لایههای دوم اتریوم در صورت عدم استفاده از مدلهای هزینه پویا با خطر توقف مواجه میشوند

آفچین لبز معتقد است ساختارهای فعلی کارمزد لایه دوم بسیار سختگیرانهاند و برای مقیاسپذیری مناسب نیستند. قیمتگذاری پاسخگو — واقعی، چندمنبعی — ضروری است وگرنه کاربران با ارزش بالا بهطور کامل اکوسیستم لایه دوم اتریوم را ترک خواهند کرد.

یک تیم برجسته در پشت پروژه آربیتروم، نارضایتی خود را از نحوه عملکرد اقتصاد لایه ۲ ابراز کرده است. آفلین لبز (Offchain Labs) - که یکی از پرکاربردترین شبکههای لایه ۲ اتریوم را میسازد و اداره میکند - این هفته یک مقاله موقعیت منتشر کرد و در آن استدلال نمود که ساختارهای قیمتگذاری کارمزد فعلی مورد استفاده در لایه ۲ها بیش از حد صلب هستند و نمیتوانند سطح مقیاسپذیری مورد نیاز اکوسیستم مقیاسپذیری را در بلاکچین اتریوم پشتیبانی کنند. استدلالهای آنها بسیار فنی است؛ با این حال، آنها پیامدهای قابل توجهی فراتر از سطح مهندسی شبکه اتریوم دارند.
به طور خلاصه، اگر شبکههای لایه ۲ راهی برای قیمتگذاری پویا فضای بلاک متناسب با تقاضا برای آن نداشته باشند، بین تراکم و کمبهرهوری در نوسان خواهند بود. هر دو این وضعیتها تجربه منفی برای کاربران ایجاد میکنند، که برای قانع کردن کاربران مبنی بر وجود آیندهای بلندمدت برای اتریوم از نظر مقیاسپذیری بلاکچین اتریوم از طریق راهحلهای لایه ۲، مناسب نیست.
مشکل قیمتگذاری ثابت
بیشتر L2ها در حال حاضر ساختارهای کارمزدی را بر اساس نسخه ارتقا یافته ساختار پرداخت EIP-1559 اتریوم پیادهسازی میکنند که کارمزدهای کلی تراکنش بلاکچین را بر اساس میزان شلوغی شبکهای که آن تراکنشها در آن لحظه رخ میدهند، با افزودن یک زمان تاخیر پاسخ کند، تنظیم میکند. در حالی که این ساختار کارمزد نسبت به سیستم حراج خالص قبلی خود بهبود خوبی محسوب میشد، اما صرفاً برای محیط زنجیره پایداری مانند بلاکچین تثبیت شده اتریوم طراحی شده بود که الگوهای تقاضای نسبتاً قابل پیشبینی از سوی کاربران داشت.
برخلاف L2ها که تحت مدلی متفاوت از یک زنجیره واحد عمل میکنند، حجم تراکنشها میتواند در عرض چند ثانیه به دلایل زیادی به طور چشمگیری نوسان داشته باشد؛ رویدادهای محبوب ضرب NFT (NFT minting)، تسویههای دیفای (DeFi liquidations) یا عرضههای توکن (token launches) همگی میتوانند شاهد درخواستهای همزمان هزاران کیف پول برای فضای بلاکچین باشند. با ساختار کارمزدی که دارای مکانیزم تنظیم پاسخ کند است، قیمت پرداخت شده برای هر تراکنش منفرد نمیتواند به طور دقیق نشان دهد که بلاکچین در هر زمان چقدر متراکم خواهد بود — یا قیمت تراکنشها را در طول اوج تقاضا برای توانایی تراکنش بسیار پایین تعیین میکند (که منجر به یارانه و کمک به تراکم میشود)، یا در زمان کاهش تقاضا برای توانایی تراکنش بسیار بالا (که کاربران را از تکمیل تراکنشهای فردی باز میدارد).
به گفته آفلین لبز، هیچ یک از این وضعیتها در L2 پایدار نیستند؛ بنابراین نیاز است که L2ها نحوه مدلسازی تقاضای خود و نحوه قیمتگذاری آن تقاضا را در زمان واقعی بازنگری کنند.
قیمتگذاری پاسخگو در عمل به چه معناست؟
این پیشنهاد بیشتر یک فلسفه طراحی گستردهتر را نشان میدهد تا یک مکانیزم خاص؛ بنابراین، قیمتگذاری پاسخگو به نیاز به شرایط واقعی شبکه در زمان ارسال تراکنش برای تعیین هزینهها اشاره دارد، نه تخمینی بر اساس دادههای تاریخی/بلاک.
این امر مستلزم همکاری چند چیز است:
ساختار قیمتگذاری چند منبعی پتانسیل عظیم و دستنخوردهای را ارائه میدهد. اکثر L2ها در حال حاضر فقط یک عامل را برای پوشش هر سه منبعی که به کاربران خود ارائه میدهند، دریافت میکنند. این منابع عبارتند از: پردازش (computation)، در دسترس بودن داده (data availability) و ذخیرهسازی وضعیت (state storage) که همگی منحنیهای عرضه جداگانه و الگوهای متمایزی از تراکم در زمان استفاده بالا دارند. با تجمیع این منابع در یک عدد واحد، حداقل یک منبع همیشه به اشتباه قیمتگذاری خواهد شد. با جداسازی قیمتگذاری برای هر منبع، L2ها قادر خواهند بود سیگنالهای بهتری برای منابع فردی که ارائه میدهند، فراهم کنند و با گذشت زمان، بازارهای کارآمدتری برای فضای بلاک توسعه خواهد یافت.
چرا این موضوع فراتر از مهندسی اهمیت دارد
استدلال فنی معتبر است؛ با این حال، دلیل اصلی اهمیت آن به دلیل پیامدهای اقتصادی آن است. نظریه مقیاسپذیری L2 اتریوم از این فرضیه پشتیبانی میکند که با ارزانتر و سریعتر شدن L2ها، کاربران بیشتری از L2ها استفاده خواهند کرد که منجر به افزایش درآمد کارمزد میشود و این امر بودجهای برای توسعه زیرساختها فراهم میکند تا L2 در آینده ارزانتر و سریعتر شود و یک چرخه موفقیت ایجاد کند. با این حال، این "چرخه مثبت" مستلزم آن است که مکانیزمهای کارمزد در حین انتقال از فعالیتهای کمحجم به پرحجم به خطر نیفتند.
اگر قیمتگذاری پاسخگو وجود نداشته باشد، نتیجه متفاوت از پیشبینیها خواهد بود. کاربران با ارزش بالا، به عنوان مثال؛ نهادها، پروتکلهای بزرگ دیفای و برنامههای درآمدزا، بدون توجه به اینکه L2 هستند یا خیر، به دنبال قابل پیشبینیترین و کارآمدترین بازار کارمزد برای زنجیرهها خواهند رفت؛ و ظرفیت باقیمانده و موجود توسط فعالیتهای کمارزش پر خواهد شد. این وضعیت منجر به "رقابت برای کمترین" (race to the bottom) در اقتصاد L2 خواهد شد، نه یک چرخ محرک.
ارزش ETH/USD را میتوان به موفقیت یا شکست کلی استراتژی مقیاسپذیری نسبت داد. یک اکوسیستم لایه ۲ کارآمد که به اقتصاد واقعی اجازه فعالیت میدهد، تقاضا را برای ETH (به عنوان گس برای تراکنشها) و وثیقه ایجاد خواهد کرد. برعکس، اگر اکوسیستم L2 به درستی عمل نکند، تقاضای کافی برای ETH وجود نخواهد داشت. قیمت BTC/USD تحت تأثیر این مسائل قرار نمیگیرد زیرا بیتکوین برای ایفای نقش لایه تسویه برنامه جهانی مانند ETH در نظر گرفته نشده است، که باعث میشود طراحی بازار کارمزد، جنبه بزرگتری از موفقیت یا شکست ETH باشد تا آنچه بسیاری از تحلیلگران تصور میکنند.
فشار رقابتی پشت این موضوع
آفلین لبز این موضوع را به تنهایی مطرح نمیکند. بازارهای کارمزد سولانا، اگرچه به روشهای خودشان ناقص هستند، اما نسبت به اکثر زنجیرههای EVM در برابر اوج تقاضا پاسخگوتر بودهاند. بازیگران جدید در فضای L2، مکانیزمهای کارمزد را از پایه میسازند، نه اینکه مفروضات اتریوم را به ارث ببرند. فشار برای بهبود واقعی است.
آربیتروم دارای پایگاه کاربری و اکوسیستم توسعهدهنده بزرگی است که به آن امکان آزمون و خطا میدهد. L2های کوچکتر این بافر را ندارند. برای آنها، طراحی صحیح بازار کارمزد اضطراریتر است — و این واقعیت که یکی از معتبرترین تیمها در این فضا در این باره مطلب منتشر میکند، نشان میدهد که گفتگو از مرحله نظری به عملی در حال حرکت است.
اکوسیستم اتریوم عادتی دارد که مشکلات سخت را ابتدا به آرامی و سپس یکباره حل میکند. به نظر میرسد قیمتگذاری پاسخگوی L2 در حال ورود به فاز دوم است.
آخرین مقالات






