
بر اساس گزارشی اخیر از فیوچریسم، دستکم 37 نفر امسال در جریان اعتراضات مربوط به مراکز داده هوش مصنوعی دستگیر شدهاند.
این دستگیریها جوامع سراسر کشور را در بر میگیرد، جایی که ساکنان، مراکز داده پیشنهادی یا موجود را به دلیل نگرانیهایی درباره تقاضای برق، مصرف آب، آلودگی، کاربری زمین، مشوقهای مالیاتی و شفافیت دولتی به چالش کشیدهاند.
در ماه فوریه، دارن بلانشارد، ساکن اوکلاهما، پس از تجاوز از محدودیت سه دقیقهای اظهارنظر عمومی در جریان جلسهای درباره یک مرکز داده پیشنهادی، به اتهام ورود غیرمجاز مجرمانه دستگیر شد. در ماه مه، پابلو پاین، ساکن ایندیانا، پس از امتناع از معرفی خود قبل از سخنرانی در یک جلسه عمومی درباره یک مرکز داده پیشنهادی آمازون، دستگیر شد. در ماه ژوئیه، لوکس کلاریج، معلم فیزیک اهل کانزاس، پس از ادامه دست زدن در جریان یک جلسه منطقهبندی درباره یک پردیس مرکز داده پیشنهادی، دستگیر شد.
این دستگیریها در حالی رخ میدهد که مخالفت با زیرساختهای هوش مصنوعی از اختلافات برنامهریزی محلی فراتر رفته و به یک جنبش سیاسی ملی تبدیل شده است. به گزارش پولیتیکو، جاستین پیرسون، نماینده ایالت تنسی، به عنوان یکی از صداهای برجسته جنبش «لودیتهای جدید» ظهور کرده است که خواستار توقف ساخت مراکز داده، نظارت سختتر و شفافیت بیشتر در سراسر کشور شدهاند.
لودیت در اصل به عضوی از جنبش کارگری انگلیسی قرن نوزدهم اشاره داشت که به نحوه استفاده از فناوری جدید اعتراض میکرد. با این حال، امروزه این اصطلاح به طور گستردهتری برای توصیف کسی به کار میرود که با فناوری جدیدی مانند هوش مصنوعی مخالفت میکند یا به آن بیاعتماد است.
مبارزه بر سر مراکز داده هوش مصنوعی نیز به خیابانها کشیده شده است. در ماه ژوئیه، گروه حمایت از حقوق "انسانها اول" (Humans First) اعلام کرد که 142 اعتراض را در 42 ایالت در طول یک روز ملی اقدام علیه مراکز داده هوش مصنوعی سازماندهی کرده است. همان ماه، در اقدامی جداگانه، حدود 200 معترض که توسط "توقف رقابت هوش مصنوعی" (Stop the AI Race) سازماندهی شده بودند، در اوایل ماه ژوئیه از میان دفاتر OpenAI، Anthropic و Google DeepMind در سانفرانسیسکو راهپیمایی کردند و خواستار توقف توسعه مدلهای هوش مصنوعی قدرتمندتر شدند.
همانطور که شرکتهای فناوری برای ساخت زیرساختهای محاسباتی مورد نیاز برای مدلهای هوش مصنوعی هرچه قدرتمندتر رقابت میکنند، مخالفتها از اختلافات محلی و جداگانه «نه در حیاط خلوت من» به بحثی گستردهتر درباره اینکه چه کسی از هوش مصنوعی سود میبرد و چه کسی هزینههای زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی ساخت آن را متحمل میشود، در حال تغییر است.