توکنسازی داراییهای واقعی در زنجیرههای متقاطع: راهکارهای تعامل پذیری بلاکچین ۲۰۲۶

داراییهای واقعی توکنیزه شده هنوز به شدت به اتریوم متکی هستند، اما سیستمهای چندزنجیرهای مانند Chainlink CCIP و LayerZero هدفشان باز کردن قفل نقدینگی، تعاملپذیری و پذیرش نهادی سازگار است.

یک نقص عمده در صنعت ۲۳.۶ میلیارد دلاری داراییهای توکنیزه شده این است که اکثریت آن بر روی یک بلاکچین، یعنی اتریوم، پیادهسازی شده است، با ۶۵٪ از پیادهسازیهای RWA (داراییهای دنیای واقعی)، که نتوانسته به هیچ سطح واقعی از پیادهسازی غیرمتمرکز از طریق هیچ زنجیرهای دست یابد. چنین تمرکز بالایی از اجرای فرآیند توکنیزاسیون RWA بر روی یک شبکه نشان میدهد که قابلیت همکاری بین زنجیرهای آن چیزی نیست که توکنیزاسیون RWA در ابتدا ارائه کرده بود.
با این حال، شکاف بین این دو به آرامی در حال بسته شدن است، اما نه با سرعتی که برای موسسات لازم است تا سفارشات خرید عمومی را از طریق ارائه چک صادر کنند.
چرا توکنیزاسیون تکزنجیرهای به بنبست میرسد
در یک بازار نقدشونده، منطقی نیست که یک توکن را بر روی یک بلاکچین واحد منتشر کنید. شما توکنها را بر روی بلاکچینی منتشر میکنید که انتظار دارید بیشترین تقاضای سرمایهگذار را داشته باشد، به این معنی که شما توکنها را بر روی بلاکچینی با بهترین نقدینگی منتشر خواهید کرد.
در سال ۲۰۲۱، اتریوم رایجترین بلاکچین برای پروژههای بلاکچینی شناختهشده توسط موسسات بود، بهترین اکوسیستم دیفای موجود را داشت، و توسعهدهندگان بیشتری نسبت به هر بلاکچین دیگری در آن زمان dApps ایجاد میکردند. اتریوم بهترین گزینه برای انتشار توکن شما در سال ۲۰۲۱ بود، زیرا انتشار توکنها روی اتریوم آسان بود و تنها بلاکچینی بود که برای انتشار توکن خود نیاز داشتید انتخاب کنید، چرا که وضعیت در سال ۲۰۲۱ اینگونه بود.
در سال ۲۰۲۲، اتریوم همچنان بیشترین شناخت نهادی را داشت؛ اما عمدتاً به دلیل کمبود نقدینگی در اتریوم و قابلیت توسعهپذیری برای انتقال توکنها به شبکه دیگر، اعتبار مدل تکشبکهای به طور قابل توجهی کمتر از سال ۲۰۲۱ بود.
اکنون چندین بلاکچین و توکن برای توسعه یک بازار نقدشونده مورد نیاز است (یعنی برای ایجاد یک بازار نقدشونده، توسعه یک شبکه قوی از توکنهای متعدد که از چندین بلاکچین استفاده میکنند، ضروری است).
با این حال، در حال حاضر ما ۱۰.۵ میلیارد دلار در کل صندوقهای توکنیزه شده، ۶.۵ میلیارد دلار در داراییهای طلا و کالا، و بیش از ۱ میلیارد دلار در کل سهام توکنیزه شده داریم که در حال حاضر تنها از یک طریق با یک پارادایم تکزنجیرهای میتوانند به مجموعه داراییها دسترسی پیدا کنند، که دقیقاً همان چیزی است که هر کسی که توجه داشته، پیشبینی میکرد اتفاق بیفتد.
از آنجایی که نقدینگی در سراسر شبکهها پراکنده است، اگر یک دارایی توکنیزه شده بر روی بلاکچین اتریوم ایجاد کرده باشید، نمیتوانید از آن به عنوان وثیقه در سولانا استفاده کنید مگر اینکه یک پل (bridge) داشته باشید؛ مشابه این که اگر یک اوراق قرضه را بر روی یک بلاکچین نهادی خصوصی یا مجاز ایجاد کرده باشید، نمیتوانید بدون میانافزار (middleware) خاصی، آن را در برابر یک پروتکل دیفای بر روی یک بلاکچین عمومی باز تسویه کنید، بنابراین، نمیتوانید از شبکههای جداگانه به مجموعه دارایی یکسان دسترسی پیدا کنید.
در نتیجه، نقدینگی بازار ثانویه برای داراییهای توکنیزه شده بسیار ناچیز است، به دلیل این واقعیت که یک خریدار فقط میتواند در بلاکچینی که صادرکننده توکن خود را در آن منتشر کرده است، جمع شود، به جای جایی که نقدینگی به طور طبیعی تمایل به بودن در آن را دارد.
بر این اساس، از طریق توکنیزاسیون، شما اتوماسیون و شفافیت را بهبود بخشیدهاید، اما به کارایی سرمایهای که انتظار میرفت، دست نیافتهاید؛ شکاف شما با قابلیت همکاری بین زنجیرهای است.
زیرساخت در واقع چگونه به نظر میرسد
سه استراتژی مختلف برای سلطه بر یکدیگر رقابت میکنند. ابتکارات پیشرفته از ترکیبات مختلف هر سه استراتژی استفاده میکنند و هیچ چیزی در مورد این استراتژیها وجود ندارد که به این معنی باشد که آنها نمیتوانند با هم ترکیب شوند.
نزدیکترین چیز به یک استاندارد نهادی در حال حاضر، پروتکل قابلیت همکاری بین زنجیرهای چینلینک (Chainlink)، معروف به CCIP است. برای مدیریت دادههای خارج از زنجیره، بیش از ۸۰٪ سیستمهای RWA توکنیزه شده از اوراکلهای چینلینک برای پردازش خود استفاده میکنند. CCIP همچنین این دامنه را با تسهیل ارتباطات و انتقال توکن بین زنجیرهای در یک چارچوب قابل همکاری گسترش میدهد. به عنوان مثال، CCIP در ژوئن ۲۰۲۵ تسویه حسابهای خزانه بین زنجیرهای را بین شبکه Kinexys جیپیمورگان و شبکه آزمایشی Ondo Chain با ارائه مکانیزمی برای ایجاد تراکنشهای تحویل در مقابل پرداخت بین یک بلاکچین عمومی و یک بلاکچین خصوصی تنظیمشده، ممکن ساخت. بخش خدمات مالی به معماری نیاز دارد که پیوندی بین فناوری دیفای باز و دفاتر کل خصوصی تنظیمشده فراهم کند. CCIP در جهت این هدف کار میکند. سوئیفت (Swift) با DTCC بر روی تسویه حسابهای چندزنجیرهای RWA با استفاده از روشی مشابه CCIP کار میکند.
لایرزیرو (LayerZero) راهحلی برای همین مشکل ارائه میدهد، اما از رویکرد متفاوتی برای این کار استفاده میکند. پروتکل پیامرسانی امنیچین لایرزیرو به قراردادهای هوشمند بر روی چندین بلاکچین اجازه میدهد تا بدون واسطه با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. در نتیجه، داراییای که بر روی یک بلاکچین ایجاد شده است، میتواند به عنوان مرجع، وثیقه، یا به زنجیره دیگری منتقل شود بدون اینکه دارایی به صورت فیزیکی به دیگری برای استفاده در RWAها منتقل شود. مالکیت اصلی دارایی تغییر نمیکند؛ حقوق اقتصادی دارایی منتقل میشود. رگولاتورها عموماً بیشتر نگران محل قرارگیری سوابق رسمی مالکیت هستند تا محل معامله دارایی؛ بنابراین، این تفاوت بر توانایی یک شرکت برای رعایت مقررات تأثیر میگذارد.
شبکه Plume راهحلی به نام SkyLink ایجاد کرده است که به طور خاص به این مسئله میپردازد. SkyLink امکان تعامل همزمان داراییهای توکنیزه شده مانند اوراق قرضه خزانهداری و سهام املاک و مستغلات را در سراسر اتریوم، سولانا و پولیگان فراهم میکند. در نتیجه، سرمایهگذاران میتوانند از پروتکلهای دیفای بر روی یک بلاکچین برای تولید بازده با نگهداری داراییهای توکنیزه شده بر روی بلاکچین دیگر استفاده کنند. در حال حاضر، بیش از ۱۵٪ از کل بازار RWAهای بین زنجیرهای داراییهای توکنیزه شده، نصبهای بین زنجیرهای SkyLink هستند.
لایه انطباق که هیچ کس نمیخواهد از آن عبور کند
قابلیت همکاری تنها یک ریسک است، و نه یک محصول، اگر یکپارچهسازی انطباق انجام نشود.
فقط به این دلیل که داراییهای توکنیزه شده در سراسر زنجیرهها جابجا میشوند، به این معنی نیست که تعهدات انطباق نظارتی ناشی از توکنیزه کردن آن دارایی، پس از انتقال دارایی توکنیزه شده از طریق پل از بین میروند. به عنوان مثال، اگر KYC برای یک دارایی توکنیزه شده در زنجیره اتریوم تکمیل شده باشد، نمیتوانید فرض کنید که KYC برای همان دارایی توکنیزه شده در زنجیره آوالانچ نیز معتبر است. همچنین، یک قرارداد هوشمند از یک بلاکچین لزوماً محدودیتهای انتقال برای دارایی موجود در بلاکچین دیگر ندارد. بنابراین، اگر لایه قابلیت همکاری شامل دادههای شناسایی و محدودیتهای تأیید شده همراه با دارایی توکنیزه شده نباشد، پتانسیل برای شکافهای انطباق هنگام انتقال دارایی توکنیزه شده در سراسر زنجیرهها وجود دارد.
اورلجر (Overledger) شبکه Quant به این مسئله میپردازد. به عنوان مثال، یک اوراق قرضه دولتی که بر روی یک دفتر کل خصوصی مجاز توکنیزه شده است، میتواند برای سرمایهگذاران/موسسات واجد شرایط در یک زنجیره عمومی در دسترس قرار گیرد، در حالی که انطباق KYC در هر دو محیط در نقطه مبدأ اعمال میشود. هنگام انتقال دارایی، تمام قوانین انطباق برای آن دارایی وجود خواهد داشت، اما ممکن است قوانین در نقطه مبدأ دارایی ارائه یا اعمال نشده باشند.
پلیمش (Polymesh) یک بلاکچین لایه ۱ است که به طور خاص برای اوراق بهادار تنظیمشده (یا داراییهای دنیای واقعی توکنیزه شده) ایجاد شده است. پلیمش اقدامات شرکتی، محدودیتهای انتقال و تأیید هویت را در سطح پروتکل، نه در سطح برنامه، مدیریت میکند. بنابراین، قبل از انتقال یک دارایی از بلاکچین پلیمش به بلاکچین دیگر، آن دارایی باید تأییدیه انطباق صریح داشته باشد. این یک محدودیت نیست، این تمام نکته است.
بازار به کجا میرود
مدیر عامل استاندارد چارترد (Standard Chartered) ادعا کرد که تقریباً هر تراکنشی در آینده توکنیزه خواهد شد. ۲۳.۶ میلیارد دلار کنونی در کریپتو در مقابل ۲ تریلیون دلار پیشبینی شده تا سال ۲۰۲۸ است که معادل ۸۵ برابر بزرگتر در دو سال آینده خواهد بود. زیرساخت بین زنجیرهای موجود در حال حاضر ساخته شده و یک آزمایش فناوری نیست. این وسیلهای برای گسترش بر روی آن بنیاد تکنولوژیک است یا مانعی برای چنین گسترشی.
زنجیرههایی با بهترین فناوری برنده نخواهند شد، بلکه آنهایی که با تمام زنجیرههای دیگر همکاری میکنند و الزامات نظارتی لازم برای سرمایهگذاریهای نهادی را رعایت میکنند، برنده خواهند بود.
آخرین مقالات






