس بالا میرود که از طریق کارمزدهای تراکنش در صرافی و خدمات پل زدن درآمدزایی میکند.
مسیر حاکمیت و تمرکززدایی
در حال حاضر، حاکمیت بیس تا حد زیادی متمرکز است و کوینبیس نقش اصلی را در توسعه، عملیات و جهتگیری استراتژیک آن ایفا میکند. با این حال، کوینبیس مسیر روشنی را برای تمرکززدایی تدریجی، در راستای چشمانداز «سوپرچین»، ترسیم کرده است.
جنبههای کلیدی این نقشه راه تمرکززدایی عبارتند از:
- ترتیبدهی مشترک (Shared Sequencing): حرکت به سمت مدلی که در آن چندین نهاد مستقل (نه فقط کوینبیس) ترتیبدهندههای بیس و سایر زنجیرههای OP Stack را اجرا کنند. این کار فرآیند ترتیبدهی و دستهبندی تراکنشها را غیرمتمرکز کرده و نقاط شکست واحد را کاهش میدهد.
- حاکمیت جمعی اپتیمیسم (Optimism Collective): بیس قصد دارد در نهایت با چارچوب حاکمیتی Optimism Collective ادغام شود. این بدان معناست که ارتقاها و پارامترهای حیاتی بیس میتواند موضوع رایگیری دارندگان توکن OP قرار گیرد.
- مشارکت بدون نیاز به مجوز: توانمندسازی هر فرد برای تبدیل شدن به یک اعتبارسنج (یا Proposer در اصطلاح رولآپ خوشبینانه) برای بیس، که به امنیت و تابآوری شبکه کمک میکند.
- پیادهسازی اثبات خطا (Fault Proof): بهبود مداوم و غیرمتمرکز کردن سیستم اثبات خطا، تا برای اشخاص ثالث جهت به چالش کشیدن انتقالهای وضعیت نادرست، قویتر و در دسترستر باشد.
هدف نهایی این است که بیس به یک «کالای عمومی» (Public Good) تبدیل شود؛ پلتفرمی باز و بدون نیاز به مجوز که صرفاً برای فعالیت خود به کوینبیس متکی نیست و بقای بلندمدت و مقاومت در برابر سانسور آن تضمین شده است.
موارد استفاده و رشد اکوسیستم در بیس
از زمان راهاندازی، بیس به سرعت توسعهدهندگان و کاربران را جذب کرده و منجر به ایجاد اکوسیستمی شکوفا از dAppها در دستههای مختلف شده است.
چشمانداز متنوع dAppها
هزینههای پایین تراکنش و توان عملیاتی بالای بیس، آن را برای طیف وسیعی از اپلیکیشنهای غیرمتمرکز که نیاز به تعاملات مکرر دارند یا به کارمزد حساس هستند، ایدهآل کرده است:
- امور مالی غیرمتمرکز (DeFi): پروتکلهای وامدهی، صرافیهای غیرمتمرکز (DEX)، پلتفرمهای ییلد فارمینگ و پروژههای استیبلکوین در بیس رونق گرفتهاند و راههای ارزانتری برای معامله، استقراض و وام دادن به کاربران ارائه میدهند.
- توکنهای غیرقابل تعویض (NFT): ضرب، معامله و مدیریت NFTها به طور قابل توجهی ارزانتر میشود و مشارکت گستردهتر در بازار کلکسیونهای دیجیتال را تقویت میکند. پروژههای بازی و هنری بهویژه برای بیس مناسب هستند.
- بازی (Gaming): بازیهای مبتنی بر بلاکچین اغلب به تعداد زیادی ریزتراکنش برای اقدامات درون بازی نیاز دارند. بیس محیط اقتصادی مناسبی را برای اجرای این بازیها بدون هزینههای سنگین فراهم میکند.
- اپلیکیشنهای اجتماعی: شبکههای اجتماعی غیرمتمرکز و پلتفرمهای هویت از تعاملات ارزان آنچین بهره میبرند و ویژگیهایی مانند پست گذاشتن، نظر دادن و مدیریت پروفایل را ممکن میسازند.
- راهکارهای پرداخت: هزینههای کاهشیافته، بیس را به گزینهای مناسب برای پرداختهای سریع و ارزان همتابههمتا یا پرداختهای تجاری با استفاده از ارز دیجیتال تبدیل میکند.
ادغام با محصولات کوینبیس
حمایت استراتژیک کوینبیس کاتالیزور مهمی برای رشد اکوسیستم بیس است. ادغام مستقیم با کیف پول کوینبیس (Coinbase Wallet)، صرافی کوینبیس و سایر محصولات، تجربه کاربری را ساده میکند:
- ورود یکپارچه کاربران: پایگاه عظیم کاربران کوینبیس میتواند به راحتی داراییها را از شبکه اصلی اتریوم یا حسابهای کوینبیس خود مستقیماً به بیس منتقل کند و مانع ورود برای تعامل با dAppها را کاهش دهد.
- کشف بهتر برنامهها: کوینبیس میتواند dAppهای ساخته شده روی بیس را در اکوسیستم خود برجسته و تبلیغ کند و باعث افزایش تعامل کاربران شود.
- نقدینگی: استخرهای عمیق نقدینگی کوینبیس انتقال دارایی و معامله را در پلتفرمهای مختلف و بیس تسهیل میکند.
این ادغامها برای تبدیل بیس به پلی که پایگاه کاربران موجود در صرافیهای متمرکز را به دنیای در حال ظهور آنچین غیرمتمرکز متصل میکند، حیاتی هستند.
چالشها و چشمانداز آینده بیس
اگرچه بیس راهکاری امیدوارکننده برای مقیاسپذیری اتریوم ارائه میدهد، اما مانند همه فناوریهای نوظهور، با چالشهای ذاتی روبروست و آیندهای پویا در پیش دارد.
نگرانیهای تمرکز و نقشه راه تمرکززدایی
یک انتقاد رایج علیه بیس، بهویژه در مراحل اولیه آن، مربوط به ماهیت متمرکز آن است. به عنوان پروژهای که توسط کوینبیس پرورش یافته، بیس در حال حاضر برای عملیات ترتیبدهنده و حاکمیت اولیه به کوینبیس متکی است. این نقطه کنترل مرکزی سوالاتی را در مورد مقاومت در برابر سانسور و تمرکززدایی واقعی شبکه ایجاد میکند.
با این حال، همانطور که گفته شد، بیس به نقشه راه تمرکززدایی تدریجی متعهد است. سفر از یک پروژه تحت حمایت مرکزی به یک کالای عمومی کاملاً غیرمتمرکز، پیچیده و تکرارپذیر است. ادغام با Optimism Collective، ترتیبدهی مشترک و توسعه مداوم اثباتهای خطای قوی، گامهای حیاتی در کاهش این نگرانیها هستند. موفقیت این تمرکززدایی تعیینکننده اصلی اعتبار و تابآوری بلندمدت بیس خواهد بود.
رقابت در فضای لایه ۲
فضای مقیاسپذیری لایه ۲ بسیار رقابتی است و راهکارهای متعددی برای جذب توسعهدهنده و کاربر تلاش میکنند. پروژههایی مانند Arbitrum، Polygon (با راهکارهای ZK-rollup خود)، zkSync و سایر رولآپهای خوشبینانه، هر کدام ویژگیها و مزایای منحصربهفردی را ارائه میدهند.
ارزش پیشنهادی منحصربهفرد بیس ناشی از موارد زیر است:
- حمایت کوینبیس: حمایت مالی و استراتژیک، پایگاه کاربران و اعتبار برند کوینبیس مزیتی قابل توجه ایجاد میکند.
- همسویی با OP Stack و سوپرچین: با پذیرش OP Stack، بیس به عنوان جزئی اصلی از یک اکوسیستم لایه ۲ تعاملپذیر قرار میگیرد که امنیت مشترک و تجربه کاربری یکپارچه را در زنجیرههای مختلف ارائه میدهد.
- بدون توکن بومی: این تصمیم، اگرچه غیرمتعارف است، اما لایهای از پیچیدگی و ریسک سفتهبازی را برای کاربران حذف میکند و پتانسیل جذب مخاطبان گستردهتری را دارد که بر کاربرد شبکه تمرکز دارند.
وعده سوپرچین (Superchain)
هیجانانگیزترین چشمانداز بلندمدت برای بیس، نقش حیاتی آن در سوپرچین اپتیمیسم است. این مفهوم آیندهای را متصور است که در آن چندین بلاکچین لایه ۲، که همگی بر روی OP Stack ساخته شدهاند، به عنوان یک زنجیره منطقی واحد و یکپارچه عمل کنند.
مزایای سوپرچین عبارتند از:
- امنیت مشترک: تمام زنجیرههای درون سوپرچین از امنیت جمعی شبکه اصلی اتریوم و سیستمهای اثبات خطای مشترک بهرهمند میشوند.
- تعاملپذیری یکپارچه: داراییها و دادهها میتوانند بدون زحمت بین لایه ۲های مختلف سوپرچین حرکت کنند و یک اکوسیستم بسیار نقدشونده و یکپارچه ایجاد کنند.
- تجربه توسعه واحد: توسعهدهندگان میتوانند اپلیکیشنهایی بسازند که در چندین شبکه سوپرچین گسترده شده و از نقاط قوت هر کدام استفاده کنند.
- اثرات شبکهای: با پیوستن زنجیرههای بیشتر به سوپرچین، اثرات شبکهای کلی تقویت شده و به نفع تمام شرکتکنندگان خواهد بود.
تعهد بیس به چشمانداز سوپرچین، آن را فراتر از یک لایه ۲ ایزوله قرار میدهد؛ بیس قصد دارد قطعهای بنیادین از یک آینده غیرمتمرکز و به هم پیوسته بزرگتر باشد. موفقیت آن نه تنها به عملکرد انفرادیاش، بلکه به تحقق موفقیتآمیز ابتکار بلندپروازانه سوپرچین بستگی دارد.
در نتیجه، بیس گامی بزرگ در تلاش مداوم برای مقیاسپذیری اتریوم است. با بهرهگیری از فناوری رولآپ خوشبینانه و OP Stack ماژولار، با حمایت منابع عظیم کوینبیس، این پروژه قصد دارد محیطی سریع، مقرونبهصرفه و مناسب برای توسعهدهندگان نسل بعدی اپلیکیشنهای غیرمتمرکز فراهم کند. در حالی که چالشهایی مانند نگرانیهای مربوط به تمرکز همچنان باقی است، نقشه راه روشن بیس به سوی تمرکززدایی و تعهد آن به چشمانداز سوپرچین، پتانسیل آن را برای تبدیل شدن به نیرویی تحولآفرین در آوردن وعده اقتصاد آنچین به مخاطبان جهانی برجسته میکند.