همگرایی هوش مصنوعی و بلاک‌چین: چت‌بات‌های غیرمتمرکز هوش مصنوعی و تجمیع داده‌های زنجیره‌ای

همگرایی هوش مصنوعی و بلاک‌چین: چت‌بات‌های غیرمتمرکز هوش مصنوعی و تجمیع داده‌های زنجیره‌ای

هوش مصنوعی و بلاک‌چین در حال همگرایی به یک زیرساخت واقعی هستند: عامل‌های خودگردان با کیف‌پول‌ها، چت‌بات‌های غیرمتمرکز هوش مصنوعی، داده‌های زنجیره‌ای درون زنجیره و محاسبات DePIN در حال شکل‌دادن لایه اجرایی بعدی رمزارزها هستند.

مرحله گمانه‌زنی در ترکیب هوش مصنوعی و رمزارز به پایان رسیده است. تا سال ۲۰۲۵، توکن‌های هوش مصنوعی در چرخه هیجان (hype cycle) در تقاطع بلاک‌چین و هوش مصنوعی پیشتازی می‌کردند. تا سال ۲۰۲۶، زیرساخت‌ها به موضوعی حیاتی تبدیل خواهند شد. شبکه‌های پردازش غیرمتمرکز جایگزین ارائه‌دهندگان کلود عمومی می‌شوند، عوامل خودمختار (Autonomous Agents) صاحب کیف‌پول خواهند شد و تجمیع داده‌های درون‌زنجیره‌ای (on-chain) به سیستم‌های هوش مصنوعی اجازه می‌دهد تا در لحظه تصمیم‌گیری کنند.


در سال ۲۰۲۵، بیش از ۳۰ میلیارد دلار سرمایه جدید به زیرساخت‌های رمزارز سرازیر شد و سرمایه‌گذاران نهادی اولویت بیشتری را برای پلتفرم‌های بلاک‌چینی با قابلیت ادغام هوش مصنوعی نسبت به سایر پلتفرم‌ها در نظر گرفتند. بیش از ۷۶ درصد از سرمایه‌گذاران نهادی بین‌المللی قصد دارند سهم دارایی‌های دیجیتال را در سبد خود افزایش دهند. محبوب‌ترین پروژه‌ها برای این سرمایه‌گذاران، مدل‌های ترکیبی هستند که هوش مصنوعی خالص را با ارزهای دیجیتال خالص در قالب سیستم‌های درآمدزا و کاربردی ترکیب می‌کنند. این همگرایی دیگر تئوری نیست؛ آن‌ها اکنون در حال اجرای آن هستند.

عوامل هوش مصنوعی که صاحب کیف‌پول هستند و استیبل‌کوین خرج می‌کنند


راه‌اندازی کیف‌پول‌های ایجنتی (Agentic Wallets) کوین‌بیس در لایه دوم Base (سال ۲۰۲۶) روشن‌ترین نمونه از نحوه ترکیب فناوری بلاک‌چین با هوش مصنوعی است. این کیف‌پول‌های رمزارزی به‌طور خاص برای ربات‌های هوش مصنوعی طراحی شده‌اند، نه انسان‌ها. این بدان معناست که یک سیستم نرم‌افزاری خودکفا می‌تواند تراکنش‌های بلاک‌چینی را با استفاده از USDC انجام دهد، توکن‌ها را سواپ کرده و آن‌ها را ذخیره کند - بدون هیچ ورودی از سوی انسان‌ها. این کیف‌پول‌ها با داشتن محدودیت‌های داخلی (guardrails)، به ربات‌های هوش مصنوعی اجازه عملیات خودمختار در بلاک‌چین را می‌دهند و در عین حال به دلیل ماهیت سندباکس (Sandbox) و غیرامانی (Self-Custodial) بودن، از قوانین تعیین‌شده پیروی می‌کنند. این یک مقاله دانشگاهی نیست؛ این سیستم در حال حاضر عملیاتی است.


پروتکل x402 کوین‌بیس به عنوان یک تسهیل‌گر عمل می‌کند. این پروتکل کد وضعیت 402 HTTP "پرداخت الزامی است" را که مدت‌ها از یاد رفته بود، دوباره معرفی می‌کند تا جریان‌های پرداخت استاندارد و درون‌زنجیره‌ای را برای سرویس‌ها و APIها فراهم کند. یک هوش مصنوعی یا عامل که به فیدهای داده ممتاز یا منابع پردازشی متصل است، می‌تواند یک ریزپرداخت (Micropayment) با USDC را در لحظه و از طریق کیف‌پول خود مجاز و اجرا کند، بدون نیاز به سیستم‌های اشتراک ماهانه در ارائه‌دهندگان سنتی. استاندارد Google AP2 که توسط پی‌پال و مسترکارت استفاده می‌شود، به سرعت در حال تبدیل شدن به استاندارد ایجنتی برای پرداخت‌ها در هر دو حوزه تراکنش‌های فیات و رمزارز است. موضوع ساده است: عوامل هوش مصنوعی در حال خرج کردن استیبل‌کوین‌ها هستند، که به سرعت به شکل غالب ارز در پرداخت‌های ماشین‌به‌ماشین تبدیل می‌شوند.

چت‌بات‌های هوش مصنوعی غیرمتمرکز: فراتر از APIهای متمرکز


حتی اگر هوش مصنوعی متمرکز، مانند سرویس ابری گوگل یا API اوپن‌ای‌آی (OpenAI)، مزایای خود را داشته باشد، معایب قابل توجهی در رابطه با حریم خصوصی داده‌ها، وجود نقطه شکست واحد، حکمرانی نامشخص مدل و استخراج سود در تمام مراحل فرآیند دارد. شبکه‌های استنتاج (Inference networks) و چت‌بات‌های هوش مصنوعی غیرمتمرکز به عنوان جایگزینی بومیِ کریپتو (crypto-native) برای هوش مصنوعی متمرکز در حال ظهور هستند. بازارهای یادگیری ماشین غیرمتمرکز بر روی پروتکل‌هایی مانند Bittensor ساخته شده‌اند که به مدل‌های هوش مصنوعی اجازه می‌دهد برای تولید بهترین نتایج با هم رقابت کنند و به برترین‌ها با توکن بومی خود (TAO) پاداش می‌دهد. به جای اینکه یک شرکت مالک مدل باشد، شبکه‌ای غیرمتمرکز از مشارکت‌کنندگان وظیفه آموزش، اعتبارسنجی و پاسخگویی با هوش مصنوعی را بر عهده خواهند داشت.


کاربرد واقعی فناوری بلاک‌چین در دنیای واقعی در حال آشکار شدن است. چت‌بات‌های هوش مصنوعی که توسط رمزارزها نیرو می‌گیرند و از پروتکل‌های غیرمتمرکز استفاده می‌کنند، می‌توانند برای ارزیابی فعالیت‌های روی بلاک‌چین و بررسی کدهای قرارداد هوشمند استفاده شوند. این چت‌بات‌ها برای ثبت پرس‌وجوهای شما و ایجاد درآمد برای شرکت ارائه‌دهنده، به یک API متمرکز وابسته نیستند. پروژه ChainGPT در حال کار بر روی یک بلاک‌چین لایه ۱ به نام AIVM است که پردازش آف‌چین GPU را با استفاده از اثبات‌های دانش‌صفر (Zero-knowledge proofs) ادغام می‌کند تا محاسبات را روی خودِ بلاک‌چین انجام دهد. اهمیت این طراحی در حل مشکل بزرگ اعتماد در فناوری هوش مصنوعی نهفته است: شما قادر خواهید بود بدون توجه به شخص یا شرکتی که محاسبات را انجام داده، تأیید کنید که محاسبات هوش مصنوعی به درستی انجام شده است.

تجمیع داده‌های درون‌زنجیره‌ای: تغذیه هوش مصنوعی با هوش بلاک‌چینی


اگرچه بلاک‌چین‌ها برخی از سازمان‌یافته‌ترین، شفاف‌ترین و تغییرناپذیرترین داده‌های ثبت شده را تولید می‌کنند، اما عملکرد هوش مصنوعی مستقیماً با داده‌هایی که بر روی آن‌ها آموزش می‌بیند همبستگی دارد. در حالی که تمام تراکنش‌ها، انتقال توکن‌ها و تعاملات قراردادهای هوشمند را می‌توان با یکپارچگی رمزنگاری‌شده به یک دفتر کل عمومی نسبت داد، دستیابی به یک کپی دقیق و به‌موقع از آن داده‌ها برای استفاده در مجموعه داده‌های آموزشی هوش مصنوعی همواره یک چالش بوده است. استفاده از پروتکل تجمیع داده‌های آن‌چین می‌تواند در این زمینه کمک کند. به عنوان مثال، پروتکل The Graph به یک زیرساخت بنیادین برای برنامه‌های هوش مصنوعی تبدیل شده است که به داده‌های ساختاریافته بلاک‌چین به عنوان ورودی نیاز دارند. بدون ابزار مناسب برای دسترسی به داده‌های آن‌چین، هوش مصنوعی‌های مورد استفاده در صنعت رمزارز روش موثری برای بازیابی اطلاعات نخواهند داشت.


در حال حاضر، ارائه‌دهندگان تحلیل‌های آن‌چین مانند Nansen، Glassnode، Santiment و Dune Analytics در صنعت بلاک‌چین و رمزارز بسیار شناخته شده هستند، اما تا سال ۲۰۲۶، ماشین‌ها به دلیل وجود ربات‌های هوش مصنوعی، این داده‌های تحلیلی را به‌طور خودمختار به دست خواهند آورد. به عنوان مثال، Chainalysis Hexagate یک راهکار تحلیلی مبتنی بر هوش مصنوعی برای نظارت امنیتی ۲۴/۷ آن‌چین ارائه می‌دهد تا هرگونه فعالیت مخرب، فیشینگ، اکسپلویت‌های حکمرانی و هک کیف‌پول‌ها را قبل از انتقال وجوه شناسایی کند. تفاوت اصلی بین نسل اول و دوم تحلیل‌های بلاک‌چین در این است که ابزارهای نسل اول خدمات تحلیلی را به انسان‌ها ارائه می‌دادند، در حالی که ابزارهای نسل دوم به عوامل هوش مصنوعی اجازه می‌دهند داده‌های تحلیلی را به عنوان جریانی از اطلاعات مستقیماً از قراردادهای هوشمند بلاک‌چین و بدون مداخله انسانی جمع‌آوری کنند. علاوه بر این، یک عامل هوش مصنوعی می‌تواند کل تاریخچه تراکنش‌های یک پروتکل DeFi را در چند ثانیه تجزیه و تحلیل کند، در حالی که یک انسان برای انجام همان کار به چندین ساعت زمان نیاز دارد. یک عامل هوش مصنوعی می‌تواند ۲۴/۷ و بدون وقفه تحلیل کند و الگوهای مثبت یا منفی را در تاریخچه تراکنش‌ها شناسایی نماید.

DePIN: پردازش غیرمتمرکز برای بارهای کاری هوش مصنوعی


منابع مالی برای اجرای مدل‌های هوش مصنوعی بسیار سنگین است و افزایش سریع تقاضا برای GPUها از عرضه آن‌ها پیشی گرفته است. به همین دلیل، شبکه‌های زیرساخت فیزیکی غیرمتمرکز (DePIN) در حال احیا شدن هستند. دی‌پین‌ها شامل مشارکت‌کنندگانی هستند که سخت‌افزار فیزیکی خود، مانند GPUها را در اختیار شبکه‌های بلاک‌چینی قرار می‌دهند تا از طریق معماری پردازش توزیع‌شده از هوش مصنوعی حمایت کنند.


یک بازار غیرمتمرکز برای پردازش GPU پیش از این توسط شبکه رندر (Render Network) با موفقیت ایجاد شده است که قابلیت‌های خود را فراتر از عملکردهای رندرینگ گسترش داده و به دلیل افزایش نیازهای هوش مصنوعی، از بارهای کاری این حوزه در بخش‌های استنتاج و آموزش پشتیبانی می‌کند. منطق استفاده از دی‌پین‌ها برای توسعه‌دهندگان این است که آن‌ها می‌توانند با هزینه‌ای بسیار کمتر از آنچه به عنوان کارمزد به غول‌هایی مانند AWS یا Google Cloud می‌پردازند، به توان پردازشی در شبکه‌های توزیع‌شده دسترسی پیدا کنند.


مراکز داده‌ای که پیش از این برای استخراج رمزارز استفاده می‌شدند، در حال تبدیل شدن به ارائه‌دهندگان زیرساخت پردازشی چندمنظوره هستند که یک روند جهانی را نشان می‌دهد. بلاک‌چین همچنان به عنوان مکانیسم شفاف انتقال ارزش و تسویه پرداخت باقی می‌ماند و همان فناوری که برای هش کردن تراکنش‌های بیت‌کوین استفاده می‌شود، برای تسهیل برنامه‌های استنتاج هوش مصنوعی به کار گرفته می‌شود. کلود متمرکز رها نمی‌شود، بلکه با قابلیت‌های اضافی از طریق یک بازار پردازشی غیرمتمرکز و چندمنظوره تقویت می‌شود که از تمام جنبه‌های توسعه هوش مصنوعی (استنتاج، تنظیم دقیق و اجرای عامل) پشتیبانی می‌کند، در حالی که آموزش مدل‌های بسیار سنگین همچنان بر روی زیرساخت‌های سنتی و متمرکز باقی می‌ماند.

سرمایه‌ها به سمت همگرایی حرکت می‌کنند


با نزدیک شدن به سال ۲۰۲۶، بسیاری از سرمایه‌گذاران خطرپذیر (VC) مبالغ هنگفتی را در تقاطع هوش مصنوعی و بلاک‌چین سرمایه‌گذاری می‌کنند و سرمایه‌های زیادی به سمت استارتاپ‌هایی سرازیر می‌شود که پروتکل‌هایی را صرفاً برای فعال کردن تجارت "عامل با عامل" (agent-to-agent) توسعه می‌دهند. برخی از بازیگران پیشرو در فضای کریپتو، از جمله کوین‌بیس و سولانا، ادغام مستقیم استنتاج هوش مصنوعی در کیف‌پول‌های خود را آغاز کرده‌اند.


پروژه Fetch.ai یک عامل اقتصادی خودمختار توسعه داده است که می‌تواند هماهنگی اینترنت اشیا (IoT) و مدیریت DeFi را خودکار کند. Ocean Protocol نیز یک بازار غیرمتمرکز ساخته است که در آن کاربران می‌توانند با ارائه مجموعه‌داده‌ها برای آموزش هوش مصنوعی، ضمن حفظ ناشناسی از طریق اثبات‌های رمزنگاری، درآمد کسب کنند. تز نهادی ساده است: بلاک‌چین به عنوان لایه اجرا و تسویه برای تمام تراکنش‌ها عمل خواهد کرد و هوش مصنوعی لایه تصمیم‌گیری خواهد بود. همگرایی هوش مصنوعی و بلاک‌چین محیطی را ایجاد می‌کند که سیستم‌هایی بسیار بزرگتر، قابل حسابرسی‌تر و کارآمدتر از آنچه به تنهایی با هر یک از این فناوری‌ها ممکن است، پدید آیند.


مسائل پیرامون نگرانی‌های حریم خصوصی در داده‌های حساس آموزشی هوش مصنوعی در مقابل شفافیت بلاک‌چین‌ها هنوز حل‌نشده باقی مانده است؛ عوامل معامله‌گر خودمختار سطوح جدیدی از حملات را ایجاد می‌کنند؛ همچنین پراکندگی مقررات بین حوزه‌های قضایی مختلف، چالش‌های اضافی برای انطباق با قوانین ایجاد می‌کند. با این حال، مسیر از قبل تعیین شده است: ما انتظار داریم در سال ۲۰۲۶ شاهد پذیرش گسترده اپلیکیشن‌های مصرف‌کننده باشیم که ویژگی‌هایی مشابه با فناوری‌های مالی (فین‌تک) دارند تا رمزارزهای سنتی. عوامل خودمختار هوش مصنوعی به‌طور یکپارچه در پس‌زمینه فعالیت کرده و مدیریت خودکار تراکنش‌ها را با ترکیبی از تأیید آن‌چین و ریل‌های پرداخت استیبل‌کوین انجام می‌دهند. کاربران حتی متوجه نخواهند شد که در حال تعامل با یک پلتفرم بلاک‌چینی هستند؛ آن‌ها فقط می‌دانند که نتیجه خوبی دریافت کرده‌اند.



تمام نظرات بیان شده، نظرات شخصی نویسنده است و به منزله توصیه سرمایه‌گذاری تلقی نمی‌شود.

آخرین مقالات

شاخص ترس و طمع

معامله
18
ترس شدید
به نظر شما جو روانی فعلی بازار چگونه است؟
+78.57%+21.42%
اسپاتفیوچرز
هیچ داده‌ای وجود ندارد