بیتکوین کش (BCH) از یک فورک سخت بیتکوین در اوت ۲۰۱۷ ایجاد شد. این تقسیم ناشی از اختلاف نظرها در جامعه بیتکوین درباره مقیاسپذیری شبکه بود. طرفداران بیتکوین کش از افزایش اندازه بلاکها برای تسهیل تراکنشهای سریعتر و کاهش کارمزدها حمایت میکردند و هدفشان ایجاد یک سیستم نقدی الکترونیکی همتا به همتا بود.
پیدایش یک شکاف: درک چالش مقیاسپذیری بیتکوین
بیتکوین که در سال ۲۰۰۸ توسط ساتوشی ناکاموتو معرفی شد، به عنوان یک «سیستم نقدی الکترونیکی همتا به همتا» تصور شده بود. طراحی نوآورانه آن که از یک دفتر کل توزیعشده (بلاکچین) و اثبات کار رمزنگاریشده بهره میبرد، نویدبخش ارزی غیرمتمرکز و رها از کنترل دولتی و واسطههای مالی سنتی بود. با این حال، با افزایش محبوبیت بیتکوین، یک انتخاب طراحی بنیادی شروع به ایجاد چالشهای بزرگی کرد: محدودیت اندازه بلاک.
در ابتدا، ساتوشی ناکاموتو محدودیت اندازه بلاک ۱ مگابایتی (MB) را اعمال کرد. این محدودیت بخشی از پروتکل اصلی نبود، بلکه در سال ۲۰۱۰ به عنوان مکانیزمی برای جلوگیری از اسپم اضافه شد تا پر کردن شبکه با تراکنشهای بسیار کوچک را از نظر اقتصادی توجیهناپذیر کند. برای سالهای متمادی، این محدودیت مشکلی ایجاد نکرد، زیرا حجم تراکنشهای شبکه پایین بود.
با این حال، در میانه دهه ۲۰۱۰، پذیرش بیتکوین به شدت افزایش یافت. با استفاده بیشتر مردم از بیتکوین، اندازه بلاک ۱ مگابایتی به یک گلوگاه تبدیل شد. دلایل مشکلساز شدن این مسئله عبارتند از:
- توان عملیاتی محدود تراکنشها: یک بلاک ۱ مگابایتی تنها میتواند تعداد محدودی از تراکنشها را در خود جای دهد، تقریباً ۳ تا ۷ تراکنش در ثانیه (TPS). در مقایسه با شبکههای پرداخت سنتی که هزاران تراکنش در ثانیه را پردازش میکنند، ظرفیت بیتکوین به شدت محدود بود.
- ازدحام تراکنشها: زمانی که تقاضا برای تراکنشها از ظرفیت شبکه فراتر میرفت، «ممپول» (mempool - جایی که تراکنشهای تایید نشده در آن قرار دارند) پر میشد.
- افزایش کارمزد تراکنشها: برای ایجاد انگیزه در استخراجکنندگان جهت گنجاندن تراکنشها در بلاک بعدی، کاربران مجبور بودند کارمزدهای بالاتری پیشنهاد دهند. این امر منجر به شکلگیری یک «بازار کارمزد» شد که در آن تراکنشهای با کارمزد بالاتر در اولویت قرار میگرفتند و میانگین هزینههای تراکنش را به طور قابلتوجهی بالا میبردند.
- زمان تایید طولانی: با پر شدن مکرر بلاکها، تایید تراکنشها ممکن بود ساعتها یا حتی روزها به طول انجامد، بهویژه در زمان اوج تقاضا یا در صورتی که کاربران کارمزد کمتری انتخاب میکردند.
این مسائل مستقیماً با آرمان اولیه بیتکوین مبنی بر بودن یک سیستم نقدی الکترونیکی سریع و کمهزینه برای استفاده روزمره در تضاد بود. جامعه با یک تصمیم حیاتی روبرو شد: چگونه بیتکوین را برای پاسخگویی به تقاضای جهانی مقیاسپذیر کنیم، بدون اینکه اصول اصلی آن یعنی تمرکززدایی و امنیت به خطر بیفتد.
اختلاف نظر اصلی: راهکارهای مقیاسپذیری
مشکلات رشد شبکه بیتکوین باعث بروز بحثهای شدیدی در جامعه شد که اغلب از آن به عنوان «جنگ اندازه بلاک» یاد میشود. دو اردوگاه فکری اصلی پدید آمدند که از رویکردهای کاملاً متفاوتی برای مقیاسپذیری حمایت میکردند:
مقیاسپذیری درونزنجیرهای (حامیان بلاک بزرگ)
طرفداران مقیاسپذیری درونزنجیرهای (On-Chain) معتقد بودند که مستقیمترین و موثرترین راه برای رفع گلوگاه، افزایش مستقیم محدودیت اندازه بلاک است. استدلال آنها ریشه در این ایده داشت که چشمانداز اصلی ساتوشی از «پول نقد الکترونیکی» مستلزم توان عملیاتی بالا و کارمزدهای پایین است که تنها با اجازه دادن به تراکنشهای بیشتر در هر بلاک محقق میشود.
- فلسفه: پیروان این دیدگاه که اغلب «حامیان بلاک بزرگ» (Big Blockers) نامیده میشدند، بر این باور بودند که بیتکوین باید برای مدیریت مستقیم تقاضای رو به رشد روی بلاکچین اصلی خود تکامل یابد. آنها بر سادگی و مستقیم بودن راهکار تاکید داشتند و استدلال میکردند که افزایش اندازه بلاک یک پیشرفت طبیعی است.
- مزایا (از دیدگاه طرفداران):
- افزایش توان عملیاتی: بلاکهای بزرگتر اجازه تراکنشهای بیشتری در هر بلاک را میدهند و بلافاصله ظرفیت شبکه را افزایش میدهند.
- کارمزدهای پایینتر: با وجود فضای بیشتر، رقابت برای گنجانده شدن در بلاک کاهش مییابد که تئوریکاً منجر به کاهش کارمزد تراکنشها میشود.
- سادگی: این روش نسبت به متدهای برونزنجیرهای، راهکاری مستقیمتر و با پیچیدگی کمتر دیده میشد.
- تحقق چشمانداز: آنها معتقد بودند این رویکرد به نقش بیتکوین به عنوان یک پول نقد الکترونیکی همتا به همتا وفادار میماند.
- نگرانیها (از سوی مخالفان):
- خطر تمرکزگرایی: بلاکهای بزرگتر به پهنای باند، فضای ذخیرهسازی و قدرت پردازش بیشتری برای اجرای نودها نیاز دارند. این مسئله میتواند اپراتورهای نود مستقل یا آماتور را از دور خارج کند و منجر به ایجاد استخرهای استخراج و نودهای کامل کمتر، بزرگتر و به طور بالقوه متمرکزتر شود.
- تاخیر در انتشار: انتشار بلاکهای بزرگتر در سطح شبکه زمان بیشتری میبرد و خطر ایجاد «بلاکهای یتیم» (بلاکهایی که توسط ماینرها پیدا شده اما شبکه آنها را نپذیرفته است) را افزایش میدهد که میتواند امنیت شبکه را تضعیف کند.
- افزایش حجم بلاکچین: زنجیره بلوکی با سرعت بسیار بیشتری رشد میکند و دانلود و تایید کل تاریخچه را برای کاربران جدید دشوارتر میسازد که این امر بر تمرکززدایی تاثیر منفی میگذارد.
مقیاسپذیری برونزنجیرهای (حامیان بلاک کوچک / طرفداران سگویت)
در مقابل، بخش قابلتوجه دیگری از جامعه که اغلب «حامیان بلاک کوچک» (Small Blockers) یا «توسعهدهندگان اصلی» نامیده میشدند، استدلال میکردند که محدودیت اندازه بلاک باید نسبتاً کوچک باقی بماند. آنها معتقد بودند ارزش اصلی بیتکوین در تمرکززدایی بینظیر، امنیت و مقاومت در برابر سانسور است که بلاکهای بیش از حد بزرگ میتوانند آن را به خطر بیندازند. آنها از راهکارهای «برونزنجیرهای» (Off-Chain) حمایت میکردند که در آن بسیاری از تراکنشها خارج از بلاکچین اصلی رخ داده و تنها نتایج نهایی روی زنجیره اصلی ثبت میشود.
- فلسفه: این گروه بلاکچین بیتکوین را به عنوان یک «لایه تسویه» امن و تغییرناپذیر برای تراکنشهای با ارزش بالا میدیدند، در حالی که تراکنشهای خرد روزمره میتوانستند با کارایی بیشتری در لایههای ثانویه انجام شوند. آنها تمرکززدایی و امنیت قوی را بر سرعت خام تراکنش در زنجیره اصلی ترجیح میدادند.
- راهکارهای برونزنجیرهای کلیدی مورد بررسی:
- شبکه لایتنینگ: شبکهای پیشنهادی از کانالهای پرداخت که اجازه تراکنشهای فوری و کمهزینه بین طرفین را بدون نیاز به ثبت هر تراکنش در بلاکچین اصلی میدهد. تنها باز و بسته شدن کانالها در زنجیره اصلی مخابره میشود.
- سایدچینها (زنجیرههای جانبی): بلاکچینهای مجزایی که برای تعامل با بلاکچین اصلی بیتکوین طراحی شدهاند و اجازه انتقال داراییها بین زنجیرهها را میدهند.
- مزایا (از دیدگاه طرفداران):
- تقویت تمرکززدایی: کوچک نگه داشتن اندازه بلاک تضمین میکند که اجرای یک نود کامل برای طیف وسیعی از شرکتکنندگان در دسترس باقی بماند و تمرکززدایی شبکه تقویت شود.
- بهبود امنیت: بلاکهای کوچکتر مشکلات انتشار و بردارهای حمله احتمالی مرتبط با بلاکهای بسیار بزرگ را کاهش میدهند.
- مقیاسپذیری عظیم: راهکارهای برونزنجیرهای مانند شبکه لایتنینگ، نوید ظرفیت تراکنشی چندین برابر بیشتر از هرگونه افزایش اندازه بلاک درونزنجیرهای را میدادند، بدون اینکه زنجیره اصلی را حجیم کنند.
- نوآوری: توسعه فناوریهای جدید لایهبندی شده روی بیتکوین را تشویق میکرد.
- نگرانیها (از سوی مخالفان):
- پیچیدگی: راهکارهای برونزنجیرهای لایههای جدیدی از پیچیدگی و نقاط شکست یا حمله احتمالی جدید را معرفی میکنند.
- تمرکزگرایی در اشکال دیگر: منتقدان استدلال میکردند که راهکارهایی مانند شبکه لایتنینگ میتواند منجر به تمرکز حول هابهای پرداخت بزرگ شود.
- عدم انطباق با «پول نقد الکترونیکی»: برخی احساس میکردند انتقال تراکنشها به خارج از زنجیره، از چشمانداز اصلی بیتکوین به عنوان یک سیستم نقدی مستقیم و همتا به همتا فاصله میگیرد و آن را بیشتر به طلای دیجیتال یا یک دارایی تسویه تبدیل میکند.
شاهد جداشده (SegWit): سازش و کاتالیزور
در میان این بحثهای داغ، پیشنهاد خاصی پدید آمد که به نقطه مرکزی جنجال تبدیل شد: شاهد جداشده یا سگویت (SegWit). سگویت که توسط مشارکتکنندگان بیتکوین کور توسعه یافته بود، با هدف دستیابی به افزایش نسبی در ظرفیت تراکنش و در عین حال رفع یک نقص بحرانی پروتکل به نام «چکشخواری تراکنش» (Transaction Malleability) طراحی شد؛ نقصی که مانع توسعه راهکارهای برونزنجیرهای مانند شبکه لایتنینگ بود.
سگویت چه میکند:
- جدا کردن دادههای شاهد: سگویت اساساً امضاهای تراکنش (دادههای شاهد) را از دادههای خود تراکنش جدا یا «ایزوله» میکند. این دادههای شاهد معمولاً بخش بزرگی از اندازه یک تراکنش را تشکیل میدهند.
- افزایش ظرفیت موثر: با انتقال دادههای شاهد به یک ساختار جداگانه، این دادهها دیگر به همان صورت قبل در محدودیت ۱ مگابایتی محاسبه نمیشوند. در عوض، محدودیت جدیدی به نام «وزن بلاک» (۴ میلیون واحد وزن) معرفی شد. این کار عملاً اجازه داد تراکنشهای بیشتری در یک بلاک جای بگیرند و ظرفیت شبکه را بسته به ترکیب تراکنشها، حدود ۱.۷ تا ۲ برابر افزایش داد.
- رفع چکشخواری تراکنش: قبل از سگویت، یک مهاجم میتوانست شناسه تراکنش را قبل از تایید شدن کمی تغییر دهد، حتی بدون تغییر در جزئیات واقعی تراکنش. این موضوع ساخت تراکنشهای وابسته (مانند موارد مورد نیاز در شبکه لایتنینگ) را بسیار دشوار میکرد. جداسازی امضاها در سگویت این مشکل را حل کرد.
چرا سگویت جنجالبرانگیز بود:
علیرغم مزایای فنی و این واقعیت که سگویت یک «سافت فورک» (سازگار با نسخههای قبلی) بود، با مقاومت شدید اردوگاه حامیان بلاک بزرگ مواجه شد:
- ظرفیت ناکافی: آنها افزایش ظرفیت را برای نیازهای مقیاسپذیری بلندمدت بسیار ناچیز میدیدند و آن را به جای یک راهکار بنیادی، یک وصله موقت میدانستند.
- پیچیدگی غیرضروری: آنها استدلال میکردند که تغییرات پروتکل بیش از حد پیچیده است و متغیرهای جدیدی را معرفی میکند، در حالی که یک افزایش ساده در اندازه بلاک کفایت میکرد.
- تغییر تمرکز: بسیاری معتقد بودند سگویت حرکتی عمدی برای سوق دادن بیتکوین به سمت تبدیل شدن به یک لایه تسویه است تا یک سیستم نقدی الکترونیکی مستقیم. آنها حس میکردند این کار توجه را از راهکار واقعی (بلاکهای بزرگتر) منحرف میکند.
- پیامدهای سیاسی: اجرای سگویت به شدت سیاسی شد و با مبارزات قدرت گستردهتر بین تیمهای توسعه مختلف، استخرهای استخراج و کسبوکارها درآمیخت.
مسیر رسیدن به هارد فورک: گاهشمار اختلافات
بحث مقیاسپذیری یک فوران ناگهانی نبود، بلکه یک درگیری طولانیمدت بود که چندین سال به طول انجامید و به تدریج تشدید شد تا اینکه به شکاف نهایی ختم شد.
- اوایل دهه ۲۰۱۰: بحثها درباره محدودیت اندازه بلاک ابتدا به صورت تئوریک مطرح شد.
- ۲۰۱۵: «جنگ اندازه بلاک» شدت گرفت. پیشنهادهای مختلفی برای افزایش اندازه بلاک مانند Bitcoin XT (۲ مگابایت)، Bitcoin Classic (۲ مگابایت و سپس قابل تنظیم) و Bitcoin Unlimited (اندازه بلاک منعطف بر اساس ترجیح ماینر) ظاهر شدند، اما هیچکدام به اجماع گسترده نرسیدند.
- ۲۰۱۶: سگویت رسماً توسط توسعهدهندگان بیتکوین کور پیشنهاد شد. این طرح حمایت بسیاری از توسعهدهندگان و کاربران را جلب کرد اما با مخالفت شدید ماینرها و کسبوکارهای همسو با فلسفه بلاک بزرگ روبرو شد.
- می ۲۰۱۷: «توافقنامه نیویورک» (NYA) که به SegWit2x نیز معروف است، منعقد شد. این تلاشی برای سازش بین جناحهای مخالف بود که پیشنهاد میکرد:
- فعالسازی سگویت (به عنوان سافت فورک).
- اجرای یک هارد فورک مجزا برای افزایش اندازه بلاک به ۲ مگابایت، سه ماه پس از آن.
- در حالی که بسیاری از کسبوکارها و ماینرها ابتدا آن را امضا کردند، NYA فاقد حمایت جدی توسعهدهندگان بیتکوین کور و بخش بزرگی از جامعه کاربران بود. منتقدان بخش هارد فورک ۲ مگابایتی را خطرناک، شتابزده و تهدیدی برای تمرکززدایی بیتکوین میدانستند.
- جولای ۲۰۱۷: با نزدیک شدن به ضربالاجل فعالسازی سگویت و عدم اجماع بر سر هارد فورک ۲ مگابایتی، طرفداران بلاکهای بزرگتر متوجه شدند که چشمانداز آنها بعید است در زنجیره اصلی بیتکوین پذیرفته شود.
- ۱ آگوست ۲۰۱۷: هارد فورک منجر به ایجاد بیتکوین کش (Bitcoin Cash) رخ داد. گروهی از توسعهدهندگان، ماینرها و کسبوکارها به رهبری چهرههایی چون راجر ور (Roger Ver) و جیهان وو (Jihan Wu)، تصمیم گرفتند چشمانداز خود برای بلاکهای بزرگتر را عملی کنند. آنها زنجیره بلوکی بیتکوین را فورک کرده و زنجیره جدید و مجزایی با قوانین متفاوت ایجاد کردند. این کار عملاً دو ارز دیجیتال متمایز ایجاد کرد: بیتکوین (BTC) و بیتکوین کش (BCH).
- مکانیسم هارد فورک: هارد فورک یک واگرایی دائمی در پروتکل بلاکچین است. این کار مستلزم آن است که همه نودها و کاربران به قوانین جدید ارتقا یابند. اگر همه ارتقا ندهند، زنجیره شکافته میشود. در لحظه فورک بیتکوین کش، هر کسی که بیتکوین (BTC) داشت، به همان میزان بیتکوین کش (BCH) در زنجیره جدید دریافت کرد.
چشمانداز و ویژگیهای بیتکوین کش
بیتکوین کش از تمایل به اجرای مستقیم رویکرد مقیاسپذیری درونزنجیرهای متولد شد؛ با هدف بازگرداندن ماموریت اصلی بیتکوین به عنوان یک سیستم نقدی الکترونیکی همتا به همتای جهانی برای تراکنشهای روزمره. طرفداران آن معتقد بودند تنها با افزایش قابلتوجه اندازه بلاک، شبکه میتواند به توان عملیاتی و کارمزدهای پایین مورد نیاز دست یابد.
ویژگیهای کلیدی و پایههای فلسفی بیتکوین کش در زمان پیدایش عبارت بودند از:
۱. اندازه بلاک به مراتب بزرگتر
- تاثیر فوری: بیتکوین کش با محدودیت اندازه بلاک ۸ مگابایتی راه اندازی شد که افزایش چشمگیری نسبت به ۱ مگابایت بیتکوین داشت. این مقدار بعداً در می ۲۰۱۸ به ۳۲ مگابایت افزایش یافت.
- هدف: فراهم کردن ظرفیت تراکنش کافی، کاهش کارمزدها و تضمین زمان تایید سریعتر با کاهش ازدحام بلاکها.
- توجیه: حامیان بلاک بزرگ استدلال میکردند که قابلیتهای سختافزاری (پهنای باند اینترنت، فضای ذخیرهسازی) به اندازه کافی پیشرفت کرده است تا بلاکهای بزرگتر را بدون تمرکزگرایی شدید مدیریت کند.
۲. حذف سگویت
- بیتکوین کش به عمد سگویت را اجرا نکرد. طرفداران آن سگویت را راهکاری بیش از حد پیچیده میدانستند که به طور بنیادی مشکل گلوگاه اندازه بلاک را حل نمیکرد. آنها آن را یک سازش نازیبا میدیدند که پروتکل را پیچیده میکرد.
۳. الگوریتم تنظیم سختی تطبیقی (DAA)
- زمینه: هارد فورکها اغلب با چالش نوسان قدرت هش بلافاصله پس از شکاف روبرو هستند. بیتکوین کش در ابتدا الگوریتم «تنظیم سختی اضطراری» (EDA) را اجرا کرد تا در صورت کند بودن تولید بلاکها، سختی استخراج سریعتر کاهش یابد.
- راهکار بهبودیافته (DAA): به دلیل ناپایداریهای ایجاد شده توسط EDA، بیتکوین کش در نوامبر ۲۰۱۷ آن را با یک الگوریتم تنظیم سختی (DAA) پیشرفتهتر جایگزین کرد تا تولید بلاکها را در فواصل ۱۰ دقیقهای ثابت نگه دارد.
۴. محافظت قوی در برابر بازپخش (Replay Protection)
- جزء حیاتی هر هارد فورک، «محافظت در برابر بازپخش» است. بیتکوین کش محافظت قوی در برابر بازپخش را اجرا کرد، به این معنی که تراکنشهای زنجیره BCH در زنجیره BTC معتبر نبودند و برعکس. این کار تضمین میکرد که کاربران میتوانند بدون ترس از دست دادن دارایی در زنجیره دیگر، به طور ایمن در هر زنجیره معامله کنند.
پیامدها و تکامل بیتکوین کش
هارد فورک ۱ آگوست ۲۰۱۷ موجهای فوری در بازار ارزهای دیجیتال و جامعه ایجاد کرد.
پذیرش در بازار و شکاف در جامعه
- نوسانات اولیه: پس از فورک، BCH به سرعت ارزش قابلتوجهی پیدا کرد. تمام دارندگان بیتکوین مقداری مساوی BCH دریافت کردند که منجر به رویداد توزیعی با مقیاسی بیسابقه شد.
- لفاظیهای تفرقهانگیز: شکاف ایجاد شده تنشهای موجود را تشدید کرد. طرفداران BCH ادعا میکردند که «بیتکوین واقعی» هستند که به چشمانداز ساتوشی وفادار مانده است، در حالی که حامیان BTC اغلب به تحقیر از BCH با نام «بیکش» (Bcash) یاد میکردند و بر اثر شبکهای، امنیت و سابقه اثباتشده BTC تاکید داشتند.
فورکهای بعدی: بیتکوین اسوی (Bitcoin SV)
بحث مقیاسپذیری با ایجاد بیتکوین کش پایان نیافت. در نوامبر ۲۰۱۸، اختلافات در جامعه BCH منجر به یک هارد فورک بزرگ دیگر شد و بیتکوین کش به دو زنجیره تقسیم شد:
- Bitcoin ABC (که اکنون عمدتاً با نام Bitcoin Cash یا BCH شناخته میشود): این شاخه مسیر توسعه متمرکز بر بلاک ۳۲ مگابایتی را ادامه داد.
- Bitcoin SV (بیتکوین اسوی - مخفف چشمانداز ساتوشی): به رهبری کریگ رایت، این گروه خواستار اندازه بلاک بسیار بزرگتر (ابتدا ۱۲۸ مگابایت و سپس حذف کامل محدودیت) و پایبندی سختگیرانه به آنچه طراحیهای اصلی ساتوشی مینامیدند، بود.
وضعیت فعلی
امروزه، بیتکوین کش (BCH) به عنوان یک ارز دیجیتال متمایز با توسعه فعال، شبکه استخراج و پایگاه کاربری خود به فعالیت ادامه میدهد. اگرچه به ارزش بازار یا پذیرش گسترده بیتکوین (BTC) نرسیده است، اما جایگاه خود را به عنوان شبکهای که کارمزدهای کمتر و تاییدهای سریعتری نسبت به لایه اول بیتکوین ارائه میدهد، حفظ کرده است.
داستان دو بلاکچین: مقایسه فلسفهها
جدایی بیتکوین کش از بیتکوین فراتر از یک اختلاف فنی بود؛ این رخداد تجسم دو فلسفه کاملاً متفاوت درباره نحوه مقیاسپذیری یک پول دیجیتال متمرکز است.
بیتکوین (BTC) - رویکرد «طلای دیجیتال» / لایه تسویه
- تمرکز اصلی: تمرکززدایی، امنیت، مقاومت در برابر سانسور و تغییرناپذیری.
- استراتژی مقیاسپذیری: اولویت دادن به راهکارهای برونزنجیرهای مانند شبکه لایتنینگ و نگاه به بلاکچین اصلی به عنوان یک لایه تسویه بسیار امن.
- چشمانداز: بودن به عنوان یک ذخیره ارزش جهانی، «طلای دیجیتال» و لایه پایه برای یک سیستم مالی چندلایه. بلاکهای کوچک برای حفظ توانایی همگان جهت اجرای نود کامل حیاتی دیده میشوند.
بیتکوین کش (BCH) - رویکرد «پول نقد الکترونیکی»
- تمرکز اصلی: توان عملیاتی بالای تراکنش، کارمزد کم و کارکرد مستقیم به عنوان پول نقد الکترونیکی همتا به همتا.
- استراتژی مقیاسپذیری: اولویت دادن به مقیاسپذیری درونزنجیرهای از طریق بلاکهای بزرگتر.
- چشمانداز: ابزاری برای مبادلات روزمره و تحقق تحتاللفظی عنوان وایتپیپر اصلی ساتوشی. بلاکهای بزرگتر برای دستیابی به این مقیاسپذیری و ارزان بودن ضروری تلقی میشوند.
درسهایی از این فورک
فورک بیتکوین کش به عنوان یک مطالعه موردی عمیق در پویایی حاکمیت غیرمتمرکز عمل میکند:
- چالشهای حاکمیت غیرمتمرکز: در سیستمی بدون رهبر، اختلافات بر سر اصول بنیادی میتواند منجر به اصطکاک و در نهایت تجزیه شود. در نبود یک «مدیرعامل»، اجماع همهچیز است اما دستیابی به آن در مسائل جنجالی بسیار دشوار است.
- قدرت ایدئولوژی: بحث مقیاسپذیری صرفاً فنی نبود، بلکه عمیقاً ایدئولوژیک بود. هر دو طرف معتقد بودند که چشمانداز واقعی ساتوشی را حفظ میکنند.
- نوآوری در مقابل پایداری: این فورک تنش بین تمایل به نوآوری سریع و نیاز به حفظ ثبات و اصول اصلی (مانند تمرکززدایی) را برجسته کرد.
- پویایی بازار و اثر شبکهای: پس از فورک، بازار نقش تعیینکنندهای در اعتباربخشی به رویکردها داشت. بیتکوین (BTC) جایگاه مسلط خود را در بازار حفظ کرد که نشاندهنده قدرت اثر شبکهای تثبیتشده آن است.
فورک بیتکوین کش یک لحظه تعیینکننده در تاریخ ارزهای دیجیتال باقی مانده است؛ گواهی بر پیچیدگیهای تکامل غیرمتمرکز و منبعی مستمر برای بحث درباره جهت آینده پول دیجیتال.